اینکه آخوندها اینقدر از فدک می گویند، ماجرایش چه بود؟

فدک اسم روستای بسیار پر آب و درختی بوده در نزدیکی مدینه. این منطقه کلا متعلق به یهودیان بود که با زحمت و کوشش آنجا را آباد کرده بودند

سپاه محمد مثل داعش امروزی به روستاها و هرجا که آبادی و غنیمت و زن بود حمله میکردند و آنجا را غارت میکردند.

زمانی که به نزدیکی فدک رسیدند، یهودی های بیچاره از ترس آنجا را تسلیم سپاه اسلام کردند و فرار کردند. محمد هم آنجا را بخشید به فاطمه دخترش.

بعد از مرگ محمد، خلافت به ابوبکر رسید.

ابوبکر فدک را با این گفته که محمد به او گفته‌است اموال پیامبران به ارث نمی‌رسد و باید صرف صدقه شود، از فاطمه پس گرفت.

از ان تاریخ دشمنی پیروان علی با ابوبکر و عمر و عثمان شروع شد. انها هرجا می نشستند ماجرای فدک را تکرار میکردند و ابوبکر را لعن و نفرین میکردند.

سالها گذشت تا اینکه یکی از خلفای عباسی خواست به امام کاظم چیزی بدهد و زبان آنها را ببندد. این قسمت را در اصول کافی اینگونه نوشته اند:

خلیفه عباسی به امام موسی کاظم علیه السلام گفت:

یا ابالحسن! حدود فدک را بگو تا چند برابر آنرا به خاندان شما بدهم.

امام فرمود: یک حدش کوه احد است، حد دیگرش سرزمین مصر، و حد دیگرش سیف البحر و حد دیگرش دومه الجندل!!

خلیفه با تعجب گفت: همه اینها؟

امام فرمود: آری!

منبع حدیث: اصول کافی- کتاب الحجه- باب انفال

 

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
2 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها