اعراب و یهودیان در قرآن به روایت آمار؛ چه کسی راست میگوید، فلسطینی ها یا یهودیان؟

من ۳سال و چند ماه پیش که از ایران خارج شدم بنا بر مصلحت مجبور شدم بنشینم و کتابهای عهد عتیق ( کتاب یهودیان) و عهد جدید ( انجیل مسیحیان) را بخوانم. فارغ از تهوعی که از خواندن آن حجم از خزعبلات گرفتم، متوجه شدم تمام داستانهای قرآن که به زبان شعر عربی است کپی ناقص و ناشیانه از «تورات» بوده است که توسط محمد درجهت منافع شخصی و قبیله ای تحریف و در شکلی جدید بازنویسی شده است.

دین محمد معجونی از تمام ادیان گذشته بوده است. ۱۷ رکعت نمازهای یومیه که از دین زرتشت گرفته شده است و به احتمال قوی دستپخت مرد خاکستری تاریخ و‌معلم محمد تازی یعنی «سلمان فارسی» بوده است. پس از نماز «روزه» هم با تغییراتی سخت کپی از یهودیان بوده است. در کنار اینها ذبح اسلامی یا همان «حلال» دقیقا کپی از ذبح «کوشر» یهودیان است.

خلاصه وقت نازنین شما را با این اراجیف نگیرم و مقصودم از این مقدمه رسیدن به مطالبی در قرآن است که شاید تا امروز جز خود ملایان و محققان کسی به آن توجه نداشته است.

شما اگر در تازینامه ( قرآن محمد) واژه «بنی اسراییل» را جستجو کنید به نتایج جالبی میرسید:

تعداد استفاده واژه بنی‌اسرائیل


واژه بنی اسرائیل، ۲۲ مرتبه در آیات مکی و نوزده بار در آیات مدنی به کار رفته است.

جای‌گاه حضرت موسی در قرآن


شخص حضرت موسی ، به عنوان پیامبر صاحبِ شریعت راستین و کتاب الهی[۵][۶][۷][۸] بسیار مورد توجه قرآن، بویژه در آیات مکی، است.
نام وی ۱۳۶ مرتبه ذکر شده، هر چند هیچ‌یک از سوره های قرآن به نام او نیست.

و همچنین از معروف‌ترین داستان‌های این قوم در قرآن ، قصه گاو بنی اسرائیل است در بلندترین سوره قرآن، که به مناسبت ذکر این داستان، « بقره » نامیده شده است! توجه بفرمایید بلندترین سوره قرآن مسلمانان مربوط به «اسراییل» است و در کنار آنها خداوند ( بخوانید محمد شاعر قرآن) قوم «بنی اسراییل» را قوم برگزیده معرفی کرده است که وارث «جهان» هستند؛ فلسطین که جای خود!

 توجه خداوند به بنی‌اسرائیل

در مجموع، مطابق تصویر بنی اسرائیل در قرآن، اینان قومی در خور توجه و عنایت خداوند بودند که خدا آنان را بر مردم جهان برتری بخشید و وارثزمین کرد.

← آباء بنی‌اسرائیل

اینان از نسل کسانی بودند که نوح آن‌ها را در کشتی همراه خود برد. [۳۹][۴۰][۴۱][۴۲]

← عهد و میثاق خدا با آنان

خداوند با ایشان میثاق و عهد بست [۴۳][۴۴][۴۵][۴۶]و نعمت‌ها و آیات و نشانه‌های گوناگون برای هدایت و نجات آنان مقرر فرمود. [۴۷][۴۸][۴۹][۵۰][۵۱][۵۲]

حالا مسلمانان قرآن را باز کنند و ببینند که نام «محمد» چند بار در قرآن آمده است؟ پیش از دانستن جواب این سوال لازم به یادآوری است که نام «موسی» پیامبر اسراییلی ها یا همان «صهیونیست» ها ۱۳۶ بار ذکر شده است!

نام محمد پیامبر اسلام در قرآن با عنوان محمد ۴ بار و با عنوان احمد ۱ بار آورده شده‌است. احمد در سوره صف آیه ۶ و محمد در سوره‌های سوره آل عمران آیه ۱۴۴ و سوره احزاب آیه ۴۰ و سوره محمد آیه ۲ و سوره فتح آیه ۲۹ آمده‌است. عباراتی چون رسول الله، الرسول، امی و غیره نیز در قرآن آمده‌است. و یک سوره هم به نام محمد در قرآن آمده‌است.

توجه بفرمایید تا همینجای کار موسی ۱۳۶ بر ۵ محمد را به قعر لیگ «شیادان» تاریخ برده است! خب حالا مسلمانان بگویند چگونه سرزمین موعود که زادگاه یهودیان و بنا بر اعتراف قرآن، وارثان بشر بوده است، حق فلسطینیان است؟ ( این جملات بر اساس فرهنگ سفسطه و مغالطه که منطق مسلمانان است نوشته شده است)

واقعه فتح فلسطین و سکونت یهود در آن و مناطقی از اردن و شام در آیات متعدّدی یکی از نعمت‌های بزرگ خداوند به بنی اسرائیل دانسته شده است: «و‌ أَورَثنا القَومَ الّذِینَ کانوا یُستَضعَفونَ مَشـرِقَ الأَرضِ و مَغـرِبَها الَّتِی بـرَکنا فِیها و تَمّت کَلِمَتُ رَبِّکَ الحُسنَی عَلی بنی إسرءِیلَ بِما صَبَروا‌…». [۶۳]اعراف/سوره۷، آیه۱۳۷.[۶۴][۶۵] در این آیات، ماجرای قدرت یافتن و تسلّط بنی اسرائیل بر سرزمین موعود، بی درنگ پس از ماجرای غرق فرعون آمده و در آیه ۵۹ شعراء /۲۶ [۶۶] نیز به صراحت از جانشینی بنی اسرائیل به جای فرعونیان یاد‌ شده که برخی مفسّران را وا داشته تا آن سرزمین را مصر بپندارند.

توجه بفرمایید اینجا هم دعوا میان فرعون و موسی بوده است و بحث اسراییلی با اسراییلی بوده است و ربطی به مسلمانان ندارد.

نخستین یاد از این سرزمین‌ به طور هماهنگ در قرآن و تورات به ماجرای هجرتابراهیم از بابلمربوط می‌شود. ابراهیم به همراه لوط پس از ماجراهایی که در بابل برایش رخ داد، به سوی سرزمینی به راه افتاد که از سوی خداوند، مبارکشناسانده شده است: «و‌ نَجّینـهُ و لوطـا إِلَی الأَرضِ الَّتِی بـرَکنا فِیها لِلعـلَمین». [۱]

← مکان ارض مبارک

مفسّران، این سرزمین را فلسطین یا شامدانسته‌اند [۲][۳] و برکت آن را برای جهانیان از آن روی شمرده‌اند که شرایع آسمانی و ادیان الهی از آن سرزمین به دیگر نقاط جهان گسترش یافت. [۴]این محلّ در تورات، سرزمین کنعان معرّفی شده [۵]و آن را در زمره سرزمین‌های میان فرات تا نیل، [۶]هدیه‌ای از‌سوی خدا به نسل ابراهیم دانسته [۷][۸][۹] که گزارش آن در منابع اسلامی نیز راه یافته است. [۱۰][۱۱][۱۲] برخی پژوهش‌گران معاصر در اعتبار این دسته از گزاره‌های کتاب مقدّس تشکیک کرده و آن را از اسطوره‌های یهود شمرده‌اند؛ [۱۳] از این روی، یهود به آن «سرزمین مواعید» گفته‌اند. [۱۴][۱۵] گزارش نامشهوری نیز به استناد آیه «إِنّ أَوّلَ بَیت وُضِعَ لِلنّاسِ لَلّذِی بِبَکّةَ مُبارَکـا و هُدیً لِلعـلَمِین»، [۱۶] سرزمین هجرت ابراهیم را مکّهدانسته است. [۱۷]

← طور سینا

پس از ابراهیم، یعقوب و فرزندان وی به دنبال قدرت یافتن یوسف در مصر و پدید آمدن قحطی در کنعان، این سرزمین را ترک گفته، به سوی مصر روان شدند [۱۸] تا آن‌که سال‌ها بعد موسی در بازگشت از مدین به مصر از بخشی از این سرزمین گذر می‌کند. او در منطقه‌ای که قرآن از آن با عنوان وادی مقدّس که احتمالاً نام آن طوی بوده [۱۹]«فَلَمّا أَتـلـها نُودِیَ یـموسی إنّی أَنا رَبُّکَ فَاخلَع نَعلَیکَ إِنّکَ بِالوادِ المُقدّسِ طُوًی»، [۲۰] و وادی ایمن «فَلَمّا أَتـلـهَا نودِیَ مِن شَـطِیِ الوَادِ الأَیمنِ فِی البُقعةِ المُبـرکةِ‌…» [۲۱] یاد می‌کند، در حال گذر بود که ماجرای سخن گفتن خداوند با وی در آن مکان رخ داد و به پیامبری به سوی فرعون فرستاده شد. در آیه ۲۰ مؤمنون /۲۳ [۲۲] و ۲ تین /۹۵ [۲۳] از منطقه‌ای به نام طور سینا یا طور سینین یاد‌ شده که به اعتقاد برخی مفسّران، همان محلّ دیدار موسی با خدا بوده است. [۲۴][۲۵] این منطقه را نام کوهی در فلسطین یا سرزمین میان مصر و ایله دانسته‌اند. [۲۶]

← سرزمین موهوب

موسی در ماجرای کوچ بنی اسرائیل از مصر، همواره آنان را به سکونت و استقرار در زمین موهوب از سوی خدا امید می‌داد: «قالَ موسی لِقومِه استَعِینوا بِاللّهِ و اصبِروا إِنّ الأرضَ لِلّهِ یورِثُها مَن یَشاءُ مِن عِبادِهِ… قالوا أُوذِینا مِن قَبلِ أَن تَأتِینا و مِن بَعدِ ما جِئتَنا قالَ عَسی رَبُّکُم أَن یُهلِکَ عَدوَّکُم و یَستَخلِفَکُم فِی الأَرض‌…». [۲۷] در آیات ۵‌-‌۶ قصص /۲۸ [۲۸]نیز به اراده خداوند مبنی بر حاکمیّت بنی اسرائیل در زمین، پس از استضعاف به دست فرعونیاناشاره شده است: «و‌ نُرِیدُ أَن نَمُنَّ عَلَی الّذِینَ استُضعِفوا فِی الأَرضِ و‌ نَجعَلهُم أَئِمّةً و نَجعَلهُم الورِثین و نُمکِّنَ لَهُم فِی الأَرضِ و نُرِیَ فِرعَونَ و هـمـنَ و‌ جُنودَهُما مِنهُم ما کانوا یَحذَرون». مفسّران، مقصود از این سرزمین موهوب را مصر یا عنوانی عام برای هر سرزمینی دانسته‌اند؛ [۲۹] امّا با توجّه به دیگر آیات مربوط به کوچ بنی اسرائیل به نظر می‌رسد که مقصود، همان سرزمین موعود در فلسطین است.

خلاصه اینکه خودتان را جر ندهید و بیضه نسوزانید که فلسطین و اردن و مصر بنا به اعتراف کتاب قرآن که به قول خودتان «وحی نازل» و بی نقص و بی تحریف است، سرزمین اسراییل است و اگر بخواهیم معیار ما «قرآن» باشد، باید اسراییل نه تنها همه غره و اردن و مصر را از چنگ اشغالگران و تروریست های مجهول الهویه فلسطینی در بیاورد بلکه باید برای تمام کشتاری که از ایشان شده است از عربستان و شرکا تقاضای غرامت کند!

نویسنده این مطلب نه اسلام و قرآن و تورات و یهود را قبول دارد و‌نه هیچ دین دیگری را اما در این روزهایی که ایران در فقر و‌ماتم فرو رفته است لازم دیدم با مراجعه به قرآن مسلمانان ثابت کنیم چیزی به اسم «فلسطین» و «فلسطینی» وجود خارجی نداشته است و اسراییل در اصل مشغول بازپس گیری ربعی از وطن خویش از اشغالگران مسلمان است.

تباهی امروز بشر حاصل شیادی بزرگان نژاد سامی ( عرب و یهود) در اختراع ادیان ابراهیمی است. هم دین یهود و هم دین مسلمانان و خلاصه هر دین دیگری حاصل تسلط چوپان ها بر گوسفندها بوده است. برای من ایرانی مذهب زده نه فلسطین جالب است نه اسراییل اما واقعا یکی باید جواب وقاحت این مسلمانان تک کتابی را بدهد، اینطور نیست؟ دیگر چه مدرکی بالاتر از جنایت نامه قرآن!؟

منابع قرآن و وبسایت ویکی فقه

به اشتراک بگذارید:
1 1 رای
ارزیابی این پست
8 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها