آیا فقط شاه بود که به مذهبی ها میدان داد؟

بعد از سپری شدن چهار دهه از انقلاب ننگین سال 57 اکنون میتوان گفت کسانی که شعار مرگ بر شاه گفتند و به خیابانها ریختند در دو طیف قرار می گیرند: با انصافها و لجوج ها.

عده ای مثل خودم، تحت تاثیر محیط و تبلیغات دروغین و غیر واقعی چپی ها و روشنفکر نماهای باصطلاح ملی و مذهبی قرار گزفته بودند و سیل انقلاب آنها را همراه خود کرده بود. این دسته از افراد بعد از مشاهده عملکرد انقلابیون به تدریج دریافتند که اشتباه کرده اند و حاضر به اعتراف شده اند. انصافا بسیاری از موضوعاتی که علیه شاه تبلیغ میکردند همگی موضوعاتی بود که ناسنجیده و از روی عقل و منطق نبود. مثلا تلاش برای صنعتی کردن کشور و سرمایه گذاری روی ارتش و شهر سازی و توریسم و دیگر زمینه ها همگی  موضوعات درستی بود اما انقلابیون می گفتند شاه نفت را مجانی به امریکا میدهد و این پروژه ها هم دستورات آنهاست که به او دیکته می کنند.

اما همه ما اکنون با گوشت و پوست خود به درستی مسیر سازندگی و حتی تصمیمات شاه در زمینه های سیاست خارجی را درک کرده ایم و اگر دوباره یک حکومت ملی و ایرانی بقدرت برسد خواهان اتخاذ چنین تصمیماتی هستیم. ما میخواهیم با دنیا ارتباط داشته باشد و راه را برای سرمایه گذاری در زمینه های مختلف باز کند یعنی همان کاری که شاه داشت میکرد.

اما بهرحال حکومت قبلی اشتباهاتی هم داشت که نمیتوان منکر آنها شد اما بحث بر سر آن است که موضوعاتی را که آن روز علیه شاه مطرح میکردند همگی ناصحیح و دور از منطق و انصاف بود.

اما عده دیگری از مخالفان شاه هنوز هم از خر لجاجت و دشمنی با منافع ملی پایین نیامده اند و هنوز هم مزخرف گویی هایشان را در قالبی جدید ادامه میدهند. مثلا ببینید چپی ها و مجاهدین مخالف سرمایه گذاریهای صنعتی در ایران بودند. آنها دشمن صاحبان کارخانجات بودند. حتی چندین صاحب کارخانه توسط این گروهها ترو ر شدند. دلیل شان هم این بود که کارگران توسط سرمایه دارها استعمار میشوند. درصورتیکه امروز مردم ایران به چنین افرادی مثل ایروانی ها و برخورداری ها و لقمانیان و دیگران لقب کارآفرین میدهند. اگر سرمایه اینها نبود در این کشور کاری ایجاد نمیشد. چرخهای اقتصاد این کشور را همان سرمایه دارها بچرخش دراورده بودند.

این گروه عقده ای (دسته دوم) این شبهه را ایجاد می کنند که این تقصیر شاه بود که به آخوندها و مذهبی ها میدان داد تا اینگونه شبکه زیر زمینی ایجاد بکنند و انقلاب را تصاحب کنند.

این همان نشانه  لجاجت و نفهمی این گروه است که هنوز هم در واپسین سالهای عمر خود نمی خواهند انصاف داشته باشند و واقعیات را بگویند.

واقعیت این است که همین افرادی که چنین حرفی را میزنند خودشان همواره در کنار مذهبی ها بودند. اینها همان کسانی بودند که دستبوس خمینی و کمتر از خمینی ها بودند. اینها هرگز خودشان علیه مذهبی ها یک جزوه منتشر نکرده اند. نه چپی ها و نه مجاهدین و نه ملی -منقلی ها هیجکدام علیه خرافات شیعه چیزی ننوشتند اما انتظار داشتند که شاه این کار را هم برای انها انجام میداد.

کثافتی مثل دکتر علی شریعتی و یا جلال آل احمد و یا صدر حاج سید جوادی و دهها روشنفکر نمای دیگر جز راه غلط نشان دادن به مردم و در نهایت چاپلوسی مذهب خرافی اسلام کاری نکردند. این وظیفه روشنفکران جامعه بود که علیه آخوندیسم فعالیت کنند و نه شاه.

شما فیلم های سینمایی آن دوره را ببینید. طرف مثلا فیلم ساز بود و میخواست فیلم عشقی بسازد. یکراست میرفت حرم یک امامزاده را نشان میداد و یا گنبد و بارگاه یک مسجد را نشان میداد که فلان هنرپیشه دارد وضو می گیرد. اینها دیگر وظیفه شاه نبود که بیاید به فیلم ساز بگوید الاغ! ترویج خرافات نکن.

همه مردم غرق در باورهای ساخته و پرداخته شده آخوندها بودند. نه روشنفکری داشتیم و نه گروههای سیاسی مان دنبال منطق و درستی بودند. اتفاقا شاه با آوردن زمینه های تجدد خدمات بنیادینی به فرهنگ این مرز و بوم کرد که هرچه داریم از او و پدر نامدارش است.

 

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
10 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها