انتقاد مرکل از مسدود شدن ترامپ توسط توییتر (و چرا این «دوستی خاله خرسه» است!)

خانم مرکل صدر اعظم آلمان امروز (توسط سخنگویش) نسبت به بستن حساب کاربری ترامپ در توییتر یک موضع انتقادی اتخاذ کرد:

حق اولیه آزادی عقیده دارای معنای بنیادین است. دست بردن در این حق تنها میتواند در راستای قوانین تحقق یابد، نه طبق اراده گردانندگان پلتفرمهای اجتماعی. از این نگر صدراعظم مسدود شدن حسابهای (کاربری) رئیس جمهور ایالات متحده را مشکل زا می یابد.

خوب تا اینجایش ظاهرا عالی است: بالاخره اشخاصی پیدا شدند که ـ به رغم بعضی اختلافات شخصی و تضاد منافع دولتی ـ به پرنسیپهایی پایبند باشند…

ولی اگر شما به این سادگی ذوق زده میشوید هنوز نسبت به ظرافتهای «سیاست فروشی» اروپایی کاملا مبتدی هستید!

همین جا تذکر دهیم که منظور این نوشته فراتر از مواضع اشخاصی مانند آنگلا مرکل یا دونالد ترامپ و همچنین دعوای جاری با شعارهایی مانند «چپول»، «نژاد پرست» و امثالهم است، اگر میخواهید نکته اصلی را ببینید باید این عینک را از روی دماغتان بردارید!

واقع امر این است که «فراغت» موجود در اینترنت مدتهاست که خاری در چشم دولتهای اروپایی بود. اینجا منظور از «دولت» فراتر از خانم مرکل و کابینه اش (چپ یا راست یا هر چی) است، منظور میل ذاتی یک دولت (حکومت، کشور،…) به کنترل همه چیز است. اینها انواع طرحها برای «باز پس گیری حاکمیت» بر این فضا را در کشو دارند و از هر بهانه ای (مثلا یک اقدام تروریستی) استفاده میکنند تا یک یا چند قدم پیشروی کنند. یک قدم خیلی مهم که نسبتا بی سر و صدا در بلبشوی بحران کرونا توسط اتحادیه اروپا برداشته شد تحت عنوان جذاب Digital Services Act و ظاهرا برای تقویت حقوق شهروندان در برابر غولهای اینترنتی تصویب شد. ولی منظور اصلی را یکی از دست اندرکاران نسبتا گویا بیان کرد: «هر چه خارج از این فضا ممنوع است باید در این فضا هم ممنوع باشد!» به زبان ساده هدف این است که همان محدودیتهایی که قبل از دسترسی شهروندان به این پلتفرمها وجود داشتند را با ابزار قانون و لوای حقوقی دوباره تحمیل کنند.

حالا با این پیش زمینه دوباره به اظهارات خانم مرکل توجه کنید. ایشان نمیگوید آزادی ابراز نظر ترامپ نباید سلب میشد، بلکه میگوید قانون باید این کار را میکرد. ساده شده او میگوید من نمیخواهم تصمیم دست (امثال) جک دورسی باشد، میخواهم دست (امثال) من باشد!

چرا این تحدید (و تهدید) بزرگتری است؟ تا زمانی که دولتها (قوانین) مداخله نکنند یک شرکت خصوصی (مثلا به صلاحدید جک دورسی) میتواند حسابها را ببندد، شرکتهای خصوصی دیگری (مثلا تحت مدیریت ایلان ماسک) پیدا خواهند شد که جایش را پر کنند. ولی وقتی دولتها با قوانینشان بازی را در دست بگیرند ایلان ماسک و هر کس دیگری هم مجبور به تبعیت خواهد شد.

چون نگارنده (بواسطه تخصصش) از پیش از اینکه ۹۹ در صد مردم چیزی از اینترنت شنیده باشند با این بازی از درون (و از هر دو طرف) آشناست بگذارید توضیح دهم که چرا تا همین حالا هم شانس آورده اید: بچه های این رشته جزء باهوشترینها هستند وحواسشان بود که «سگهای خفته را نباید بیدار کرد»، یعنی اگرچه تبعات اجتماعی نفوذ این تکنولوژی در محافل تخصصی چند دهه پیش هم کمابیش شناخته شده بود آنها خیلی آن را جار نزدند تا دولتها و جوامع در برابر عمل انجام شده قرار بگیرند (برای مقایسه بچه های مهندسی ژنتیک انقدر «زرنگ» نبودند و درنتیجه در گیر بحثهای اخلاقی و حقوقی و محدودیتهای قانونی متعاقبش شدند). کارمندان دولتی و سیاستمداران و غیره هم که عمدتا درجه دو و سه هستند و مسائل پیچیده را باید چند بار برایشان توضیح دهید تا آخرش هم درست نگیرند چشمشان توسط پتنسیال اقتصادی این تکنولوژی ها خیره شد و از هول حلیم توی دیگ افتادند…

درهر حال اکنون سگهای خفته بیدار شده اند و آنها چفت و بند زدن به این فضا را پیش خواهند برد، کوچکترین امیدی نداشته باشید که حتی در آمریکا مقررات آزاد منشانه سنتی برقرار بمانند. اگرچه طنز به نظر میآید ولی من از هم اکنون روزی را (در آینده نزدیک) میبینم که منتقدین جدی قوانین آتی آمریکا مجبور شوند نظرشان را در پلتفرمهای روسی بیان کنند! تنها شانس واقعگرایانه ای که من میبینم این است که شرکتهای اسرائیلی زودتر بجنبند، چون اسرائیلی ها تکنولوژی (و عربها پول) آن را دارند…

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
5 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها