به بهانه قتل شاهین ناصری، شاهد پرونده شکنجه شدن نوید افکاری؛ چرا جمهوری اسلامی ترس از کشتن مردم ندارد؟

مزدوران و بیماران جنسی و بازجویان نظام تا کنون برای هیچکدام از جنایت هایشان تنبیه نشده اند. اگر از چند مورد استثنایی چو به هلاکت رسیدن کثافتی مثل «لاجوردی» بگذریم، مشاهده میکنیم در کل هیچکدام از جنایتکاران رژیم تا کنون مجازات نشده اند.

وقتی طرف در فرانسه دکتر بختیار را میکشد و پس از بازگشت برایش فرش قرمز پهن میکنند، وقتی طرف به زهرا کاظمی تجاوز میکند و ده ها نفر دیگر را به قتل میرساند و راست راست دارد راه میرود، وقتی طرف کشتاری به وسعت کشتار چپ ها در سال ۶۷ را رقم میزند و رییس جمهور میشود و جامعه جهانی هم به هیچ جایش نیست، معلوم است که همچنان خون می ریزند تا پاداش بگیرند!

نوید افکاری اعدام شد، جز مویه و مرثیه خوانی چه کرده ایم؟ وقتی جنایت برایشان آب و‌ نان دارد، معلوم است شاهد شکنجه نوید افکاری را هم به قول خودشان «ذوب» میکنند!

جنایات بی مکافات در نظام ناب محمدی تا زمانیکه به معنای کلمه بی بی عقوبت است، نهضت کشتن ایرانیان هم ادامه دارد.

جهان غرب دیگر حتی حفظ ظاهر هم نمیکند!

ظهور و به قدرت رساندن طالبان حباب کمک خارجی را در سراسر خاورمیانه ترکاند. یادتان نرود همین طالبانی که امروز قدرت را در افغانستان با کمک آمریکایی ها به دست گرفت، همه ساخت و پاخت هایش را در زمان «ترامپ» انجام داده بود و اسلیپی جو کار ناتمام ترامپ را به نتیجه رساند.

همانگونه که برای ما مردم ایران جنایات جمهوری اسلامی «عدد» شده است و عادی، برای جهان هم همچنین؛ پس تا زمانیکه فقط مرثیه گو و نفرین کننده هستیم، نوید ها اعدام میشوند و رییسی ها رییس جمهور!

براندازی یعنی :

هر ایرانی، یک بسیجی
هر ایرانی، یک آخوند
هر ایرانی، یک سپاهی

را به آرزوی دیرینه اش یعنی «شهادت» برساند؛ دقیقا آنگاه است که میشود نام «برانداز» بر خود گذاشت.

در جمهوری اسلامی «براندازی فرهنگی» اتفاق افتاده است اما این برای اشغالگرانی که پول نفت و سلاح و تشکیلات دارند، اصلا مهم نیست؛ آنها زمانی فرار خواهند کرد و اسلحه بر زمین خواهند گذاشت که عقوبتی ببینند، گر نه این راه و روشی که امروز جاری است و آنها میکشند و آب هم از آب تکان نمیخورد، اگر همچنان ادامه داشته باشد، شاهد وقاحت بیشتر این جنایتکاران خواهیم بود.

با هر قتل و‌جنایت بی عقوبتی، جنایتکاران وقیح تر و روحیه مردم ضعیف تر میشود. فقط نگاهی به خود و اطراف خودتان بیاندازید، واکنش ما به قتل شاهد پرونده جهان پهلوان نوید افکاری چه بود؟

ببینید ما در مملکتی زندگی میکنیم که حداقل دو میلیون نفر به یک قاتل بی همه چیز به نام رییسی رای دادند. گیرم اصلا کشتار مجاهدین به دلیل کارنامه و همکاری با صدام و تبلیغات رژیم بر ضد آنها برای نسل جدید مهم نباشد، اما کشتار آبان ماه چه؟ دی ماه چه؟ همین آخرین قربانی، یعنی شاهد پرونده نوید افکاری، زنده یاد شاهین ناصری چه؟

اینکه مرگ یک نفر تراژدی است و مرگ میلیون ها نفر عدد، حداقل در ایران امروز موضوع اثبات شده ای است.

ما باید از خواب بیدار شویم. راضی نبودن از شرایط و شعار دادن بر علیه جمهوری اسلامی و اسلام و‌… باعث براندازی نمیشود. آرزومندان براندازی با «برانداز» فرق دارند.

برانداز آن کسی است که در خوزستان به انتقام خونی که در آبان ۹۸ جنایتکاران نظام بر زمین ریختند، گلوله بر قلب بسیجیان و سپاهیان میزند، گر نه بقیه بازی و ژست است.

ما دوره آگاهی رسانی را پشت سر گذاشته ایم؛ حکومت جمهوری اسلامی بر خلاف دهه ۶۰ بر قلب ها حکومت نمیکند و این زور اسلحه و پول نفت و اقلیتی جنایتکار و توحش ناب محمدی و اجرای سیاست النصر بالرعب است که اینها را در قدرت نگاه داشته است.

اینکه ملت صلحجو و نرم خو و عاشق زندگی ایران آمادگی پارتیزان شدن و هزینه دادن را داشته باشند، نمیدانم. اینکه اصلا چه تعداد حاضر هستند برای وطن خویش جان ببازند را نمیدانم، اما هر چه هست، خوب میدانم راه دیگری وجود ندارد و این داستانهای خاله های استمرار طلب و‌مزدوران سایبری که صحبت از «گذار مسالمت آمیز» میکنند، یک توهم است.

قیام مسالمت آمیز در هر جای دنیا یعنی زمین گذاشتن اسلحه و بی طرفی نیروهای پلیس و انتظامی و ارتش و غیره؛ اما آیا ما در ایران چنین نیروهایی داریم؟ آیا بسیجی ها و سپاهی که اختیار ارتش را هم دارند، حاضر میشوند از امکانات مفتی که زیر سایه این نظام اوباش پرور به چنگ آورده اند، بگذرند؟

آیا نیروهای سپاه قدس که در سوریه ۳۰۰ هزار نفر را به قتل رساندند، تا اسد را برای خامنه ای حفظ کنند، اعتقادی به ایرانی و ایرانی دارند که حالا بخواهند در پروسه گذار مسالمت آمیز شرکت داشته باشند؟ آیا این جک نیست؟

بیاییم با خود صادق باشیم و ببینیم چند نفر از جمعیت ۸۵ میلیونی ایران حاضر هستند برای پس گرفتن ایران اسلحه بر دست بگیرند؟

بروید کلاب هاس و ببینید تازه پس از دی ماه ۹۶ و سر داده شدن شعار «اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا» هم هنوز رویافروشان استمرار طلب در اتاق های معرکه گیری مشغول مخ زدن ساده دلان هستند و برایتان دارند از مزایای «دموکراسی» و «گذار مسالمت آمیز» صحبت میکنند.

براندازی خواهان میلیون ها نفر هستند، اما آمار براندازی که بخواهد جان فدا کند و اسلحه بر دست بگیرد را هیچکس نمیداند و یا اگر هم بداند، دوست ندارد بر زبان بیاورد؛ آری، اینگونه است که جمهوری اسلامی ۴۳ ساله شده است و از هیچ جنایتی دریغ نمیکند.

وقتی «شرف اهل قلم» برای قصاب ۶۷ نامه مینویسد و راهکار ارائه میدهد، دیگر از بی شرفان بی وطن چه انتظاری میتوان داشت!

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
مشترک شوید
پیام رسانی در صورت
guest
8 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها
8
0
اگر مایلید نظر بدهیدx
()
x