از اون ور پشت بام افتادن ایرج مصداقی

برنامه هفتگی ایرج مصداقی در تلویزیون میهن را دیدم. ایرج مصداقی داشت می گفت قاضی منصوری به قتل نرسیده بلکه خودکشی کرده. بعد استدلالش خیلی جالب بود. می گفت چون بطور رسمی گفته نشده که به قتل رسیده و منابع رسمی گفته اند که خودکشی کرده پس نتیجه می گیریم که خودکشی بوده!!

من نمی خواهم روی این موضوع تمرکز کنم بلکه میخواهم به نوعی کج اندیشی اشاره کنم که متاسفانه گریبان بسیاری از مخالفان رژیم را گرفته بطوریکه در مواجهه با جنایات رژیم و یا اتفاقاتی نظیر همین انفجارات در نطنز و پارچین (که رژیم پنهانکاری می کند و واقعیات را پرده پوشی می کند) مثل روبات عمل می کنند و می گویند چون شواهد رسمی نداریم پس به همان ادعای رژیم بسنده می کنیم.

متاسفانه منشاء این کج فکری را بی بی سی چی ها به جان ما انداخته اند. بطور مثال در تظاهرات آبان گذشته و یا در مورد کشته شدگان کرونا در ایران، بی بی سی ملاک آمارهایش همان آمارهای دروغین جمهوری اسلامی بود.

یا مثالی واضح تر، وقتی که سپاه با موشک تاسیسات نفتی آرامکو عربستان را زد، همه ما می دانستیم که این کار جمهوری اسلامی است اما بی بی سی چی ها زیر بار این واقعیت نمی رفتند.

البته ما که از چنین بنگاه وابسته به رژیم انتظاری نداریم ولی از دوستان خودمان  انتظار داریم مثل بی بی سی نباشند. شما در مواجهه با یک رژیم فاشیستی و تروریست نباید انتظار شفافیت و راستگویی داشته باشید.

اگر قرار به معطل ماندن به روشن شدن شواهد و منابع رسمی باشد، ما حتی درباره قتل فجیع فریدون فرخزاد هم نمی توانیم بگوییم کار مزدوران وزارت اطلاعات بوده چون نه دولت آلمان به صراحت چیزی گفت و نه تاکنون فرقه تبهکار به آن اعتراف کرده.

نتیجه ای که میخواهم بگیرم این است که نه باید از این طرف بام بیفتیم و نه آنقدر محافظه کار بشویم که از اون ور بام بیفتیم. ما با یک گروه تروریستی بسیار خطرناک روبرو هستیم. چه بسا لازم است در جاهایی در مقابل جنگ روانی رژیم مجبور به پاتک شویم.

چرا اینقدر فکر و ذهن و قدرت تحلیل خودتان را لای زرورق می پیچانید؟

به اشتراک بگذارید:
5 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها