برگی دیگر از خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان

تلاش روحانيون در ضميمه كردن خاك ايران به عثمانى

ميدانيم كه در سال ١٢٩٨ هجرى قمرى موسيو ژوزف نوزيلژيكى به رياست ادارات گمرك كرمانشاه و تبريز منصوب شد و اقدامات و اصلاحات او در امور گمرك به استثناى محمره (خرمشهر)  تحت نظر او قرار گرفت و در نتيجه اقدامات او در سال ١٣٠١ درآمد گمرك ٥٠ درصد افزايش يافت و «نوز» به وزارت ترفيع مقام يافت.

در سال ١٣٠٣ حاج ميرزا حسن مجتهد تبريز كه از روحانيون ضدمشروطيت بنام است به منظور مخالفت با اقدامات و اصلاحات «نوز» در اداره امور گمرك و سر و سامان دادن به وضع مالى كشور اعلام داشت علماى طراز اول كربلا و نجف نامه هايى براى او ارسال و به وى مأموريت داده اند با تمام امكانات لازم با كمك مردم بر ضد حقوق و عوارض جديد گمركى و لغو آنها اقدامات لازم به عمل آورد، سپس به فرماندار تبريز اعلام داشت كه وى بايد در اجراى دستور علماى كربلا و نجف ، مأموران بلژيكى گمرك را از كشور خارج ، حقوق و عواض گمركى را لغو، مدارسى را كه اخيراً بر طبق الگوى مدارس اروپائى تأسيس شده ببندد و مغازه هاى اروپائيها و امريكائيها را تعطيل كند.

 «نوز» و همكارانش بر اثر تحريك حاج ميرزا حسن مجتهد تبريز و شوراندن مردم بر ضد آنها از شهر فرار كردند، ولى بعد از فرار بلژيكيها از تبريز معلوم شد نامه هايى كه حاج ميرزا حسن مجتهد طراز اول تبريز به عنوان نامه هاى واصله از علماى كربلا و نجف ارائه داده، جعلى بوده و لذا حاج ميرزا حسن و دستيارانش از شهر اخراج و نوز و همكارانش مجدداً به شهر مراجعت و مشغول به كار شدند.{Times, July 13 , 1903}

اين عمل غيرمذهبى و غيراخلاقى حاج ميرزا حسن مجتهد اول تبريز نشان ميدهد كه تنها آيت الله خمينى براي در دست گرفتن قدرت، مردم را فريب نداد . تنها او نبود كه به مردم گفت ما روحانيون داعيه حكومت نداريم و پس از فريب آنها ، حكومت را بين خود و آخوندها تقسيم و به قصابى مردم بيگناه مشغول شد ، روحانيت شيعه به طور پيوسته در طول تاريخ خود با خدعه و نيرنگ ، مقام كاذب مذهبى ش را حفظ كرده است . اين وقايع نشان ميدهد كه روحانيون پيوسته از راههاى نامشروع و ضداخلاقى در مردم نفوذ و از طريق غير انسانى و با حيله به مكيدن خون ملت بى پناه ايران اشتغال ورزيده اند   

اتفاق جالب ديگرى كه در اين زمان بنا به نوشته مجله تايمز رخ داده اينست كه ملاهاى منتفذ ايران با الهام از نظريه «پان اسلاميسم»سيد جمال الدين اسد آبادى درصدد برآمده بودند ايران را به سلطان عثمانى تسليم و او را به عنوان خليفه اسلام بشناسند و بدين وسيله به قول خودشان بين شيعه و سنى آشتى و اتحاد برقرار سازند

بر طبق نوشته روزنامه تايمز در شماره ٢٧ اگوست سال ١٩٠٣ مجتهدين نامه اى به مظفرالدين شاه نوشته و ضمن آن، او را تهديد كرده اند كه اگر به خواستهاى آنها عمل نكند آنها مجبور خواهند شد سلطان تركيه را دعوت كنند تا ايران را تصرف كند,

دو واقعه مذكور را  «ادوارد براون» به تفصيل شرح و روزنامه تايمز را به عنوان مأخذ خبرى خود ذكر كرده است{Edward Brown , The Persian Revolusion (New York : Brans and Nobels , Inc 1966) , pp. 107-80}

در عصر حاضر و زمانی که حکومت به دست روحانیون شیعه افتاد با دمیدن در شیپور جنگ و با صرف بیت المال و دارایی ایرانیان را در حلق تروریستهای حماس, حزب الله, یمن, سوریه و نقاط مخلتف میریزد و آبهای شمالی و جنوبی را نیز به کشورهای روسیه و چین واگذار کرده است و برای بقای جسد نیمه جانش حاضر است دست به هر جنایت و خیانتی میزند.

برگرفته از وبسایت نقد اسلام

 

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
1 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها