آخرین نتایج از دقیقترین مدلها برای شبیه سازی گسترش کرونا

محققین چندین موسسه معتبر دو روز پیش (۱۶ مارس ۲۰۲۰) نتایج دقیقترین مدل سازی تا کنون برای سناریوهای مختلف مواجه با کرونا را منتشر کردند. هدف اصلی این گزارش این بوده است که تصمیم گیرندگان کشورها بتوانند تبعات هر یک از گزینه های در دسترس را تخمین بزنند.

من اینجا فقط پیام اصلی این مقاله را خیلی خلاصه انتقال میدهم، علاقمندان میتوانند اصل مقاله (پایین این پست) را مطالعه کنند.

برای مواجه با این اپیدمی (با فرض اینکه واکسن یا درمان موثری در دسترس نباشد) سه گزینه اصلی وجود دارند:

۱) پذیرش گسترش «ترمز نشده» اپیدمی: در این صورت اپیدمی نسبتا سریع (در یک بازه زمانی چند ماهه) به نقطه اوج میرسد و سپس به صورت «طبیعی» فروکش میکند. تا زمانی که حدود دو سوم جمعیت پایه مبتلا نشده باشند ما شاهد رشد نمایی خواهیم بود، بعد از آن گسترش ویروس از حالت اپیدمی خارج میشود (این مقاله یک ماه پیش مرا ببینید) . اشکال این گزینه این است که درحوالی نقطه اوج بخش عمده ای از جمعیت کشور همزمان مریض میشوند، حدود پنج در صد آنها نیاز مبرم به درمان بیمارستانی دارند، و تعداد افرادی که همزمان نیاز به دستگاههای تنفسی دارند حدود ۳۰ برابر ظرفیت کشورهایی مانند انگلستان و آمریکا خواهد بود، به این معنی که باید از درمان استاندارد بخش عمده ای از بیماران صرف نظر شود. در این صورت در بریتانیا ۵۱۰ هزار نفر و در ایالات متحده دو میلیون و دویست هزار نفر (صرفا از این بیماری) میمیرند.

۲ ) تلاش برای «تعدیل» اپیدمی: اینجا هدف متوقف کردن اپیدمی نیست، بلکه اینکه اوج آن را به تاخیر بیندازیم و همچنین از شدت و تبعات آن بکاهیم. با یک ترکیب از اقداماتی مانند قرنطینه خانگی همه مبتلایان با علائم خفیف به همراه خانواده هایشان به مدت چند هفته و همچنین قرنطینه چند ماهه همه افراد با ریسک بالا (سالخوردگان بالای هفتاد سال و افراد دارای بیماریهای زمینه ای) میتوان اوج اپیدمی را چند ماه به تاخیر انداخت، بار آن بر سیستم درمانی در نقطه اوج را به یک سوم، و نرخ مرگ و میر را به نصف کاهش داد. اشکال این رویکرد این است که در اوج اپیدمی کماکان نیاز به تختهای مراقبت ویژه حدود ۸ برابر ظرفیت کشورهایی مانند انگلستان و آمریکا خواهد بود، باز هم به این معنی که باید از درمان استاندارد بخش عمده ای از بیماران صرف نظر شود.

۳ ) تلاش برای «توقف» اپیدمی: اینجا هدف لزوما این نیست که ویروس ریشه کن شود، بلکه اینکه انتقال آن از حالت اپیدمی خارج شود ( کافی است که «ضریب بازتولید» به زیر یک برسد، این مقاله را ببینید). برای این منظور علاوه بر موارد ذکر شده ذیل (۲) به اقداماتی نظیر تعطیلی همه مراکز آموزشی و اجتناب از هر نوع تجمع غیر ضروری (ورزشی، فرهنگی،….) نیاز است. اگر تمام این اقدامات با موفقیت اجرا شوند ظرفیت سیستم درمانی کشورهایی مانند انگلستان و آمریکا (به زحمت) مکتفی خواهد بود. اشکال این رویکرد این است که در صورت «تخفیف» در محدودیتها اپیدمی دوباره اوج میگیرد، یعنی این محدودیتها باید برای مدت زمانی نامعلوم (مثلا تا هنگام دسترسی عمومی به واکسن، که بارعایت استانداردها حداقل ۱۸ ماه تخمین زده میشود) پابرجا بمانند. تبعات اقتصادی و اجتماعی چنین محدودیتهایی را هیچ کس نمیتواند حتی تخمین بزند.

همینطور که میبینید هر گزینه ای که انتخاب شود بدون تبعات عظیم نخواهد بود. میماند این امید که در هفته های آینده درمان یا واکسن موثری پیدا شود، ولی حتی در این صورت هم برای اجتناب از سناریوهای فوق باید به نفع سرعت از استانداردهای پزشکی عدول کرد، بحث در این باره در کادرهای تخصصی آغاز شده است…

به اشتراک بگذارید: