آخوندها و بیماریهای مقاربتی

وضعیت نظام بهداشت و سلامت عمومی در آستانه روی کارآمدن رضا شاه  بسیار اسفناک بود. شیوه‌های درمان عقب مانده بود و پزشکی نوین به دلیل فقدان زیرساخت‌های لازم، امکان رشد و اثر‌گذاری در حوزه سلامت و درمان، خاصه امراض مسری و مقاربتی را نیافته بود.

تا قبل از رضا شاه و تاسیس وزارت بهداشت (صحت) و گسترش درمانگاه و بیمارستان ها مردم ایران گرفتار دو بیماری بسیار خطرناک بودند که با رواج استفاده از پنی سیلین و آب لوله کشی این بیماری از بین رفت. مبتلایان به سوزاک و سفلیس در بین روحانیون و قشر مذهبی بیشتر بود زیرا صیغه کردن زنان بی بضاعت که در اطراف حرم امامزاده ها پرسه می زدند در بین آنها رایج تر از بقیه اقشار جامعه بود. از طرفی آنها براحتی نمیتوانستند بیماری خود را پیش طبیب در میان بگذارند.

شرح آن دوره را در کتاب تاریخ اجتماعی تهران اینگونه می خوانیم:

سیفلیس بیماری است که از طریق آمیزش جنسی با فرد آلوده و از راه دهان, مهبل و مقعد انتقال میابد و به صورت زخم های عفونی بر روی آلت تناسلی و یا دیگر نقاط بدن خودش را نشان میدهد. در دوره قاجار به جهت عدم رعایت بهداشت سیفلیس یک بیماری شایع در بین ایرانیان بود. اما قبح این بیماری سبب شده بود تا بسیاری آن را پنهان بدارند تا از ورود آنان به اماکن عمومی خصوصا خزینه ممانعت به عمل نیاید. از طرفی تجدید دارو و تعویض پانسمان زخم مشروط به برداشتن پنبه و پارچه کهنه به شرط خیس دادنش بود زیرا بدون آن غیر ممکن بود چون گوشت و پوست بیمار را از میکند و از تحمل بیمار خارج میگردید. و از آنجایی که مراجعت به طبیب باعث خجالت شده و این کار در خانه نیز غیر عملی بود زیرا کشف راز می آورد. بهترین و ساده ترین راه خیس دادنش در آب خزینه حمام عمومی بود که هم آبش ملایم و هم کنده شدنش آسان بود و هم کسی نفهمیده رسوایی به بار نمی آورد. پس ابتدا با همان حالت که آلت یا آلتین و محل جراحت کهنه پیچی شده بود به حمام رفته تنک بسته وارد خزینه میشدند. تنها با این احتیاط که حمامی و دلاک متوجه نشود وارد خزینه میشدند و تمام کهنه کثیف و چرک و پیله های زخمشان را در آب رها می کردند!

افرادی نیز بودند که در آب خزینه که کهنه کثیف و چرک و پیله زخم با میلیاردها میکروب سیفلیس در آن بود آب در دهان کرده مضمضمه و غرغره و استنشاق میکردند و دهان را می شستند و همه را مستحب می دانستند! بیماران گوارشی و ریوی نیز آب خزینه را که چنین چرکین بود برای شفا می نوشیدند وآن را دستور بزرگان می دانستند که چنین آبی شفابخش است.

علاوه بر این زنان و خاصه زائو ها نیز نوشیدن آب خزینه برایشان از واجبات بود, به دلیل اینکه میگفتند دلپیچه را نرم و کوفت روفت جنین را از درونشان رفع میکند. آن هم نوشیدن آب خزینه هایی که کمتر از پنج شش ماه یک مرتبه تعویض نشده در آن مدت به تعداد روزهای آن, چنان بیمارهایی به آن داخل شده زخم هایشان را خیسانده کهنه هایشان را رها کرده و سوزاکی هایی که ادرارشان در آن آب راحت تر می آمده بول کرده بودند! این توضیح مختصری از وضعیت آب خزینه بود که تنها به دلیل کُر بودن پاک شمرده میشد! تا زمانی که رضاشاه استفاده از خزینه را ممنوع کرد این شرایط در ایران ادامه داشت.

توضیح : بعد از ممنوع شدن خزینه ها و اجبار استفاده از لوله کشی برای حمام ها آخوندها شروع به مخالفت و نق زدن کردند و حتی توسط گروهی از خر مذهبی های بازارتهران حزبی به نام حزب خزینه راه اندازی شد.

در قسمتهای بعدی شرح بیشتری از نحوه برخورد دولت ایران ساز رضا شاه با این دو بیماری را شرح خواهیم داد.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
2 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها