برنز از سیا: هیچ نشانه ای از تصمیم رهبر ایران برای ساخت تسلیحات اتمی وجود ندارد! – تجمیع نظر دمکراتیک بر سر نابودی یک سرزمین و مردمانش

به هر قیمتی که شده ولو نابودی کامل اقلیت آزادی خواه و دلسوز ایران و البته که خود ایران و هویتش، باید این دست نشانده ها رو نگه داشت! شاید، شاید فردا فقط شکل زندانبان رو عوض کنند. اما رفرم های سطحی و قشری برای اکثریت رشد نکرده و پوپولست گرای یک ملت، تنها دستمایه ای نو و پرطرفدار برای امتداد قلع و قمع در شکلی جدیدند. این شناسنامه ی نو و مهندسی شده، خاورمیانه ی ابراهیمی-واتیکانی بایست به هر قیمت بر مغز استخوان ناسیونالیسم نیمه جان یا در کمای ملت های مسمومش فرود بیاد و مجمع الجزایری ضعیف و سربزیر خروجی اون باشه. حالا هم سر میزی که چهل و اندی سال پیش توافقشون رو تموم و اجرایی کردن بنشینند و با الحاقیه ها و تبصره های نو برای چهل سال احتمالی آتی ایران کُشی بر سر الحاق اصطبل اون سر رود یا کلبه ی اینطرف جاده عشوه های سیاسی رسانه ای شون رو مثل بمب بر سر زخمی ترین مردمان یک ملت آوار کنند. گاهی فکر می کنم برای بازگویی درجات وقاحت هیچ واژه ای با هر میزان از بار منفی و تیره پیدا نمی کنم.

چقدر یک آمریکای ضعیف و توامان فاسد، برای آزادی خواهان و آزادی معیاران این دنیا از جزایر فیلیپین تا تایوان و از اوکراین و افغانستان تا ایران کشنده و مسموم بوده و خواهد بود به کناری، اما گناه نابخشودنی تعلل، چندپارگی، هرزگی فکری، وادادگی و خائنین ملت ها رو نبایست بر گردن گرگها آویخت. و اینجا در ایران با ملتی با بهره ی هوشی میانه و به سمت پایین طرفیم که نه حتی در زمینه عقلانی شدن و بودن رشدی داشته نه در معیارگزینی متناسب با زمانه ی خود، ملتی که معیار اولش وقتی زیر لگد زندانبان در سلول جان می دهد، استمرار تعامل با زندانبان به طریقی پنهان از چشم هم سلولی خود به جای شوریدن سهمگین، بی رحم و متحد بر چشم و صورت او است پیش از گرگ ها و شغالان بیرونی به سلاخی اصیلان و دلسوزانش هویتش سرزمینش و مال و منالش برخاسته. این درجات از سقوط شاید تنها با آن آزمایش معروف دانشگاه ییل به خاطر آورده شود که تصویری سیاه از انسان بدون کنترل و معیار عقلی که خندان به شکنجه ی همنوعش بر می خیزد و محقانه اما در اشتباهی مهلک ارزنی ابایی در خودنگری کردار و نتایج رفتارش بر روح و جسم همنوع خود ندارد و تا مرز حذف او در این جهان نیز پیش می رود به ما تحویل می دهد. معلمان بر می خیزند و دیگران به خواب می روند، دهان خشکیدگان بر می خیزند و دیگران در خوابند، کودک و دختر و پیر را می ربایند و در شکنجه می کشند همگان در خوابند اما بنا بر انتخاب همان معیارها و اولویت های نامتناسب با زمانه ی خود که محصولی اقلا فرعی از کودنی و کم هوشی است به وقت دیل و ترید رمز ارز همگانشان بیدارند و متحدند و میهمان سفره های همند!

من، به عنوان بخشی از بدنه ی در حال محو طبقه متوسط امروز سرزمینم ایران، هیچ نشانه ای از معیارگزینی، اولویت بندی و زمانسنجی اکثریت همزبانم در این سرزمین بر محور حق غریزی انسان و اولین رعایت الزامی اش، آزادی نمی بینم و در ایران کُشی سال 57 هم هرگز پیگیری چنین خواسته ای را ندیده ام.
معیارهای امروز و دیروز این مردمان به جای انتخاب عقلانی و آینده گزین ِ خواسته هاشان به چیدمانی ظاهرا بهینه از میان گزینه های جبری ِ در دسترس روی خط زوال تقلیل یافته اند، امتداد این مسیر چیزی جز ویرانی کامل این سرزمین و هویت آن و ما نخواهد بود.

به اشتراک بگذارید:

wounded.song

یک صبح، یک در، یک عمر * یک درد، لبخند، کتمان * بوسه، یک پل، آغاز * پرواز، قرمز، پایان .. * آوای زخمی

0 0 رای
ارزیابی این پست
2 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها