آقای مصداقی جانب انصاف را نگاه دارید

ایرج مصداقی فردی مطلع، سخت کوش و دقیق است که نظراتش از سوی بسیاری چون من دنبال میشود. بنده یکی از شنوندگان مصاحبه های هفتگی ایشان با جناب بهبهانی در تلویزیون میهن هستم و از آن طریق در میان مسائل دیگر پیشرفت دادگاه حمید نوری را که به ترفند و کوشش ایشان در دام افتاده دنبال میکنم.

جناب مصداقی در گفتگوی اخیر خویش قاضی جفری روبرتسون را که به عنوان شاهد به دادگاه احضار شده بود مورد انتقاد شدبد قرار داد و این انتقاد را تا مرز تهمت به ایشان که وظیفه حقوقی خویش را فدای پول میکند پیش برد. هر چند که جناب مصداقی این تهمت را به صورت علنی بیان نکرد اما برداشت دیگری از سخنان ایشان نمیتوان داشت.

جفری روبرتسون وکیل سرشناس انگلیسی و نویسنده کتابهای متعدد در مورد حقوق بشر، جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت  است. ایشان یک چهره شناخته شده جهانی است که همکاری با سازمان ملل و سازمانهای حقوق بشری مانند عفو بین الملل و ریاست دادگاه ویژه  سازمان مللل برای سیرا لئون را در کارنامه خود دارد. او در جریان کتاب آیات شیطانی برای پذیرفتن دفاع از سلمان رشدی تهدید به مرگ شد. ایشان ریاست دادگاه مردمی ایران تریبونال را نیز بر عهده داشت که در آنجا جناب مصداقی نیز با ایشان همکاری نزدیک داشته است.

جناب مصداقی شما از ایشان انتقاد میکنید که در معرفی خود گفته من مشاور ملکه هستم و نمیداند که این چیزها در سوئد و برای سوئدی ها ارزشی ندارد و عکس آن صحیح است. شما اشتباه میکنید. او میگوید من وکیل (حقوقدان) ملکه هستم ( Queen’s Counsel به اختصار QC) و این یک رتبه در دستگاه قضائی انگلیس است که از قرن شانزدهم وجود داشته و نشان میدهد دارنده آن به حد عالی در حرفه خویش رسیده و به آسانی به حقوقدانان داده نمیشود. این بدان معنا نیست که او وکیل ملکه است یا به او مشورت میدهد. تنها به این معنا است که او در رتبه حقوقدانان ملکه قرار دارد. دادگاه از او میخواهد که خود را معرفی نموده و در مورد  زمینه کاری و تجربه اش توضیح دهد. او پس از معرفی خودش میگوید که وکیل با رتیه وکالت ملکه است و ریاست یک شزکت حقوقی با 150 وکیل را بر عهده دارد که همه آنها نیز وکیل ملکه هستند. او بیان میکند که بیست کتاب نوشته که معروفترین آنها چندین بار تجدید چاپ شده، در سازمان ملل خدمت کرده و در دادگاههای بین المللی حضور داشته است. نگارنده سعادت خواندن یکی ار کتابهای ایشان (پرونده ای برای پاپ) را داشته که در آن وی پرونده ای بر علیه پاپ و کلیسای کاتولیک تشکیل داده و استدلال میکند که میتوان بر اساس قوانین موجود پاپ را برای جنایت علیه بشریت به دادگاه جنائی بین المللی فرا خواند. مصاحبه ها و مقالات ایشان در رسانه ها و روزنامه های انگلستان نیز همیشه پربار و بشردوستانه بوده است.

آقای مصداقی شما جامعه سوئد را خوب میشناسید اما جامعه انگلستان را نمیشناسید. در انگلستان هم مانند سوئد افراد یکدیگر را با نام کوچک صدا میکنند و قمپز در نمیکنند ولی چنانچه میدانید دادگاه قوانین خویش را دارد. مطلبی که به نظر می آید باعث ناخشنودی شما شده حضور ایشان در مراسم مجاهدین است.  ما باید این را بپذیریم که مجاهدین هرچند زمانی در لیست گروهای تروریستی بودند اما دیر زمانی است که از آن لیست خارج شده اند. من خود از مخالفین سرسخت این گروه هستم اما باید بپذیریم که بر خلاف تنفر ما از این گروه سخن گفتن در میتینگهای آنها یرای غربیان تابو نیست. باید دید چه گفته است. شما خود اگر تریبون آزاد در میتینگ مجاهدین داشتید برای آنها سخن نمیگفتید؟ این را نیز در نظر بگیرید که این گروه در اروپا دست به جنایت نزده و در چندین دهه گذشته اعضای آن نقش قربانی را داشته اند. این را هم باید اضافه کنم که من در جستجوی خود در اینترنت قادر نشدم نشانی از حضور ایشان در نشستهای مجاهدین بیابم و تنها یک کنفرانس ویدیوئی از ایشان و چند وکیل دیگر در این رابطه یافتم اما بر اساس گفته شما فرض را بر حضور ایشان در نشست مجاهدین میگذارم.

شما قاضی روبرتسون را مورد انتقاد قرار میدهید که سخنان بی ربط و انحرافی از جمله در مورد بمب گذاری در میتینگ مجاهدین  و ترور دانشمندان هسته ای میگفت. خیر، سخنان ایشان بسیار مربوط و دقیق بود. ایشان آنجا بود تا در مورد گزارشی که در پایان دادگاه ایران تریبونال نوشته بود و قضاوتش در آن گزارش توضیح دهد. او استدلال میکند که کشتار 67 به این دلیل نبود که حکومت این زندانیان را یک خطر جدی میدید و بلکه به این دلیل بود که مبخواست همه مخالفین خود را بکشد و سپس بمبگذاری در میتینگ مجاهدین در پاریس را شاهد این ادعا می آورد. او همچنین میگوید که رژیم ترور دانشمندان هسته ای را به مجاهدین نسبت داده و به این بهانه میگوید که آنها با رژیم در جنگ نظامی هستند و رژیم حق دارد خشونت نماید.

شما میگوئید نمیدانید که چرا قاضی روبرتسون نظر خویش نسبت به مجاهدین را تغییر داده و شاید به خاطر شرایط مالی تسلیم مجاهدین شده. یعنی ایشان نمیتواند با اطلاعات بیشتر نظر خود را تغییر داده باشد؟ یعنی شما فکر میکنید فردی با آن سوابق و نام نیک، با آن تالیفات، شخصی که ریاست یک شرکت 150 نفری حقوقی از مجربترین وکلا را بر عهده دارد و بزرگترین شرکتها و افراد را  جزو موکلان خود داشته و میتواند از هر دقیقه اش کسب مال کند احتیاج مالی دارد و خود را به مجاهدین میفروشد و حرفه و وجدان را زیر پا میگذارد؟ یعنی شما ایشان را با آخوندهای دوزاری یا رودی جولیانی یکی میدانید؟

میگوئید میخواهد قاقالیلی بدهد و دادگاه را با اضافه کردن جنایت علیه بشریت به پرونده منحرف کرده و ممکن است این باعث شود همه چیز از دست رفته و دادگاه از اول شروع شود. چنین چیزی در ظبط صدای دادگاه که من گوش کردم نبود. یک بحث حقوقی بین او و دادستان بر اساس نظر او در گزارشش در میگیرد و او در دفاع از قضاوتش استدلال میکند که استنباط او از کنوانسیون ژنو این است که قوانبن جنایات جنگی در مورد جنگهای داخلی نیز صدق میکند. او میگوید متهمین کشتار 67 دست به جنایت جنگی زده اند اما در این مورد جنایت علیه بشریت نیز علاوه بر جنایت جنگی صورت گرفته. این نظر کارشناسی او است که با صداقت بیان میکند و هیچ اصراری هم بر افزودن این جرم به جرائم متهم ندارد هر چند که این جرم جدید ناقض جرم فعلی نیست و یک جرم جداگانه است. توجه کنید که با استنباط او از قانون فرقی نمیکند که حمله مجاهدین در هماهنگی با ارتش عراق صورت گرفته باشد یا خیر، و در هر دو صورت کشتن زندانیان یک جنایت جنگی بوده است.  این مطلب هم که وی از امتناع دادگاه از افزودن جرم جنایت علیه بشریت به پرونده اطلاع داشته چیز غریبی نیست و چه بسا که کنت لوئیز، وکیل مجاهدین، با او در این مورد تماس گرفته باشد. دلقک بازی حمید نوری هنگام شنیدن سخنان ایشان هم چیز تازه ای نیست و به گزارش خود شما با آن فهم ناقصش از روز اول بدین کار مشغول بوده  و به معنای کمک قاضی روبرتسون به وی نیست. در واقع در فایل صوتی شنیده میشود که قاضی به حمید نوری تذکر میدهد که از شکلک و حرکاتی که نشانگر نارضایتی از شهادت ایشان و بی احترامی به دادگاه و شاهد است خودداری کند.

شما دیر آمدن ایشان به دادگاه را نشان بی اهمیت دانستن دادگاه از سوی ایشان دانسته اید. در فایل صوتی دادگاه که من گوش کردم این تاخیر بیش از چند دقیقه نبود. انتقاد شما ار عجله او برای رفتن نیز غیر منصفانه است. نزدیک به پایان دادگاه ایشان توضیح میدهد که گرفتار مسائل اوکراین است و باید زودتر برود. او پیشنهاد میکند که روز بعد و یا هر روز دیگر خود را در اختیار دادگاه بگذارد اما اجازه بدهند که او آن روز زودتر رفته و به مسائل اوکراین رسیدگی کند. پس از مخالفت قاضی او مانده و به سوالات دیگر پاسخ میدهد. البته نارضایتی خود را از قاضی که با او از بالا سخن گفته آشکار میکند. این صراحت لهجه یکی از خصوصیاتی است که برای اعطای رتبه وکیل ملکه به وکلا مورد ملاحظه قرار میگیرد.

 امیدوارم که این گستاخی را بر من ببخشید اما همانگونه که خود در پایان سخنانتان گفتید اگر اشتباهی دیدیم باید آن را تصحبح کنیم. این را وظیفه خود دیدم که برای رفع هر گونه سوء تفاهم اطلاعات بیشتری در اختیار خوانندگان ایرانی قرار بدهم تا بتوانند قضاوت بهتری نسبت به این وکیل سرشناس داشته باشند.

به اشتراک بگذارید: