آرزوهای جماعت اهل کوفه و تحلیل های شخمی _ تخیلی مردم «جو گیر»؛ کسی که قصد انقلاب دارد به رضا پهلوی ها نیازی ندارد!

نمیدانم چند در صد از ایرانیان میدانند که تیسفون زمان ساسانیان که تسلیم «توحش و بربریت» اسلام شد، در همین عراق امروز قرار دارد و این برادران و‌خواهران عراقی که امروز شاهد فروریختن کامل طاق کسری ایرانی در سرزمین عرب شده خویش هستند، روزگاری به زبان «پهلوی» سخن میگفتند و به قولی بچه تهرون زمان ساسانیان بودند اما خب همانگونه که میدانیم دو قرن سکوت و‌جنایت بربرهای لشگر عمر چنان تخم و‌خایه ای از ایرانشهر کشید که هنوز که هنوز است، قامت شکسته ایرانیان راست نشده است.

قصدم از کنایه زدن به اهل کوفه و تاریخچه عراق امروزی، مطرح کردن معلومات نداشته جغرافیایی ام نیست؛ بلکه دقیقا برعکس، از آنجا که رشته تحصیلی من لیسانس کشاورزی بوده است، میخواهم به تحلیل های «شخمی» و «دیمی» جماعتی بپردازم که نسبشان به اهل کوفه میرسد اما ادعایشان باسن شرق و غرب هر ۲ عالم را پاره کرده است.

این روزها که جو‌ انقلاب روسی و سوار هواپیما شدن رهبر مخالفان ولادمیر پوتین و بازگشتش به روسیه همزمان شده است با حضور طرفدارانش در خیابان های یخ زده و‌کرونا زده روسیه_ آن هم در سرمای منفی ۱۰ تا ۲۰ درجه_ فیل عده ای از این یاوه گویان و لاف زنان وطنی یاد هندوستان کرده است و یادشان افتاده است که بله، خب ما هم که یک شاهزاده زاپاس داریم، چرا او هم همانند الکسی ناوالنی سوار هواپیما نمیشود و نمی آید ما را نجات دهد!

اول از همه برای پاسخ به این تحلیلگران دیمی _ تخیلی باید گفت عمو، به قول شیرازی ها حالو گیریم رضا پهلوی هم سوار طیاره شد، «مردم روسیه» رو از کوجومان بیاریم!؟

بچه تیسفون ها یک بار به حضت علی قول دادند، زدند زیرش. یک بار برای حسین نامه نوشتند، او را هم به گا دادند و در برابر یزید از او دفاع نکردند. بعد از کوچک‌ شدن ایران بزرگ در طول تاریخ ، بچه تیسفون ها جملگی عرب شدند و اکنون نوبت ظهور «بچه تهرون» بود. این بچه تهرون ها هم با پیروی از پدران تیسفون نشین و دهقان خود ( معادل طبقه متوسط امروز) یک روز زنده باد مصدق گفتند و چند روز بعد، درود بر شاه! و اینگونه این جماعت جوگیر ادامه دادند تا از قربانی کردن و جان نثاری برای شاه، به دست بوسی خمینی رسیدند؛ آن هم به طمع برق و آب مجانی و خانه برای همه و ….!

سرتان را درد نیاورم، این بچه تهرون ها در اولین انتخابات ریاست جمهوری در ایران، رفتند به سفارش خمینی به آخوند زاده و شارلاتانی به نام ابول حسن بنی صدر رای دادند، این بنده خدا هم فکر کرد با نمیدانم ۱۱ میلیون رای الان میتواند خمینی را هم از سر راه خود کنار بزند، اما آناناس!

از آن ۱۱ میلیون ۱۰ هزار نفر هم از بنی صدر حمایت نکردند و اگر مجاهدین نیروهای خود را در حمایت از بنی صدر بسیج نکرده بودند، همان کسانی که به سفارش خمینی به آخوند کراواتی بنی صدر رای داده بودند، ابولی را در همان خیابان های تب زده از باسن آخوندی اش دار میزدند!

بنی صدر وقتی این واقعیت مهم را فهمید که بدون خمینی «هیچ» است و بچه های تیسفون ، ببخشید بچه های تهرون، سر رای خویش نماندند، با التماس به مجاهدین خواهش کرد که او را از دست طرفداران سابق و پدر معنوی سابقش نجات دهند؛ بقیه داستان را هم که همه میدانیم و تکرار مکررات است.

پس از پایان جنگ ایران و عراق، خمینی مرد و‌خامنه ای رهبر شد و خاتمی آمد و احمدی نژاد ظهور کرد و این ظهور خودش سقوط اعظم شد. درست در این شرایط نخست وزیر امام خمینی که سابقه لجبازی هم با خامنه ای داشت، تصمیم گرفت وارد گود شود و با پدیده ای که در جلوی دوربین دروغ میگوید، مقابله کند.

انتخابات شد، مردم به موسوی و‌کروبی رای دادند اما خامنه ای تقلب کرد و کوتوله هزاره را بر کشید؛ ایران صحنه تظاهرات و میدان جنگ شد، میلیون ها نفر در خیابان ها ریختند و عده ای کشته شدند و پس از مدتی شایعه دستگیری کروبی و‌موسوی کلید خورد! در این هنگام بود که میلیون ها نفر در ایران فریاد زدند :

کروبی دستگیر بشه، ایران قیامت میشه

موسوی دستگیر بشه، ایران قیامت میشه

فارغ از سابقه و‌گذشته نابخشودنی کروبی و‌موسی، این دو نفر وقتی دستگیر شدند، طبق معمول همیشه، صحبت اهل کوفه دروغ از آب درآمد و از آن میلیونها نفری که شعار دادند کروبی دستگیر بشه ایران قیامت میشه، حتی ۱۰۰۰ نفر هم در شبی که کروبی را از خانه اش اوباش بسیجی بیرون کشیدند، پشت کروبی نایستادند و اکنون هم دیگر کسی برایش مهم نیست اصلا داستان چه بود!

داستان جنبش سبز نمونه خوبی است برای مردم شناسی، فارغ از عملکرد بد موسوی و‌کروبی در هدایت خشم مردم، اما این نکته را نمیتوانیم فراموش کنیم که مردم پای شعاری که داده بودند، نایستادند!

اگر روند حوادث ایران دوران خامنه ای را واکاوی کنیم، میبینیم در جریان کوی دانشگاه، درست وقتی دانشجویان فریاد میزدند :

مردم چرا نشستین، ایران شده فلسطین!

هیچکس به دادشان نرسید و با کشتن چند دانشجو و زندانی کردن صدها نفر، جامعه برای یک دهه به خواب رفت. سال ۸۸ هم همین اتفاق افتاد، حکومت چند صد نفر را کشت و در بازداشتگاه ها به زن و مرد تجاوز کرد، مردم دوباره برای نزدیک به یک دهه به سکوت رفتند، هر چند در دی ماه ۹۶ در اعتراض به گرانی ها شعارهای سیاسی هم دادند، اما علنا پس از ۲ سال وقتی در اعتراض به گرانی بنزین مردم بیرون ریختند، حکومت با کشتن چند هزار نفر دوباره همه را به خانه فرستاد.

ایرانی امروز را نباید در شهنامه فردوسی بزرگ به دنبالش بگردی، ایرانی امروز را باید در رباعیات خیام و پای بساط و‌منقل و باغ و ویلا با ژیلا جستجو کنی!

واقعیت تاریخی این است که ما بنا به تعریف شاعران بزرگمان عاشق چنگ و زلف یار و رقص و آواز هستیم و انسانهای جنگ طلبی هم نبوده ایم. ما در طول تاریخ در برابر مردمان متمدن ( یونان و روم) بارها قد علم کرده ایم اما وقتی در برابر بربریت و وحشیگری تازیان و ترکتازان مغول قرار گرفته ایم، خودمان را باخته ایم و خایه تهی کرده ایم. ما در طول تاریخ همیشه به اقلیت انگشت شمار_ توجه بفرمایید_ اقلیت انگشت شمار افتخار کرده ایم و رفتار اکثریت خودخواه را از یاد برده ایم.

ما اگر یک بابک خرم دین داشته ایم اما در برابرش ۱۰۰۰ افشین حرام زاده مام میهن پس انداخته است.

اگر دوران درخشان پهلوی ها _که یک استثنا تاریخی بود_ و نسلی که در برابر صدام ۸ سال جانانه جنگید را فاکتور بگیریم، حداقل در این ۱۴۰۰ سال ما همیشه در برابر بربریت و سنگدلی و توحش کم آورده ایم. باید در فردای سقوط این نظام در مدارس به بچه هایمان شجاعت و راه و روش مبارزه با «توحش» را یاد بدهیم، تا شاید در آینده هیچوقت عمرها و چنگیز خان مغول و خمینی ها نتوانند با آدمکشی و تجاوز و خشونت بی حد و حصر، ما را اینگونه همانند امروز «عقیم» و «سترون» کنند.

جوگیرهای محترم، مشکل امروز ما سوار هواپیما شدن رضا پهلوی نیست، موسوی که داخل ایران بود و عکس هایش هم موجود است، چرا وقتی دستگیر شد، با آن همه طرفداری هم که داخل حکومت داشت، باز ایران قیامت نشد و با مرگ ۱۰۰تا ؟ نفر، همه به خانه ها بازگشتند!؟

بدبختی های ما یکی دوتا نیست. یک خاشقچی را عربستان کشت، دنیا یک سال مداحی کرد، اما ۱۵۰۰ نفر را در نیزارهای ماهشهر کشتند و در روز روشن فیلم ربوده شدن مخالفان حکومت در ترکیه پخش شد و آب از آب در جهان تکان نخورد. این واقعیت است که حتی در جهان هم کسی برایش مرگ ایرانیان مهم نیست!

اینکه رضا پهلوی چرا سوار نمیشود بیاید تا ما انقلاب کنیم، حرفی به غایت کودکانه و ابلهانه است! اول از همه با کاری که با پدربزرگ و پدر و خانواده اش کردیم، این حرف چه انتظار بیجایی است! دوم از همه او سوار طیاره هم بشود، یکراست میبرندش کهریزک، آیا طرفدارانی که شعار ای شاه ایران برگرد به ایران را سر دادند، همان قومی نیستند که ۱۰ سال قبلش فریاد میزدند موسوی دستگیر بشه، ایران قیامت میشه!؟

فعلا برای ملت قیمت های نجومی خانه ها و‌ماشین هایشان، بازار بورس و دلالی ارز و بیت کوین مهم تر از آزادی و رهایی ایران است. طبقه متوسطی که باید موتور مولد انقلاب باشد،متاسفانه نعشه سکس گروپ و کوک و لاین و امیر تتلو است و‌ وقت انقلاب ندارد.

بیایید واقعیات را ببینیم و حرف مفت نزنیم. این ملت در برابر فرمان خامنه ای برای عدم ورود واکسن کرونا که به جان خودشان مربوط است، کوچکترین واکنش و تظاهراتی نشان ندادند، حالا اینها میخواهند مثلا از رضا پهلوی حمایت کنند!؟

رضا پهلوی اگر روزی شیر خر بخورد و‌ چنین غلطی بکند، اول چند شیشه نوشابه در کهریزک شیافش میکنند و پس از تجاوز نوبتی اوباش بسیج به او، او میمیرد و فردا هم تیتر میزنند خودکشی کرد! فردایش هم طرفداران اینترنتی اش میگویند حقش بود! میخواست گول نخورد.

حرف آخر اینکه اگر ملتی بخواهد انقلاب کند، منتظر کسی نمی ماند؛ جوگیر نشوید و یاوه بر یاوه نبافید.

ارادتمند، بچه تیسفون _ تهرون

به اشتراک بگذارید:
3 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها