بدنامی ماندگار برای رضا براهنی

برخی از دوستان می گویند اینقدر چهره های ادبی و افراد صاحب اسم و رسم را تخریب نکنید چون اینها سرمایه های ما هستند. مگر ما چند نفر شاعر و نویسنده داریم؟

این حرف درستی است اما وقتی به عمق فاجعه انقلاب ۵۷ فکر می کنیم و نقش موثر همین افراد مشهور و صاحب قلم را در ویرانی کشور در حال پیشرفت مان را به یاد می آوریم نمی توانیم دل خوشی از این افراد داشته باشیم هرچند آنها شاعر خوبی بوده باشند.

روزنامه های سال ۵۸ را ورق بزنید. وحشتناک است آن همه مقاله و مصاحبه های این افراد باصطلاح روشنفکر کراواتی که اعدام و مصادره اموال را توصیه میکردند. آنها دادگاه انقلاب را متهم میکردند که به اندازه کافی در اعدام مهره های حکومت پهلوی انقلابی و قاطع نیست. بارها از نحوه کشتار دسته جمعی ضد انقلابیون در کوبا و کامبوج و الجزایر سخن به میان می آوردند و هشدار میدادند که اگر ما هم مثل آنها انقلابی و قاطع عمل نکنیم، انقلاب مان شکست خواهد خورد.

زمینه دیگری که اینها مشوقش بودند مبارزه با سرمایه دارها بود. درواقع اینها بودند که چنین افکار زهرآلودی را به جامعه و جمهوری اسلامی تزریق کردند. بانکها و کارخانه ها مصادره شد و صاحبان آنها یا محاکمه شدند و یا از کشور فرار کردند. بسیاری از شرکتها که با مشارکت خارجی ها تاسیس شده بود تعطیل شدند و اموالشان تحویل بنیاد مستضعفان رسید. خانه ها، زمین، ویلا و هرچه متعلق به سرمایه داران و کارآفرینان بود از آنها گرفته شد و در طول سالهای بعد حیف و میل شد.

خیانت دیگری که این افراد کردند دروغ پردازی های عجیب و غریب درباره حکومت پهلوی بود چه در قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب. شما روزنامه های سال ۵۸ را که مرور کنید می بینید روزی نبود که مقاله ای علیه جنایات رژیم طاغوتی شاه ننوشته باشند. آنها از شاه شخصیتی را ساخته بودند که نوکر حلقه به گوش امپریالیسم بوده، نفت را مجانی به آنها میداده، و مثل ضحاک  از کشتن و شکنجه مردم لذت می برده. این دروغ ها را اینها در قالب شعر، مقاله، مصاحبه و خاطرات مثل سم در جامعه تزریق میکردند و هرگز هم تا آخر عمر بابت این دروغها پوزش نخواستند و مردند و بدنامی را برای خود ابدی کردند.

رضا براهنی یکی از آن افراد بود.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
8 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها