این همه «لولو» آمده به عشق رهبر آمده

پس از دهه شصت و حذف شدن انقلابیونی چو‌ رجوی و بازرگان و بنی صدر و ابراهیم یزدی پست فطرت، دهه هفتاد دهه ای بود که تمام انتخابات ها کاملا مهندسی شده بود. اگر بخواهیم به شروع بازی بد و بدتر بپردازیم ریشه این بازی به سال ۷۶ میرسد. سالی که نظام با علم کردن جنایتکار بد سیمایی چو‌ ری شهری، مردم را به سمت انتخاب خاتمی هل داد و برای اولین بار رای گیری در نظام اسلامی شد پشتوانه ای برای ادعای مشروعیت در غرب و وارد شدن به مذاکره ها.

آن روزها با آنکه خامنه ای دوست داشت ناطق نوری برنده شود اما مردم با دهن کجی به او به راهی قدم گذاشتند که «رفسنجانی» نقشه اش را کشیده بود. او‌که خیال میکرد با آمدن خاتمی خامنه ای تبدیل به یک ولی فقیه نمایشی میشود، پس از مدتی متوجه شد رهبری که میخواست با او شریک باشد، حالا بزرگ شده است و با احساس حقارت در برابر محبوبیت مردمی خاتمی در آن زمان، میخواهد پس از این تازه قدرتش را بیشتر بسط دهد و ایران آینده را آنطور ویران کند که خودش میخواهد نه آنطور که رفسنجانی و خمینی چی ها ویرانش کردند.

رییسی اولین لولو نیست. پیش از آن فلاحیان و ری شهری و پور محمدی ها بوده اند. شاید شما خاطرتان نباشد اما چندی پیش برای آنکه مصباح یزدی و یزدی و جنتی در خبرگان نباشند، به توصیه اکبر گنجی و رفقا مشتی جنایتکارتر با مهر تایید «اصلاحات» به مراکز تصمیم گیری وارد شدند.

این بازی بد و بدتر با دوگانه چپ خط امامی و راست خامنه ای شروع شد و اکنون به رییسی در مقابل رییسی رسیده است. تمام کسانی که «تحریم» در زمان احمدی نژاد را به یاد دارند میدانند مردم آن زمان ها مثل امروز ناامید کامل نشده بودند اما این ناامیدی مردم از نظام خیلی هم زود میتواند به ناامیدی از مخالفان بی برنامه نظام تبدیل شود. یادمان باشد خاتمی در اوج محبوبیت به ناگه در میان ملت به فردی بزدل و بی تصمیم تبدیل شد. سرنوشت خاتمی میتواند درس خوبی برای مخالفان باشد_ به ویژه رضا پهلوی_ که بدانند مردم تا ابد منتظر کسی نمی مانند.

یک هفته کمتر یا رییسی رییس جمهور میشود و راه برای رهبری مجتبی خامنه ای باز میشود و یا رییسی رییس جمهور نمیشود و راه باز هم برای مجتبی خامنه ای باز میشود. متاسفانه سکوت در برابر کشتار آبان ماه ۹۸ در میان اکثریت مردم باعث شده است رژیم تیغ تیز سرکوب را دیگر علنا در هوا بچرخاند و نفس کش حریف بطلبد. نسلی که زیر سایه ترس و فقر و جنگ و تحریم بزرگ شده است و پدران و مادرانش ۵۷ تی های بی شعور و ابله بوده است، به معنای کلمه اعتماد به نفس ندارد. این نسل درست در مقابل نسلی ایستاده است که عرق میخورد و جوج میزد و آبجو شمس بر بدن زده به خیابان می آمد و فحش های جنسی به فرح میداد و سرانجام هم با ۳ تا تظاهرات و یک سینما آتش زدن شاهشان چمدان را بست و رفت و اینگونه راه برای به قدرت رسیدن بیماران جنسی و عقب ماندگان جمهوری اسلامی باز شد.

رییسی جنایتکار است اما این همه ماجرا نیست. تمام اینها جنایتکاراند. هیچوقت نباید ملت تن به بازی بد و بدتر میدانند که سرانجام کار به اینجا برسد. هر ایرانی که ذره ای شرف داشته باشد در این بازی کثیف شرکت نمیکند و انگشت در خون نداها و پویاها و سهراب ها و نوید افکاری ها نمیزند.

۲۸ خرداد باید روز آری به فهم و شعور باشد ( تحریم)، نه تایید و تحکیم «بی شعوری»!

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
1 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها