از خون ندا تا خون نوید؛ روز موعود فرا رسید، مجتبی می آید!

وقتی در سال ۸۸ خامنه ای با کمک سپاه کودتای انتخاباتی اش را کلید زد، کروبی و‌موسوی بارها بر نقش مجتبی در این کودتا تاکید کردند و همانطور که میدانیم در کنار شعارهای رنگارنگ مردم در زمان جنبش سبز، یکی از شعارها مهم مردم مربوط به جانشینی مجتبی بود.

«مجتبی بمیری، رهبری رو نبینی»

هر چه بیشتر به زمان رفتن خامنه ای به درک نزدیک میشویم، پازل تقلب انتخاباتی و سرکوب جنبش سبز کامل تر میشود. امروز خبر رسیده است عده ای بر در و دیوار شهر تصویر «مجتبی» را به عنوان جانشین خامنه ای چسبانده اند!

البته داستان جانشینی در نظام جمهوری اسلامی که قرار بود همچو سلطنت «موروثی» نباشد، داستان جالبی است. سید احمد خمینی هم‌خواب رهبری را میدید اما رفسنجانی و خامنه ای او را به قتل رساندند تا رهبری خامنه ای از سمت او تضعیف نشود؛ اما داستان مجتبی از جنس دیگری است. او از همان جوانی برای این روز نقشه کشی و یارکشی کرده است. مهمترین قدرتی که باید او را انتخاب کند، سرداران و برادران قاچاقچی «سپاه» هستند، گر نه ۱۰۰ فروند مومیایی متحرک خفتگان رهبری را کسی به جایی حساب نمیکند.

اگر شعار مجتبی بمیری، رهبری رو‌نبینی هم به اندازه شعار موسوی دستگیر بشه، ایران قیامت میشه! بی ریشه باشد، باید فاتحه هرگونه توهم «تغییر» و «بهبود» اوضاع در دوران پسا خامنه ای را بخوانیم؛ چرا که سالهاست این کشور توسط مجتبی و سردارانش دارد ناشیانه «اداره» میشود و به قهقرا و فروپاشی کامل نزدیک میشود.

با این فرض که مجتبی خامنه ای رهبر انتخابی سپاه خواهد بود، باید گفت با مرگ خامنه ای هیچ چیز تغییر نمیکند و فقط مجتبی از پشت پرده آشپزخانه «بیت خامنه ای» بیرون خواهد آمد و دیگر فرمانهایش را به جای نام پدر، به نام خودش امضا خواهد کرد.

البته همه این خواب های طلایی مجتبی بر این اساس برایش شیرین است که هیچ اتفاق غیر منتظره ای این وسط توسط مردم رقم نخورد. البته او زیاد هم‌خوشخیال نباشد، چرا که در ایران نه روی قول ها میشود حساب کرد و‌نه روی وفاداری ابدی!

امروز فردا است استمرار طلبان به لپ گلی امام ، حسن خمینی، دخیل ببندند و برایش تبلیغ کنند ، شاید با این ابزار چانه زنی، مجتبی هم همانند پدر تکه استخوانی جلویشان بیاندازد.

ایران آبستن تغییرات و‌حوادث عجیبی خواهد بود، اگر مردم معادله ها و‌نقشه های اشغالگران جمهوری اسلامی را بر هم بزنند. امیدوارم شعار مردم در سال ۸۸ به حقیقت بپیوندد و مجتبی هم همانند پدر جنایتکارش به زباله دان تاریخ بپیوندد و خون کثیفش در خیابانهایی که نداها و سهراب ها به فرمانشان به قتل رسیدند، بیرون جهد و خاک ایران را آلوده کند و‌ملت ایران این جمهوری موروثی اسلامی را به همراه دین و کتاب و خاطراتش، به زباله دان تاریخ بسپارد.

و نکته آخر اینکه ماجرای مجتبی نشان داد در کشوری که سواد سیاسی حاکم نباشد، شکل حکومت هیچ تاثیری در ماهیت آن ندارد. ۵۷ تیون شاه را سرنگون کردند که خامنه ای نظام موروثی و خلافتی راه بیاندازد!؟ پس همانطور که دیدیم نه جمهوری خواهی و نه پادشاهی و‌نه هیچ فرم دیگری از حکومت، تضمین کننده دموکراسی و آزادی نیست. اگر مردمی به بلوغ سیاسی رسیده باشند، هم در نظام پادشاهی و هم در نظام جمهوری میتوانند رستگار شوند اما اگر ملتی خرافات زده و سطحی نگر و فاقد بلوغ سیاسی باشند، همانند امروز میتوان در چنین جامعه ای که نام اغوا کننده و‌مثبت «جمهوری» را هم یدک میکشد، به دوران «خلافت» اموی برگشت و شاهد بود یزید بعد از معاویه بر تخت مینشیند. دیدید!؟ ۴۲ سال بر سر و‌کله هم زدن برای تعیین شکل نظام خیالی آینده، فقط اتلاف وقت و انرژی بود و از قضا همین دعوای بیهوده در آینده باعث میشود زبانم لال مجتبی هم رهبری را ببیند و هم به ریش اپوزیسیون فسیل و عقیم بخندد!

به اشتراک بگذارید:
مشترک شوید
پیام رسانی در صورت
guest
3 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها
3
0
اگر مایلید نظر بدهیدx
()
x