انقلاب سوم ایران؛ یا اکنون یا هیچوقت

سالها بعد از این روزها در کتاب های تاریخ خواهند نوشت: جمهوری اسلامی درخت پوسیده ای بود که ۴۳ سال سرپا بود، تا چند دختر بچه با لگد آن را انداختند و برای مدتی خرخاکی ها و سوسک ها و کرم ها مردم را آزار می دادند. آنچه که در ایران امروز اتفاق افتاده است، بسیاری را شگفت زده کرده است؛ هم مردم و هم رژیم کودک کش و اشغالگر جمهوری اسلامی از خود میپرسند، چرا ؟چرا اینبار؟آیا مرگ مهسا از کشتار آبان ۹۸ بدتربود؟ چرا اینبار اینگونه ادامه یافت؟

اگر رنگ و سوی اعتراضات به رژیم کودک کش جمهوری اسلامی را دنبال کنید، می بینید از دی ماه ۹۶ مردم با سر دادن شعار اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا، اعلام کردند که از بازی بد و بدتر عبور کرده اند و دقیقا آن شعار و وقایع بعد از آن بود که نشان میداد انقلاب سوم ایران در راه است. انقلاب مشروطه که نقطه اوجش بر دار کشیدن شیخ فضل الله نوری بود با پیروزی اش مشروعه خواهان را برای مدتی دچار سردرگمی کرد و وقتی شکست خویش را حتمی دیدند، شروع کردند به لگدپراکنی و جفت اندازی. این اوباش در زمان رضا شاه به خوبی سرکوب و منکوب شدند و سیاست مشت آهنین رضا شاه بزرگ در سرزمین هزارپاره و تکه تکه شده ایران جواب داد و دست مشروعه خواهان از آموزش و پرورش و عدالتخانه کوتاه شد و ایران در طول کمتر از ۱۵ سال خود را از منجلاب ۱۳۰۰ ساله بیرون کشید.

قضاوت درباره رضاشاه بزرگ بر عهده تاریخ است. اگر با عینک ارتجاع سرخ و سیاه به او نگاه نکنیم، او را باید سردار آرمان های مشروطه دانست که اولویت اولش حفظ ایران بود. او در ایران برده داری را منسوخ کرد‌. زن ایرانی را که ۱۳ قرن بود جز اسارت و حقارت چیزی ندیده بود و برده پستوها و حرم ها و مطبخ ها شده بود، با زور گیسوانش را با آفتاب آشتی داد و همین تجدد اجباری در آن دوران فلاکت زده چیزی کمتر از یک انقلاب نبود.

فواحش سیاسی ۵۷ تی برای تخریب رضا شاه بارها این حرکت را با اجباری کردن حجاب توسط خمینی مقایسه کرده اند اما کیست که نداند این کجا و آن کجا؟ ما تا قبل از رضا شاه اگر بخواهیم زن ایرانی را دنبال کنیم، میبینیم حضورش در طول قرن های متمادی در پس پرده بوده است و با انقلاب مشروطه و دوران سردار سپهی رضا خان است که کم کم زن ها از پشت پرده ها بیرون می آیند و پس از کشف حجاب اجباری و تجدد اجباری رضا شاه است که زن ایرانی هویت انسان بودنش را باز می یابد.

پس از رضا شاه، در دوران محمدرضا شاه نه دیگر از ۱۳ قرن اسارت اسلام و محدودیت هایش برای زن ها خبری است و نه از اجبار خیرخواهانه رضا شاه برای رهایی بخشیدن زن از بردگی اسلامی؛ ما در دوران محمدرضا شاه و انقلاب سپید به نقطه تعادل میرسیم و حق انتخاب پوشش و رای دادن زنان ما را وارد دوران پرشکوهی میکند که امروز در حسرتش باید هم اشک بریزیم و هم برای رسیدن به چیزهایی که از دست دادیم گلوله بخوریم. ما در زمان شاه به اعتدال و همزیستی مسالمت آمیزی میرسیم که بی نظیر بود. نگاهی به زنان با حجاب و بی حجاب در کنار هم در خیابان هاو ساحل ها بیاندازید تا یادآوری شود که ما همه آزادی های اجتماعی را داشتیم و در صحنه سیاست هم پیشرفت هایی کرده بودیم اما آن پیشرفت ها چون با اجبار و زحمات یک ابرمردی به نام رضا شاه شکل گرفته بود، قدرش دانسته نشد و نسل ۵۷ تی در قرن بیستم، تاج را از سر نهاد سلطنت که قوام ملت ما بود برداشتند و ایران را تسلیم خمینی و مشروعه خواهان کردند. خمینی همزیستی مسالمت آمیز باحجاب و بی حجاب را که یک روند تاریخی را طی کرده بود، بر هم زد و این با رضا شاهی که با ارتجاع سیاه و سرخ و ۱۳۰۰ سال عقب ماندگی فرهنگی جنگید، فرق ها دارد.

به متن شعر “برای” شروین حاجی پور که سرود و فریاد نسل های سوخته پس از انقلاب شده است، دقت کنید؛ هر چه او با حسرت میگوید را ما داشتیم، و این داشتن را پدران و مادران خمینی طلب و تروریست های سیزده امامی چپ قدر ندانستند و نسل دانشجویانی که به خارج از کشور اعزام شده بودند، بدون توجه به تفاوت های فرهنگی ایران با فرانسه ، سرانجام در پی سرابی به نام جمهوری اسلامی رفتند و نتیجه این شد که میبینیم؛ چند نسل سوخته و ایران ویران شده و صد البته در کمال تعجب ، ققنوس وار دوباره ایستاده!

بعد از انقلاب اسلامی و وقایعی چو جنگ و تحریم ها مردم دچار نوعی ایست فرهنگی شدند. همین ایستایی و سکوت اجباری و تحمل چند دهه ننگ جمهوری اسلامی و سادگی و وارد بازی های انتخاباتی رژیم شدن باعث شده بود که رژیم با خیال راحت قتل و کشتار و تجاوز کند و آب هم به ظاهر در دلشان تکان نخورد، اما با ظهور اینترنت و شکسته شدن انحصار خبری صدا و سیما، نسل پس از انقلاب خودش در پی کشف خودش رفت.

پدران و مادران این نسل شجاع دهه هشتادی، همان فرزندان نسل سوخته دهه پنجاه و شصت هستند‌. همانها که هم در خانه باید با گوساله های ۵۷ تی وسر و کله میزدند و هم در مدارس باید با شدیدترین درجه از دروغگویی و مغزشویی، تبدیل به سربازهای انقلاب سیاه میشدند. نسل دهه شصت برای همه چیز کتک خورد و تحقیر شد و جوانی اش به معنای کلمه به فنا رفت اما این تجربه های بد وقتی با آگاهی رسانی که ثمره ظهور اینترنت بود، تلفیق گشت، باعث شد فرزندان آنها که همین دهه هشتادی های کف خیابان هستند، محدودیت های کمتری را تجربه کنند و این بال و پر دادن به فرزندان که توفیق اجباری بود، باعث شد این نسل امروز پوسته اش را به موقع بشکند و بیرون بیاید و آماده پرواز باشد.

به قول یکی از آشپزهای معروف وقتی شیر بر روی گاز است تا یک دقیقه قبل از سر رفتنش، همه چیز عادی به نظر میرسد. جمهوری اسلامی سرخوردگی و بهت و بازی خوردن های پیاپی مردم از روبهان مکار استمرار طلب را ابدی میدانست و خیال میکرد حماقت و جهالت و رذالت نسل ۵۷ تی دیگر در دی ان ای ملت رفته است و لابد تا انقلاب مهدی موهوم و خیالی چاه نشین، ادامه دارد…..

خوب یا بد، ما در آستانه انقلاب سوم و برافتادن این درخت پوسیده هستیم. کرم ها و خرخاکی ها و سوسک های ۵۷ تی با افتادن درخت بیرون میریزند، اگر میخواهید ایران آباد و آزاد شود، این کرم ها را زیر پا له کنید و پس از شخم زدن این خاک فرسوده ، نهالی نو بکارید و از آن محافظت کنید تا سایه اش بر این سرزمین گسترده و ابدی باشد.

نسل شجاع و عزیز دهه هشتاد، بیایید این انقلاب، آخرین انقلاب ایران باشد و نسل شما نسلی باشد که این سرزمین را از اسلام و میراث شومش پاکسازی میکند. در هیچ زمانی از این دوران شوم ۴۳ ساله شرایط برای برانداختن این رژیم اینگونه مهیا نبوده است. رژیم در اذهان مردم سقوط کرده است. ترس مردم ریخته است. اسلام هراسی در غرب باعث شده است جشن روسری سوزان شما و شعارهای زیبایش با دقت پیگیری شود. شعارها و سرودهایی که نویدبخش یک ایران سکولار و متحد غرب است، اکنون گوش جهان را پرکرده است. اگر این فرصت از کف برود، حسرتش تا ابد بر جای خواهد ماند‌.

با توجه به شخصیت حقیر و کینه جو خامنه ای و ماهیت سرکوبگر این رژیم، اگر فریب وعده های پوشالی رژیم را بخورید و خیابان ها را خالی کنید، جهنمی برایمان درست میکنند که کشتار آبان ۹۸ انگشت کوچکش باشد. بدتر از جمهوری اسلامی، یک انقلاب ناتمام است و بدتر از انقلاب ناتمام، نفوذ اوباش ۵۷ تی در انقلاب زیبایتان است. مراقب آنها که یک روز سبز شدند و روز دیگر بنفش و اکنون قهوه ای، باشید.نسل خمینی طلب رنگش همان قهوه ای و جای افکار و مغزهای پوسیده ایشان، فاضلاب تاریخ است. مگذارید این خمینی طلب ها انقلاب زیبایتان را آلوده کنند.

ایرانی بسازید که هم آسایشگاه این بیماران خمینی طلب باشد و هم میهن شما نسل زیبا و شیک؛ نمیشود کسانی که این جمهوری جنایت و انقلاب اسلامی را بر شما تحمیل کردند، امروز صاحب خون های شما شوند و با پستانهای وقت نشناسشان، انقلاب ضد انقلاب اسلامی را به بیراهه بکشند. یادتان باشد عبور از انقلاب اسلامی ۵۷ و جمهوری ننگین برآمده از آن، بدون عبور از افرادی که در آن انقلاب دست داشتند، شدنی نیست.

تقدیم به گودزیلاهای شیک و شجاع و ناز دهه هشتادی؛ با عشق و امیدی بی پایان!

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
5 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها