آنقدر در سوریه آدم کشت تا مدال به او بدهند؛ پس از قهرمان اصغر فرهادی، قهرمان دیگری هم «مدال» گرفت!

وقتی نوجوان بودیم این طلاها و کاپ های ورزشی و جوایز جشنواره ها برایمان دنیایی ارزش داشت اما کمی بزرگتر که شدیم، فهمیدیم گرفتن این تکه حلبی ها هم میتوانند دشنه ای شوند در قلب مردم!

میخواهم صد سال سیاه نام ننگین یک سپاهی که دستهایش آلوده به خون سوری ها و شاید ایرانیان باشد، به عنوان «قهرمان» ایران در المپیک در تاریخ ثبت نشود!

کدام پرستار را دیده اید که در جهان مدال المپیک «تیراندازی با اسلحه» را برده باشد؟

پرستاران واقعی امروز با ناچیزترین درآمد در حال ۲ شیفت کار کردن هستند و کوچکترین اعتراضی هم بکنند، یا اخراج میشوند و یا حراست برایشان پرونده روابط نامشروع درست میکند. اسم مدافعان سلامت را آلوده به مدافعان بیضه های اسد نکنید. پرستاری و پزشکی حرمت دارند، قسم بقراط را با بیعت با رهبر جنایتکاران جهان اشتباه نگیرید!

ببینید ما را چقدر شفتالو فرض کرده اند که یک تک تیرانداز خودش را پرستار خطاب میکند و‌ در برابر پرچم منحوس سیک نشان حمهوری اسلامی ادای احترام نظامی میکند و چه بیچاره است المپیک و مردم ایران که باید زیر فشار بی آبی و بی برقی و گرسنگی، شاهد رژه یک رمبوی امام خامنه ای باشند که با طلایش به مردم پز دهد که بله، سپاهی ها مدال المپیک نگرفته بودند، که گرفتند! پس از مستعان ۱۱۰ و واکسن های رنگارنگ و سد سازی های بی نظیر که نتیجه اش امروز در خوزستان عیان شده است، حالا نوبت به طلای المپیک رسید.

سالهاست سپاه جنایتکاران جمهوری اسلامی تیم های فوتبالی و ورزش ایران را هم مثل خود سرزمین ایران به لجن کشیده اند. تیم مصادره شده تراکتور سازی توسط سپاه که «تجزیه طلبان» را برجسته میکند تا جمله دروغ « اگر ما برویم ایران تجزیه میشود» را «ترس بزرگ» ملت کند تا این دربی های رنگی که شده است مایه اختلاف ملت، هیچکدام دیگر به ورزش ربط ندارند.

در جمهوری اسلامی ورزش و سینما و ادبیات و‌شعر و موسیقی و … همه چیز در خدمت اهداف رژیم است. چه آن بازیگر مثلا مخالف سیاست های دولت که حرف های احساسی میزند و از آن طرف در سریال «سفید سازی» جنایات دهه ۶۰ ( میخواهم زنده بمانم) نقش اول را بازی میکند تا آن قهرمان کنی که بیلبوردش را شورای شهر خامنه ای در سراسر شهر نصب میکند؛ و تا این سپاهی پرستار _ تیرانداز که از قضا قهرمان المپیک هم میشود، همه و همه در خدمت اهداف نظام هستند، حالا چه خواسته مثل این رمبوی پاسدار و مدافع المپیکی بیضه های اسد و چه ناخواسته مثل حامد بهداد و چه «وسط باز» مثل فرهادی و دیگران!

در جمهوری اسلامی اگر همانند مهران مدیری ها با وزارت اطلاعات و سپاه همکاری نداشته باشید، به جاهای بالا نمیرسید. در جمهوری اسلامی اگر مثل ده نمکی ها چماق بر سر و صورت مردم نکوبیده باشید، امکاناتی برای «مبتذل سازی» در اختیار شما قرار نخواهد گرفت.

در فوتبال اگر همانند علی پروین ها و مظلومی ها نباشید، عاقبت کارتان ممنوعیت های نانوشته است. در سینما اگر همانند گلزارها نباشید، عاقبت شما ممنوع الکاری است. در موسیقی اگر مثل اکثریت خوانندگان داخلی نباشید، عاقبت شما محو شدن مثل حسین زمان است. در ترانه و شعر اگر خط قرمزهای نظام را رعایت نکنید، عاقبت شما «بیکاری» است. در صدا و سیما اگر ظاهر سازی کنید و گند «اصل» شما در آید، عاقبت شما همچو «آزاده نامداری» سینه قبرستان است و خلاصه در جمهوری اسلامی در هر رشته و هنری اگر در خدمت اهداف نظام نباشید، عاقبت شما کنار گذاشته شدن است.

در حالیکه قهرمانان واقعی ما چو کیمیا علیزاده و «مولایی» و استادهای شطرنج پناهنده و آواره شده اند، از شوخی های تاریخ با ملت ایران است که یک تک تیرانداز مدافع اسد به دستور خامنه ای، قهرمان «تیراندازی» میشود. نمیدانم چرا مدام صورت آن سربازی که از بالای پایگاه بسیج در سال ۸۸ به مردم شلیک میکرد، به جای چهره کریه این رمبوی خامنه ای جلوی چشمم می آید.

در دنیایی که قدرتمندان پشت ضعیفان را خالی میکنند تا طالبان ها و داعش ها و جمهوری اسلامی ها قدرت بگیرند، باید هم مدال المپیکش به یک جنایتکار سپاهی داده شود.

کاش پس از این رشته تیراندازی را هم متنوع تر کنند و مثلا شاهد اجرای رشته هایی چو :

بخیه با ژ۳

جراحی باز با سرنیزه

قلب باز با دشنه

و جراحی مغز با گلوله باشیم.

قهرمان، قهرمانی ات مبارک !

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
2 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها