برگ هایی از کتاب پاسخ به تاریخ -۶

اندکی بعد از قیام ۱۲۹۹ (۱۹۲۱) ایران و اتحاد جماهیر شوروی یک قرار داد عدم تجاوز و دوستی امضاء کردند که همه امتیازات متعلق به روسیه تزاری را لغو می‌کرد. پس از آن قرارداد ۱۹۱۹ میان ایران و انگلیس که هنوز به تصویب مجلس ملی شورای ملی نرسیده بود ملغی اعلام شد.

 پدرم از آغاز اقتدار به تامین نظم داخلی و تحکیم مبانی  وحدت و تمامیت کشور پرداخت. روسای بعضی از قبایل همجوار با چاه های نفت جنوب، در مقابل دریافت و تملک تعدادی از سهام شرکت نفت ایران و انگلیس، به خدمت انگلیسها در آمده و مامور تامین امنیت منطقه شده بودند. پدرم ترتیب خرید سهام آنها را داد و قبایل جنوب شرقی ایران را تحت انقیاد دولت مرکزی در آورد. او در این هنگام از امکانات چندان برخوردار نبود و حتی یکبار گفت: “ای کاش هزار تفنگ از یک نوع در اختیار داشتم.”

پس در مقام تجهیز ارتش ایران برآمد و یک لشکر پیاده نظام، یک تیپ از قوای مخصوص و یک واحد حمل و نقل ایجاد کرد. به دستور پدرم در تقاطع راه های مهم کشور و سایر نقاط حساس و سوق الجیشی پایگاه های مستحکمی‌ ایجاد شد. پس از آن وی نیروی هوایی و نیروی دریایی ایران را بنیان نهاد. گروهی از افسران و فرماندهان و مربیان ارتش نوین ایران فرانسوی بودند و تعدادی از جوانان ایرانی برای فراگیری فنون نظامی‌ به مدارس مهم نظامی‌ فرانسه چون سن سیر، سومورسن مکزان  اعزام گردیدند. من خود نیز چندی بعد فنون نظامی‌ را از همین افسران فرانسوی و یا  تعلیم یافته در فرانسه فراگرفتم.

 به موازات تامین نظم و استقرار امنیت، ایجاد زیر بنای صنعت اقتصاد ایران آغاز شد. پدرم علاقه بسیار داشت که  اقدامات اساسی برای رفاه حال کشاورزان و رونق کشاورزی به عمل آورد اما توفیق چندانی نیافت. در فصول بعد خواهیم دید که انقلاب سفید چه اقدامات اساسی در این زمینه انجام داد.

 پدرم، اندک اندک کلیه انحصارات و امتیازات خارجی را در ایران لغو کرد. درآمد گمرکات ایران، که در اداره بلژیکیها بود، به تأدیه دیون خارجی اختصاص داشت. ژاندارمری، تحت فرماندهی افسران سوئدی بود. بانک ها را روسها و انگلیسها و عثمانیها در اختیار داشتند. امتیاز انتشار اسکناس و تلگراف در اختیار انگلیسها بود. همه اینها به تدریج لغو شد. یک نظام پولی ایجاد گشت و پشتوانه واحد پول ایران، طلا و جواهرات سلطنتی قرار گرفت ، جواهراتی که قسمت اعظم آنها یادگار فتوحات نادرشاه در هند بود. یکی از این سنگ های گرانبها الماس معروف و زیبای “دریای نور” است که ظاهرا زیباتر از الماس “کوه نور” می‌باشد که متعلق به بریتانیای کبیر است. این گوهر گرانبها و همه جواهرات دیگر سلطنتی که متعلق به ملت ایران است در خزانه بانک مرکزی ایران  نگاهداری می‌شود. تمام هدایا و گوهرهای گرانبهایی نیز که در زمان سلطنت خاندان ما دریافت و یا  خریداری شد، به همین خزانه سپرده شده و به ارزش و تنوع آن افزوده است. 

نوجوانان پانزده  و شانزده  ساله ای که اخیرا مجسمه های پدرم را در شهرهای ایران برافکندند، مسلما  نمیدانستند وی چه مشقاتی  تحمل کرد تا ایران را نجات دهد، شهرهای جدید بسازد، مدارس نو بنیان نهد، نخستین دانشگاه و بیمارستان های متعدد ایجاد کند. آنها نمیدانستند وی چه کوششها برای احداث بنادر و راه ها، ایجاد نخستین مراکز تولید برق، تأسیس بانک ملی ناشر اسکناس انجام داده است. 

ساختمان راه آهن سراسری ایران از خلیج فارس تا دریای خزر در سال ۱۳۰۶ آغاز و به سال ۱۳۱۸  پایان یافت. این راه آهن تقریبا  ۱۵۰۰ کیلومتری بر ۴۱۰۰ پل و ۲۲۴ تونل مجموعا به طول ۸۶ کیلومتر مشتمل است  و شاهرگ اقتصاد ایران به شمار می‌رود.  

پدرم هر چه می‌توانست برای استقرار حاکمیت ایرانی بر ثروت های ملی انجام داد. در این زمینه بود که وی  قرارداد اعطای امتیاز نفت را لغو کرد و در سال ۱۹۳۲ (۱۳۱۱ )  قرارداد دیگری منعقد نمود که امتیازات و  عواید بیشتری برای ایران در بر داشت. تولید نفت ایران در سال ۱۹۲۳ برابر ۰۰۰،۳۰۰،۱۰ تن رسید. البته باید گفت در سال ۱۹۷۷  رقم تولید ما به ۳۰۰ میلیون تن و تولید گاز طبیعی به ۴۰ میلیون مترمکعب بالغ گردیده بود.

در سال های ۱۳۰۶ و ۱۳۰۷ و ۱۳۰۸ ، نظام جدید قضایی ایران که بر  الگوی فرانسوی بود، استقرار یافت. مقارن همین سالها، مبارزه عام با بیسوادی و گسترش آموزش ابتدایی آغاز گشت. این دو تدبیر، امکانات و اقتدارات روحانیون را که تا حد زیادی بر اختیارات قضائی و شبکه محدود و عقب افتاده آموزشی آنان استوار بود، بسیار محدود کرد.

 اهمیت این دگرگونی را که تقریبا در  همه کشورهای خاورمیانه نیز تحقق یافت  نباید فراموش کرد. استقرار یک نظام سیاسی جدید که تا حد زیادی از الگوی غربی الهام می‌گرفت در عهد پدرم، توسعه و تحکیم آن در زمان سلطنت من، قسمت اعظم نفوذ و  امتیازات غیر مذهبی روحانیون را از آنان سلب کرد. بسیاری از آنان، به جای آنکه توجه بیشتری به هدایت معنوی و اخلاقی افراد جامعه مبذول دارند، به مخالفت و ستیز با حکومت مرکزی پرداختند و مارکسیست ها نیز برای بهره برداری از مذهب در حرکت انقلابی خود، مارکسیسم اسلامی‌ را که چیزی جز یک جمع غیر منطقی میان اضداد نیست اختراع کردند.

باید پذیرفت که اگر پدرم به مداخلات روحانیون در امور سیاسی پایان نمی‌داد، در کوشش ترقی خواهانه خود با دشواری های به مراتب بیشتر روبرو می‌شد و سال های دراز طول می‌کشید تا ایران بتواند در شمار کشورهای پیشرفته جهان درآید. پدرم با روحانیون قشری و مرتجع مخالف بود، نه با روحانیت. وی عمیقا  خدا شناس و معتقد به اصول دیانت بود، چنانکه من هستم.

در زمان او به اعتبار و نفوذ معنوی و اخلاقی جامعه روحانیت و مقام والای آن در نظام مملکتی لطمه‌ای وارد نیامد. آنچه او میخواست هماهنگ ساختن جامعه ایرانی با مقتضیات قرن بیستم بود. او میخواست ایران را از ظلمت و تباهی قرون گذشته خارج کند و با جهان پیشرو همراه و هماهنگ سازد. معنویت واقعی برتر از اقتصاد و سیاست است. رضا شاه با روشن بینی و اعتقادات مذهبی که داشت می‌دانست که نقش یک رهبر تنها سازندگی مادی نیست و جامعه بدون ایمان و اخلاق پایدار نمی‌ماند.

 اقلا در چهار مورد تفضلات خاص الهی شامل حال من شد و ایمان عمیق مذهبی مرا یاری داد. من نجات خود را از یک سانحه هوایی و از سوءقصدی که در پانزدهم بهمن ۱۳۲۷ نسبت به من شد فقط مرهون رحمت خداوندی می‌دانم و بس: در اوایل بعد از ظهر آنروز برای شرکت در مراسم جشن سالروز دانشگاه تهران به آنجا رفتم. هنگام ورود به دانشگاه لباس نظامی‌ به تن داشتم و قرار بود دانشنامه و جوائز دانشجویان ممتاز را به آنان اهدا کنم. از میان انبوه عکاسان و خبرنگارانی که برای گرفتن عکس و تهیه خبر هجوم آورده بودند، از فاصله سه متری ،  شخصی که بعدا معلوم شد ناصر فخرآرایی نام دارد چند گلوله به سوی من شلیک کرد. چهار تای آن به من اصابت کرد و خراش‌هایی در منطقه گردن و صورت وارد آورد. من که یک آن ضارب را از نظر دور نداشته بودم به سرعت چند بار تغییر محل دادم به نحوی که گلوله پنجم به شانه چپم اصابت کرد. بعد از شنیدن شلیک گلوله پنجم، ضارب دیگر نتوانست از هفت تیر خود استفاده کند و به ضرب گلوله از پای درآمد. شاید هم گروهی مایل نبودند وی سخن بگوید  و اسراری را که می‌دانست فاش کند. تحقیقات بعدی نشان داد که فخر آرایی با اعضای گروه های محافظه کار افراطی  باصطلاح مذهبی دوستی داشته و رفیقه وی نیز دختر باغبان سفارت انگلیس بوده است. همچنین در بازرسی محل سکونتش اوراق زیادی متعلق به حزب توده کشف شد. شکست معجزه آسای این سوءقصد و نجات من، مرا در ایمان به اینکه از تفضلات و عنایات خاص خداوندی برخوردار هستم استوارتر کرد.

 

به اشتراک بگذارید: