آیا مردم ایران بی پرنسیب هستند؟

آیا مردم ایران بی پرنسیب هستند؟
جمالزاده در مقاله جامع خود بنام “خلقیات ما ایرانیان” به گزارش مشترک عده زیادی از خارجی هایی که ایران و ایرانیان را درک کرده اند اشاره کرده که جملگی ایرانی ها را بی پرنسیب دانسته اند.
احتمالا آنها بی پرنسیبی و هرهری مذهبی را یک اساس اعتقادی و مبنای رفتاری ندانسته اند وگرنه براحتی در میافتند که این عین پرنسیب مشترک ایرانی هاست.
مثال عمومی و همگان پسند ” فلانی هم عرقش را می خورد و هم نمازش را می خواند” برآمده از این خلق برجسته ایرانی است، تو گویی این درجه از تضاد درونی و سستی منطق و اعوجاج درک جای افتخار هم دارد. ایرانی ها وجه دیگری از این خلق را با نام تساهل و تسامح به زیور مدارا آراسته و به خورد همدیگر می دهند.
مثال عملی و جدید این پرنسیب نه چندان عالی ایرانی، استقبال از تیم های ورزشی جمهوری اسلامی از سوی ایرانی های مقیم خارج است. همان هایی که در کوی و برزن جار می زنند ما از ظلم و جور نظام سیاسی ایران یا از انحطاط فرهنگی آن کشور به دامان این و آن کشور پناه آورده ایم. همانها که بعضا با تعویض مخفیانه دینشان اقامت میگیرند و بلافاصله برای معاملات چرب و شیرین بی مالیات به کشوری سفر می کنند که جرم ارتداد در آن سگ کش شدن است.
اینان به بهانه واهی “حمایت از تیم ملی کشورمان” پرچم سه رنگ خرچنگ میان به دست میگیرند و به میدان استقبال و هیاهو می روند و بی اجر و پاداش عملگی پروپاگاندای دستگاه تبلیغاتی منحط ترین نظام سیاسی خاور میانه را به جان می خرند.
اینک تیم فوتبال جمهوری اسلامی به کانادا دعوت شده تا دیداری مثلا “دوستانه” مسابقه ای برای نمایش عادی جلوه دادن وضع ایران برگزار کند. دوستانه بودن این دیدار از اینجا پیداست که دو کشور هیچ رابطه سیاسی با هم ندارند و نخست وزیر کانادا این دیدار ورزشی را یک اشتباه می خواند. اما تیم فوتبال جمهوری اسلامی که بر خاسته از دل تباه مافیای نظامی-اقتصادی و متشکل از مشتی نرینه بی سواد و پرمدعاست که هدفی در زندگی جز انباشتن کیسه های نوی خود از پولی که نمی دانند با آن چه کنند ندارند. نه خلق و خوی آنها در خور ستایش است، نه فن آنها در این چهل و چند سال جامی را به ارمغان آورده و نه ککشان برای تبعیض بارز جنسیتی در میدانهای ورزشی می گزد.
اینجاست که بی پرنسیبی ایرانی بالاخره مرزهای بین المللی را در می نوردد و در مقابل چشمان متعجب ساکنین کانادا که تا دیروز در غم سرنگونی عمدی هواپیمایی حامل ایرانی-کانادایی ها گریان بودند، هزاران بلیط این دیدار نکبت به خرج ایرانی تباران به فروش می رسد. در روزگاری که بسیاری ایرانیان اینک توان به چنگ آوردن لقمه نانی برای خانواده خود ندارند و جواب هر اعتراضش به حقشان را با گلوله میدهند، این همه شنائت و بی مایگی در استقبال از تیم بی فروغ جمهوری اسلامی چیزی نیست جز بی پرنسیبی از نوع منحصر به فرد ایرانیش!

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
15 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها