انواع شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی – بخش دوم


ديگر مورد شكنجه كه برای بسياری بجز كسانيكه درد آن را چشيده اند، نا آشناست، استفاده از موی يال اسب است. اگر به موی يال اسب در زير ميكروسكوپ نگاه كنيد دقيقا يادآور اره مويی است كه در بريدن فيبر از آن استفاده ميشود. طريقه استفاده آن بدين صورت است كه آن را از مجرای تناسلی عبور ميدهند، يا آن را دقيقا مانند اره در سر سينه ها به طرفين حركت ميدهند. اين عمل برش سريع را باعث نميشود اما درد جانفرسايی دارد كه هركسی تاب تحمل آن را ندارد. البته انواع شكنجه بسيار زياد است و تعداد آن با ابتكارات شكنجه گران بيشتر هم ميشود. اما سعی ميكنیم حتی الامكان تمام آنچه را كه شنيده ایم در اينجا يادآور شویم. بعضی از اين شكنجه ها همانطور كه قبلا نيز متذكر شدیم تاثير فيزيكی و جسمانی دارد و بعضی ديگر تاثير روانی و روحی كه بسته به نقاط ضعف زندانی اعمال ميشود.

يكی از رايجترين اين نقاط ضعف داشتن همسر است كه گاه در مقابل چشمان زندانی، مورد ‌شكنجه و گاه نيز تجاوز جنسی قرار ميگيرد. بنابراين توصيه بسياری از كسانی كه تجربه كار سياسی دارند اين است كه حتی المقدور از ازدواج كردن بپرهيزند و يا حتی الامكان وسايلی فراهم آورند كه در صورت گرفتار شدن،  ديگری بتواند خود را مخفی و يا در صورت لزوم اقدام به خروج از كشور كند. شايد بسياری از خود بپرسند ازدواج نكردن يا نپرداختن به يك زندگي معمولی دشوار است. در جواب بايد‌ گفت: زندگی يك فرد سياسی در كشورهايی چون ايران زندگی معمولی نيست. در واقع هنری است از مبارزه و زندگی غيرعلنی و تلفيق آن با زندگی معمولی و متعارف. بدان معنا كه عليرغم آنكه شما ظاهرا تحصيل يا كار ميكنيد كه اين خود پوشش خوبی است، در ضمن بايد از بعضی جنبه های معمول و متعارف آن كه نقاط ضعف به شمار ميآيند بپرهيزيد، در عين حال به كار غيرعلنی و فعاليت سياسی خود نيز مبادرت ورزيد.

نقطه ضعف عمده ای كه معمولا در افراد مذهبی مشاهده ميشود، مسئله پاكی و ناپاكی است به همين خاطر زندانيانی كه در اين مورد از خود‌ حساسيت نشان دهند با تدابير تازه ای از طرف شكنجه گران روبرو ميشوند. يكی از اين شكنجه ها ادرار كردن در دهان و بر صورت زندانی و انداختن آب دهان است و گاه حتی فرو بردن سر در چاههای توالتهايی كه گرفته است. البته اين موارد ميتواند براي هر كسی اتفاق بيفتد و بسته به آن است كه ميزان تاثير آن چقدر باشد.

بريدن اعضای بدن طريق ديگری از شكنجه است كه تنها روی افراد محكوم به اعدام صورت ميگيرد. اعمال اين گونه شكنجه تنها بدست آوردن اطلاعات تشكيلاتی است. اين عمل گاه بصورت ناقص و گاه كامل صورت ميگيرد. بدين معنا كه عضوی بطور كامل بريده ميشود يا تنها قسمتي از آن از بدن جدا ميگردد. اصطلاح فقهی آن مثله است كه در فقه اسلامی بر روی دشمنان اسلام انجام ميگرفت كه مجازاتی شرعی نيز ميباشد تا برای هميشه مشخص شوند كه آنها با اسلام  در ستيز بوده اند.

قطع كامل اعضای بدن آنطور كه از نامش پيداست، بريدن و جدا كردن اعضای مختلف بدن است. مثل بينی، گوش ها و انگشتان و حتی در مواردی سينه زنان و دست و پا نيز شامل آن ميشود. البته قطع انگشتان دست و خود دست از مچ در رژيم اسلامی يكی از شايع ترين مجازات های جنحه ای به شمار ميرود كه در ملاء عام نيز صورت ميگيرد.

همچنين در اقدامات تروريستي رژيم اسلامي كه به قتل هاي زنجيره ای شهرت يافت، دشمنان و مخالفان سياسی رژيم بعد از ربوده شدن در داخل كشور يا كشف محل زندگی آنها در خارج از كشور به طرز فجيعی به قتل رسيدند. فريدون فرخ زاد و شاهپور بختيار در خارج ‌از ايران و داريوش و پروانه فروهر در داخل ايران نمونه های آشكاري از اين جنايات هستند.

به هر حال اگر رژيم جمهوری اسلامی در هيچ زمينه ای ابتكار و خلاقيت نداشته در زمينه شكنجه از خود خلاقيت های چشمگيری بروز داده كه آن هم اختراع دستگاههايی است كه برای شكنجه افراد در نظر گرفته شده است. يكی از اين ابتكارات اتاق قد قامت الصلاه است. اين وسيله عبارت است از صندوقی فلزی به ابعاد ۲۲ در ۲۲ سانتيمتر و ارتفاع حدود ۲ متر كه زندانی را در آن به زور جای ميدهند. اين عمل ميتواند سه تا چهار روز طول بكشد و زندانی فقط از طريق لوله ای باريك قادر به آشاميدن آب است و از طريق حفره هايی ميتواند تنفس كند. بيشتر زندانيانی كه اين شكنجه بر آنها اعمال شده به انحراف ستون فقرات و كشيدگی شانه ها به يك طرف مبتلا شدند. اين دستگاه و دستگاه ديگری كه شرح آن را نيز خواهيد خواند از ابتكارات اسدالله لاجوردی دادستان دادگاههای انقلاب ميباشد. ديگر ابتكار لاجوردی دستگاهيست به نام اتاق قيامت كه نوع پيشرفته تر اتاق قد قامت الصلاه ميباشد. اين دستگاه صندوقچه ای است فلزی به ارتفاع ۴۰ سانتيمتر و طول ۹۰ و عرض ۳۰. كه زندانی را دولا در آن قرار ميدادند و سپس صندوق فلزی را در سرمای زمستان يا گرمای تابستان در محوطه باز ميگذاشتند. برای جای دادن زندانی گاه تا شش نفر روی در آن مي ايستادند تا در آن بسته شود. شمار بسياری از زندانيانی كه اين شكنجه در مورد آنها اعمال شد به قطع نخاع و يا شكستگی گردن و ستون مهره هايشان انجاميد و در بهترين حالت به حالت گرفتگی ستون مهره هايشان منجر شد كه تقريبا تمامی آنها به نقص عضوهای دائمی و فلج دچار شدند.

بعضی از شكنجه ها نيز برای مدت طولانی مورد استفاده قرار می گیرند تا زندانی را خسته و مقاومت او را تحليل برند. مثلا جا  دادن تا ۱۶ زندانی در سلولی كه فقط فضای كافی برای حداكثر ۴ نفر دارد. در اين مواقع زندانيان حتي نميتوانند به روي شكم يا كمر خود بخوابند. آنها براي اينكه فضاي كمتري را اشغال كنند تنها بايد بر روي يك طرف بدن دراز بكشند و در ساعات معيني همه تغيير موضع دهند. چون چرخيدن فردي در آن فضاي كم ميسر نيست. معمولا زمان تغيير موضع كه در ابتدا بين هم سلولي ها تعيين ميشود بين يك ساعت تا يك ساعت و نيم است گاه نیز هم سلولیها به نوبت می خوابند. ديگر نمونه اين گونه شكنجه رها كردن آب در سلولي است كه نه تختخواب دارد و نه وسيله اي كه بتوان به روي آن نشست يا ايستاد. در اين صورت تنها راه براي فرار از آب سردي كه در كف سلول قرار دارد‌ اين است كه دائما بايستند يا سر پا بنشينند، كه در هر صورت كف پاي زنداني خيس ميشود. اين شكنجه در بسياري موارد منجر به رماتيسم استخواني شده است.

گرسنه و تشنه نگه داشتن نيز خود يكي از شكنجه هايی است كه در زندان رايج است. چون علاوه بر آن كه قوای جسمانی را تحليل ميبرد كه منجر به پايين آمدن مقاومت بدن در برابر شكنجه ميشود، خود نيز به خاطر درد معده، و اعضای گوارش نوعی شكنجه محسوب ميشود. به همين خاطر اغلب زندانيان از ناراحتیهای معده رنج ميبرند. گاهی نيز بعد از گرسنگی طولانی به زندانی غذاهای آلوده داده ميشود كه زندانی مجبور به خوردن همين غذاهاست. اين غذاها معمولا در حال فاسد شدن هستند يا در آنها مو، ناخن و ته سيگار ديده ميشود. رژيم جمهوری اسلامی در اقدامی بی سابقه زندانيان را به وسيله غذا و نوشابه مسموم كرد. بدين نحو كه در غذای زندانيان از مواد شيميايی مثل آنتيموان استفاده ميكند كه اين عنصر شيميايی باعث انقباض های شديد‌ عضلانی ميگردد‌ كه در نهايت منجر به حمله  قلبی ميشود. اما روش معمولتر، استفاده از أدرنالين در نوشابه زندانيان است كه باعث ايست قلبی حتی در سنين پايين ميشود. روش دوم از طرف رژيم جمهوری اسلامی متداولتر است. چون آنتيموان عوارضي مثل ريزش مو را به دنبال دارد‌ كه غيرعادی بودن وضع جسمانی زندانی را نشان ميدهد و از طرفی وجود اين عنصر در بدن در موقع كالبدشكافی حاكی از وضعيت غيرطبيعی منجر به مرگ است.

يكی ديگر از ابتكارات جمهوری اسلامی در زمينه شكنجه صندلی راحتی است. اين صندلی مانند تمام صندليها فرم مشخصی دارد. اما در محل نشيمنگاه آن و دقيقا جاييكه بيضه ها ميتوانند قرار داشته باشند حفره دايره شكلی تعبيه شده، وقتيكه زندانی را بر روی اين صندلی مينشانند از محل حفره وزنه ای كه معمولا نيم تا يك كيلوگرم است به بيضه ها آويزان ميكنند. اين شكنجه مثل اكثر شكنجه ها عواقبی دارد كه گاه منجر به مقطوع النسل شدن ميگردد يا در حالت بهتر منجر به سياه شدن بيضه ها، تورم و چركی شدن آنها ميشود. درد ناشی از اين شكنجه بعد از گذشت دو تا سه دقيقه جانكاه است. گونه ديگر شكنجه كه اين نيز از مرسومترين آنهاست استفاده از دستبند در شكلهای متفاوت است. جمهوری اسلامي در تمام انواع آن از دستبندهای آلمانی استفاده ميكند كه در صورت حركت زندانی اتوماتيك بسته تر ميشوند.

به همين خاطر بسياری از زندانيان بخصوص در سالهای اخير به نقص عضوهای دائمی مبتلا شدند كه گاه منجر به قطع دست آنها از مچ شده است. اما معمولترين عارضه آن مرگ عصبی و از كار افتادگی دستها به طور موقت يا دائم است. نحوه كاربرد دستبند بدين صورت است كه شخص را با يك يا دو دست از سقف آويزان ميكنند. البته اگر پاها از زمين فاصله داشته باشد مدت شكنجه معمولا يك ساعت تا يك ساعت و نيم است. چون بيشتر از آن صدمات جدی به زندانی وارد ميشود. اغلب كسانيكه اين نوع شكنجه بر آنها اعمال شده تا حدود چهار ماه دستهايشان عملكردی نداشته و به علت فشار زياد زخمهای عميقی در مچ دست آنها ايجاد ميشود كه گاه موجب قطع عصب يا تاندون در اين ناحيه ميگردد.

دومين نوع كه زمان آن حتی يك تا سه روز هم طول ميكشد به طريقی است كه نوك پنجه های پا با زمين تماس ناچيزی دارد. و زندانی هر بار برای كاهش فشار وارد آمده بر روی دستها مجبور است بدن خود را كشيده تا به روی پنجه پا تكيه كند. همين عمل موجب كشيدگيهايي در ناحيه ران و دنده ها ميشود كه بعد از گذشت چند ساعت دردهايی را در طول بدن ايجاد ميكند. از اولين نشانه های اين شكنجه بند آمدن ادرار است و با ادامه آن حركتهای عصبی دست است كه اغلب دائمی هستند.
سيستم ديگر شكنجه با دستبند قپانی است. بدين نحو كه دستهای زندانی يكی از بالا و ديگر از پايين به طور ضربدری از پشت بسته ميشود و سپس زندانی از وسط زنجير و دستبند به وسيله قلابی آويزان ميشود. درد اين شكنجه بيشتر در گردن و كتف ظاهر ميشود. برای كم كردن فشار در اين نواحي زندانی ميتواند سينه خود را به جلو متمايل كند اما ماموران شكنجه با ضربات باتون يا قنداق تفنگ مانع اين كار ميشوند. كه در اكثر موارد‌ اين ضربات موجب شكستگي در ناحيه جناق سينه ميشود. نوع ديگر اين است كه دستهای زندانی بطور معمول از پشت بسته ميشود و سپس زندانی آويزان ميشود. اين نوع شكنجه بسيار دردناك است و در همان اولين دقايق موجب در رفتگی كتف ها ميشود و با گذشت چندين ساعت دستها كاملا از كار ميافتند. شكل ديگر آن كه گاه چندين روز به طول ميانجامد به هم بستن دستهاست طوريكه دستبند از بين پاها رد ميشود و دستی از عقب را به دستی ديگر از جلو متصل ميكند. اين نوع شكنجه آسيب چندان آنی در بر ندارد و فقط برای آزار و اذيت و به تنگنا كشاندن زندانی بكار ميرود. اما اگر به طول بيانجامد موجب انحراف در استخوان پشت ميشود.

آخرين شكنجه از اين قسم كه ابتكار رژيم جمهوری اسلامی است، بستن اعضای مختلف بدن به يكديگر است. كه به طور شاخص به مدت ۶ ماه متوالي بر روی اكبر محمدی از فعالان جنبش دانشجويی اعمال شد بدين نحو كه گردن او را به يك دست و دست ديگر را به مچ يك پای او بسته بودند، اين زندانی انحرافات كاملا مشخصی در ناحيه پشت پيدا كرد كه امكان راست ايستادن را از او گرفته بود و سپس بعد از شکنجه های طولانی در حین اعتصاب غذا درگذشت.

ديگر نوع شكنجه كه هم تصور آن سخت است، هم بيان آن، كشيدن ناخن است كه معمولا به دو صورت اعمال ميشود. صورت اول بدين قرار است كه وسيله ای مانند پيچ گوشتی به زير ناخن فشار داده ميشود و سپس به وسيله آن ناخن را از سطح گوشت جدا ميكنند و بالا ميآورند و بعد به كمك وسيله ای ديگر كه شبيه گازانبر است ناخن را با قدرت از ريشه بيرون می آورند. طريق دوم بدين نحو است كه به جای پيچ گوشتی از ميخهايی استفاده ميشود كه نوك آنها در آتش سرخ شده باشد با هدايت كردن اين ميخها به زير ناخن مراحل بعدی به مانند طريق اول دنبال ميشود.

صدماتی كه اغلب بعد از كشيدن ناخن به شخص وارد ميشود بسيار سخت است. گاه انسان تا آخر عمر به خاطر صدمات عصبی كه به انگشتان وارد ميشود قادر به انجام كارهای ظريف نخواهد بود. دستها لرزش پيدا ميكنند طوريكه نوشتن نيز سخت ميشود و دست خط شخص بعد از شكنجه به سبب عدم كنترل حركات كاملا تغيير ميكند.  در واقع تنها درد طاقت فرسای شكنجه در هنگام اعمال آن بر روی زندانی نيست، بلكه دردی است كه روزها و هفته ها بعد از آن نيز گريبانگير زندان است و عواقبی كه احتمالا به دنبال خواهد داشت كه در اين صورت هم زندانی از ابتدايی ترين كمكهای پزشكی برخوردار نخواهد بود. اين نيز ابتكاری جديد از طرف رژيم عدالت گستر جمهوری اسلامی است كه در صورت مرگ قربانی مرگ او را طبيعی جلوه ميدهد. يكی از شكنجه هایی كه مصيبت های بعدی آن دردناك تر از خود شكنجه است شوك الكتريكی است كه به صور مختلف اجرا ميشود.

طريقه اول آن تخت الكتريكی است كه زندانی روی آن ميخوابد يا ايستاده به آن بسته ميشود و با عبور جريان الكتريسيته از تخت فلزی به زندانی شوك وارد ميشود. طريقه دوم آن وصل كردن گيره هايی به نقاط حساس بدن مثل گوشه پلك ها، لاله های گوش، اطراف لب، پره بينی و بيضه هاست. اين گيره های فلزی به وسيله سيمهايی به منبع تغذيه الكتريكی با ولتاژ بالا و آمپر پايين وصل ميشوند و بعد از روشن كردن كليد مولد شوك وارد ميشود. طريقه سوم نيز باتون الكتريكی است كه به بدن عريان تماس داده ميشود.

معمولا شوك چند ثانيه بيشتر ادامه پيدا نميكند اما دفعات آن متوالی است و ميتواند تعداد آن زياد باشد. در كاربرد باتون الكتريكی معمولا برحسب شدت شكنجه نه تنها اين وسيله برای وارد آوردن شوك مورد‌ استفاده قرار ميگيرد بلكه به عنوان ابزاری برای وارد آوردن ضربه و تجاوز جنسی نيز به كار گرفته ميشود. عواقب بعدی شوك الكتريكی چروك شدن پوست در نواحی اتصال گيره های فلزی است. همچنين به خاطر عبور جريان الكتريسيته از بدن مقداری خون تجزيه ميشود كه در اثر آن گلبول سفيد بيشماری در خون كشته ميشود و زنداني با هر بار ادرار كردن مقاديری خون و چرك نيز دفع ميكند كه خود دردآور است. اصلی ترين عارضه شوك الكتريكی متوجه كليه ها ميشود كه امكان دارد عفونی شوند و گاه نيز برای هميشه عملكرد خود را از دست بدهند.

يكی از ابتكارات جمهوری اسلامی برای آزار زندانيان شکنجه صوتی است كه بسيار در زندانها رايج است. بدين نحو كه بلندگوهای زندان در تمام مدت شبانه روز و با صدای بلند مشغول پخش تلاوت قرآن، اذان، سخنرانی توبه كنندگان و يا صدای ضجه شكنجه شدگان است. به همين خاطر زندانبانان نام زندانهای جمهوری اسلامی را دانشگاه اسلامی گذاشته اند كه از طريق پخش اينگونه اصوات به اصطلاح زندانيان را آموزش ميدهند. گاهی مقاومت زندانيان موجب خشم زندانبانان ميشود كه در اين موارد زندانبانان اعمال خود را شدت ميبخشند و بر اثر حركات كنترل نشده صدمات شديدی به زندانی وارد‌ ميشود. از معمول ترين اين صدمات شكستن انگشتان، مچ دست، بازو، ساق پا، دنده ها و استخوانهای گونه و دندانهاست كه البته شكستن دنده ها و انگشتان دست جزو شكنجه های معمول و متعارف رژيم به حساب ميآيد. موردی كه بايد بسيار رعايت شود نظافت در زندان است. به اين خاطر كه زندانی در ماههای اول حق استفاده از فضای باز را ندارد‌ و گاه هيچگاه نخواهد داشت. بنابر اين عدم نور كافی و هوای تازه ميتواند عامل بيماريهای پوستی مختلفی شود و اگر جراحتی بر سطح پوست وجود داشته باشد زمان التيام آن طولانی تر خواهد بود و يا حتی موجب عفوني شدن آن خواهد شد. گرچه مدت حمام چيزی حدود دو سه دقيقه نيست، اما بايد از اين مدت كم نهايت بهره برداری را كرد. بطور كلي از هر گونه امكان ولو ناچيز بايد در جهت سلامتی و بالا بردن توان شخصی سود جست.

كوتاه نگاه داشتن موهای سر و بدن از اين جمله اند. به غير از جنبه نظافت آن موهای بلند مخصوصا سبيل و ريش مردان وسيله خوبي برای شكنجه شدن در اختيار زندانبانان قرار ميدهد. يكی ديگر از نكاتی كه زندانيان بايد بر آن فائق بيايند غلبه بر اميال جنسی است. چون اگر نقطه ضعفی در اين ميان وجود داشته باشد و به آن پی ببرند، شكنجه های روحی و روانی شديدی در انتظار اين افراد خواهد بود. يكی ديگر از شكنجه هایی كه امكان تمركز فكر را از انسان سلب ميكند و در آن حالت امكان افشای مسائل زيادی هست جلوگيری از خوابيدن زندانيان است كه گاه تا سه روز طول ميكشد. اين نحوه شكنجه ميتواند با ايجاد سر و صدا در وهله اول و به دنبال آن جلوگيری از استراحت زندانی با وادار كردن او به ايستادن و راه رفتن صورت بگيرد و در مراحل بعدی پاشيدن آب سرد به سر و تن او. اين نوع شكنجه، گاه موجب اختلالات روحی شديدی ميشود كه تا مدتها اثر آن باقی ميماند. اين شكنجه علاوه بر سلب تمركز فكر، خشم زيادی را در زندانی ايجاد ميكند كه در اين مرحله امكان سخن گفتن بدون فكر بسيار زياد است كه از ميان آنها زندانبانان اطلاعات خود را به دست ميآورند.

برای بالا بردن مقاومت بدن انجام تمرينات و حركات نرمشی و آمادگی لازم برای رويارويی با چنين رويدادهايی الزاميست. تمرين های بدنی همراه با تمرين های فكری براي بالا بردن توان روح و روان و تمركز و قدرت تصميم گيری در مراحل سخت يكی از اصوليست كه دائما بايد مد نظر قرار گيرد. به اين خاطر كه قبول مبارزه و گام گذاشتن در اين راه يعنی قبول تمام خطرات آن بخصوص آنكه اين خطرها فقط يك نفر را در بر نميگيرد، بلكه علاوه بر شما ميتواند دربرگيرنده دوستان و تمامي افرادی باشد كه در تشكيلات با شما در رابطه بوده اند. پس قبول مبارزه به معنای ديگر يعنی قبول مسئوليتی بزرگ.

مورد ديگر كه يكی از وحشيانه ترين و در عين حال نامردمی ترين اعمالی است كه انسان در مورد انسانی ديگر ميتواند به آن دست بزند استفاده از اعضای بدن زندانی ها برای ديگران است. رژيم جمهوری اسلامی در سالهای ۶۰ تا ۶۲ و در تمام طول جنگ از اعضای داخلی و خون زندانيهای محكوم به مرگ برای زخمی های جبهه های جنگ استفاده ميكرد. بدين طريق كه خون زندانيان را تا حد ممكن ميگرفت و سپس آنها را به جوخه های اعدام ميسپرد و يا اعضای داخلی آنها را مثل كليه ها از بدن خارج‌ ميكرد و سپس مرگ آنها را مرگ طبيعي جلوه ميداد. به همين خاطر در بسياری موارد رژيم جمهوری اسلامی از اعلان محل دفن زندانيان به خانواده های آنان خودداری ميكرد و يا بعد از دفن آنها فقط محل دفن زندانی را به خانواده او اطلاع ميداد. حکم این مسئله در تاریخ ۳/۷/۱۳۶۰ به شماره پرونده ۳۲۵۰ از سوی دادستانی کل انقلاب اسلامی ایران به کلیه دادستانی های استانها و شهرستانها صادر شد.

ديگر نوع شكنجه رايج كه خود رژيم نيز بر آن صحه گذارده، زندان انفراديست. برای تشريح آن بهتر است اتاق تاريكی را در ذهن خود مجسم كنيد كه در آن فقط و فقط پتويی به شما داده ميشود، همين و همين تنها چيزی كه يكنواختی آن را برهم ميزند، باز شدن كشويی كوچك بر روی در آن است كه سه بار در طول شبانه روز اتفاق ميافتد تا غذای زندانی به او داده شود. نه كتاب و يا روزنامه ای، نه هم صحبت و نه حتی صدای كركننده بلندگوهای زندان. مدت اين نوع زندانی در رژيم جمهوری اسلامی گاه به يكسال و بيشتر هم ميرسد. نام ديگر آن شكنجه سفيد است. اثرات آن كم كم ولی عميق است و اثرات روحی و روانی آن تا سالها و حتي تا آخر عمر با انسان همراه خواهد بود. بعد از آن زندانی معمولا كم حرف ميشود و بيشتر در خود فرو ميرود، به هيچ چيز اطمينان ندارد و حالت تشويش و نگرانی برای مدتی طولانی يا تا آخر عمر با او خواهد بود. حالتی مانند آنكه او هميشه انتظار حادثه بدی را دارد. گوشه نشين ميشود و گاه نيز با خود نجوا ميكند و اصلا به دنيای اطراف خود توجهی ندارد. يكی ديگر از اثرات بعدی زندان انفرادی تكرار مكرر حركات است. حركاتی كه زندانی برای پر كردن زمان خود در زندان به آنها دست ميزند. گاه نيز زندان چنان كوچك است كه زندانی امكان قدم زدن را هم ندارد. در چنين مواقعی مفصل های او به علت عدم تحرك دچار آسيب های جدی ميشود چون او مدام مجبور به نشستن بر روی زمين است.

ابتكار ديگر رژيم برای در هم شكستن روحيه افراد و ترساندن آنها اعدام قلابی است. بدين صورت كه صحنه ای دقيقا به مانند اعدام واقعی طراحی ميشود. چشمان و دستان زندانی در مقابل جوخه آتش بسته و دستور آتش داده ميشود اما جوخه شما را هدف قرار نميدهد بلكه تيراندازی به هوا صورت ميگيرد. شوك وارده از چنين اقدامی چنان زياد است كه زندانی بر دو زانو و يا با صورت بر زمين ميافتد و در خود ادرار ميكند و برای مدتی حالت روانی زندانی غيرطبيعی خواهد بود. نكته ای كه يادآوری آن بسيار مهم است ناسزاگويی و فحاشی زندانبانان و كاركنان زندان در تمام طول حبس است. چرا كه آنها ميخواهند با تحقير كردن زندانی مقاومت روحی او را درهم بشكنند. به طور كلی با شكستن مقاومت روحی است كه زندانی تسليم شكنجه ميشود نه با شكستن مقاومت جسمی. به همين جهت زندانبانان هميشه سعی دارند زندانی را در جهت آرمان او با دوگانگی مواجه كنند. عدم پاسخ به اين دوگانگی شروع راهيست كه به شكسته شدن می انجامد. به همين خاطر ايمان و استواری مطلق به آنچه كه يك فرد بدان اعتقاد دارد ميتواند او را از خيلی از مصائب در هنگام شكنجه دور نگاه دارد.

يكی از آخرين انواع شكنجه كه بدين نحو است كه دست زندانی را از پشت مي بندند و شلواری گشاد را به پای وی می كنند و سپس پاچه هايش را از بالای زانو می بندند. در اين موقع گربه ای را كه در محلهای آلوده راه برده اند به درون شلوار رها مي كنند. گربه برای حفظ تعادل و همچنين خلاصی از محيط بسته به تقلا می پردازد و به شكم و آلت تناسلی قربانی چنگ می زند. اين شكنجه علاوه بر درد شديد زخمهای عفونی حاصل از ناخنهای گربه ايجاد می كند كه عوارض آن ماهها چرك و خونريزی در وقت ادرار است.

نوع دیگری از شکنجه، شکنجه دسته جمعی است. بدین صورت که افرادی که در رابطه با یک پرونده دستگیر می شوند را همزمان مورد بازجویی و شکنجه قرار می دهند و با شکنجه کردن  و گاه تهدید به مرگ یکی از آنها سعی در تخریب فکری از راه ایجاد وحشت یا حس ترحم در دوستان وی می کنند. این قضیه در مورد افراد خانواده نیز صورت می گیرد طوریکه شخصی مورد آزار قرار می گیرد که یکی از اعضای خانواده زندانی می باشد و معمولا بی گناه است. گاه نیز ماموران برای گرفتن اقرار ضمنی به ترفندی همراه با دروغ متوسل می شوند بدین نحو که به زندانی خبر مرگ یکی از وابستگان نزدیک وی را می دهند و یا به او گفته می شود  که دوست او یا یکی از افراد خانواده وی اعتراف به فعالیت وی کرده اند. این موضوع از دو طرف ضربه روحی سختی وارد می کند. اول آنکه زندانی از طرف اعتماد خود لو رفته. دوم آنکه زندانی دیگر برای رژیم شناخته شده است.

یکی از شکنجه ها که هم بر روی زندانیان سیاسی و هم زندانیان معمولی اعمال می شود اصطلاح جوجه کباب است. نحوه اجرای آن بدین نحو است که پاهای زندانی را به هم می بندند سپس او را بر روی زمین می نشانند و به دست هایش نیز دستبند می زنند و دست هایش را روی ساق های پایش می گذارند و پاهایش را جمع می کنند تا زانوهایش از بین دستانش در ارتفاع بالاتری قرار گیرند. در این بین چوبی را از روی ساعد دست ها و پشت زانو ها رد می کنند و زندانی را از زمین بلند می کنند و دو طرف چوب را بر روی دو سکو می گذارند. در این حالت زندانی در هوا معلق می ماند و بیشترین فشار بر زانوها و آرنج های او وارد می شود. زندانی را تا مدتی بدین نحو نگاه می دارند. بعد از پایین آوردن زندانی وی دچار استفراغ شدید همراه با تخلیه شدید گازهای معده و روده می شود و تا مدتی تعادل بدنی خود را از دست می دهد.

آخرين بخشی را كه اينجا در خصوص شكنجه باز ميكنیم وادار كردن زندانيها به ديدن افراد در حال شكنجه يا گوش دادن به ضجه های آنها يا وادار کردن افراد به ديدن اعدام ديگر زندانيهاست. هدف زندانبانان از اين كار تضعيف روحيه و ترساندن زندانيان است تا در نهايت از نظر روحی خدشه پذير گردند. يكی از سخت ترين اين مناظر وادار كردن زندانيان به مشاهده جان كندن زندانيان زنی است كه محكوم به مرگ ميشوند. برای ايشان پس از بارها تجاوز، حكم اعدام با شليك گلوله پلاستيكی در رحم صادر می شود. در اين حالت قربانی با درد و رنج وحشتناكی در عرض چند ساعت، بسته به مقاومت بدنی جان می دهد. اما پيچ و خمی كه زندانی از درد كشنده اش دارد و همچنین ضجه ها و ناله هايی كه می كند بی شك اثر خرد كننده ای بر روی زندانيانی دارد كه مجبور به تماشای اين صحنه هستند.

شکنجه افراد غیر سیاسی در اداره آگاهی

يكی از وكلای دادگستری كه مسیولیت دفاع از شماری از زندانيان سياسی را در اين سالها به عهده داشته, فاش  ساخته كه در اغلب شكنجه گاههای آگاهی درختی وجود دارد به نام درخت سخنگو كه متهم را به آن می بندند و شكنجه گران ميگويند آنقدر می زنيم كه يا درخت صحبت كند يا تو صحبت كنی!

يك نوع شكنجه ديگر هست كه نام جوجه كباب كه متهم را عريان به يك ميله می بندند و مانند جوجه گردان می چرخانند. وی اضافه می كند كه متهم را در حالتی ديگر در لاستيك های بزرگ كاميون و تريلر مثل جنين داخل بدن مادر قرار می دهند و شكنجه گران متهم را به نوبت دور يك محوطه می گردانند. وی تاكيد می كند كه امكان استفاده از داروهای روان گردان در غذای زندانيان منتفی نيست.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
2 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها