به عصر پوتین خوش آمدید؛ آنچه که در اوکراین اتفاق افتاد، بر سر ایران ضعیف شده هم خواهد رفت!

در دوره ای زندگی میکنیم که دیگر از مردان و زنان استخوان دار در عرصه سیاست بین المللی خبری نیست. از قدیم گفته اند شهر شلوغ میشود، قورباغه هفت تیر میکشد. با وضعیتی که اسلیپی جو خواب آلود و پیش از آن ترامپ بر سر آمریکا آوردند، بعید است که داستان پوتین و بلندپروازی هایش، و چین ابرقدرت و رویای اشغال «تایوان» و دیگر سرزمین های دریای چین ، حالا حالا ها تمام شود. بله، ما وارد عصر جدیدی شده ایم که باز جنگ و قدرت نظامی حرف اول را میزند.

قوانین پوسیده بین المللی و سازمان ملل بی خاصیت دیگر نمیتوانند با روشی که پس از جنگ جهانی دوم بر روابط بین الملل حاکم شد، مسائل جهان امروز را حل کنند.

آنچه که در اوکراین اتفاق افتاد، اگر وضع ایران همینی باشد که امروز هست، بی شک در مورد استان های مرزی ما هم از سمت ترکیه و آذربایجان اتفاق خواهد افتاد.

حمله آذربایجان به ارمنستان و‌حمایت ترکیه از آنها، در کنار سیاست تفرقه افکنی و قوم گرایی این دوکشور با کمک هایی که از سمت اسراییل و عربستان به آنها میشود_ در برابر ایران تهی از ایرانیت شده _ همان نقشه راهی است که امروز در اوکراین اجرا میشود. دشمن امروز ایران نه آمریکاست و‌نه اسراییل و نه حتی اعراب غرق در رفاه اقتصادی، خطری که امروز تمامیت ارضی سرزمین ما را تهدید میکند، اردوغان ترکیه و الهام علیف بازیچه است. تا زمانی که جمهوری اسلامی اهریمنی سر کار است و تحریم و تهدید و گردنکشی های اوباش سپاهی غارتگر برای انگل زاده های نظام پول دارد، ایران روز به روز ضعیف تر میشود.

ایران امروز نه نیروی هوایی درست حسابی دارد و نه نیروی دریایی مدرن و از همه بدتر، نسلی که بخواهد برای وطن و آرمان هایش جان بدهد. ما در خطرناک ترین پیچ تاریخی ایران هستیم. بود و نبود ایران امروز در گرو ساقط کردن جمهوری اسلامی و حاکم کردن عقل و خرد بر ایران است. زمان کوتاه است و اگر ما بخواهیم همچنان دست بر روی دست بگذاریم، به زودی شاهد اکرانیزه شدن ایران خواهیم بود.

امروز همه ما باید بیش از گذشته به این مهم پی ببریم که ساقط کردن هواپیمای اوکراینی در آن شب کذایی توسط سپاه پاسداران جنایتکار، نه تنها یک اشتباه نبود، بلکه انتخابی بود که عالیجناب پوتین خامنه ای، آن را تایید کرده بود.

در کنار خسارت مادی و معنوی که انقلاب جاهلانه ۵۷ بر ایران وارد کرد، این انقلاب باعث شد در زمان فروپاشی شوروی سابق ما نتوانیم ایالت های از دست رفته ایران را پس بگیریم. اگر در زمان فروپاشی شوروی سابق ، حکومت شاهنشاهی و ارتش مدرن شاهنشاهی بر ایران حاکم بود، بدون شک ایران امروز هم بزرگتر بود و هم موش های کوچکی چو اردوغان و علیف ها و صدام ها برایمان شاخ و شانه نمیکشیدند و هر کسی ادعای قسمتی از این خاک را نداشت.

سقوط جمهوری اسلامی یا باید توسط حمله خارجی قدرت های بزرگ اتفاق بیفتد و یا توسط مبارزه مسلحانه مردم، راه دیگری نیست. اگر سرنوشت ایران و ایرانی برایتان مهم است بدانید این آخرین فرصت ما برای بقای جغرافیایی ایران است. هر روزی که از عمر این حکومت نالایق و فاسد و وطن فروش و غارتگر میگذرد، ایران یک قدم به نیستی و فروپاشی و تجزیه نزدیک میشود.

از اوباش ۵۷ تی و پوشک پوش ها و حقوق بگیران نسل گذشته هیچ انتظاری نیست. این خاله زنک هایی که یک روز تعزیه مصدق برگزار میکنند و روز دیگر سر سفره حضرت بنی صدر سبزی آش ایران پس از جمهوری اسلامی را می پزند، هیچ وزنی در معادلات ایران فردا ندارند.

شرایط امروز ایران دقیقا همانند اواخر قاجار است که سردار سپه یا همان رضا شاه کبیر، با تکیه بر اراده ای پولادین _ به قصد نجات ایران _

آستین بالا زد و پوتین های وطن پرستی را بر پا کرد. اگر همین امروز نسل جوان ایرانی چاره ای برای ساقط کردن این هیولای جمهوری جنایت نیاندیشد، فردا دیر خواهد بود.

اولویت امروز ما باید بقا ایران باشد. دموکراسی و خزعبلاتی که در خاورمیانه فلاکت زده و‌ مسلمان کاربرد ندارد، همان نخود سیاهی است که «جمهوری اسلامی» سالهاست مردم را به دنبال آن فرستاده است. در برابر این حکومت جواب مشت، مشت است و جواب خون، خون؛ راه دیگری نیست. رویاپردازی است که باور کنیم با چند شعار مرگ بر خامنه ای و چند تظاهرات _ حتی به بزرگی تظاهرات های خرداد ۸۸ _ خامنه ای و دزدان غارتگرش تسلیم مردم شوند.

ما وقتی از جمهوری اسلامی داخل و شعبه خارجی اش یعنی چپ های مدافع بیضه های نظام صحبت میکنیم، از پست ترین ایرانیانی صحبت میکنیم که نه وطن دارند و نه شرف! اینها همان اوباشی هستند که یک روز خمینی را در ماه دیدند و روز دیگر چو بوفالوهای امام، به سینماها و مشروب فروشی ها حمله کردند و خمینی ای امام خمینی ای امام گویان، ایران را به روز سیاه فعلی اش انداختند.

زمانه عوض شده است. دیگر یک رضا شاه و عده ای وطن پرست نمیتوانند ایران را به تنهایی نجات دهند. امروز همه ما باید برای وطن بجنگیم، که اگر نجنگیم، ایران امروز خاطره ای گسسته در خاطرات فردایمان خواهد بود.

در برابر دزدان و غارتگران سپاه و اوباش بسیجی، نه بیانیه و نه هک کردن بلندگوها و نه حتی مقاله نویسی، هیچکدام اثر مطلوب را نخواهد داشت. تنها راه باقی مانده از بین بردن تک تک این اوباش است. اینکه این راه و نبرد پارتیزانی خریداری ندارد، دلیل بر این نیست که عملی نیست و یا شدنی نیست؛ بلکه همه صحبت بر سر این است که آیا ما از خواب بیدار شده ایم و آماده هستیم برای بقای ایران از بود و نبود خویش بگذریم؟

شوربختانه یک عده دیوانه ( نسل ۵۷) سنگی را در ته چاه انداختند که هزاران عاقل نمیتوانند آن را از ته چاه بیرون بیاورند.امروز صحبت بر سر هست و‌نیست ایران است، نه چیز دیگر! وقایع اوکراین را خوب دنبال کنید تا بدانید چه آینده سیاهی در انتظار ایران است.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
6 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها