بولتون در باره « سیاست ورزی» ترامپ: بدون پرنسیپ، بدون منطق، بدون استراتژی!

این پیام اصلی یک مصاحبه دیروز جان بولتون در رابطه با کتاب اخیرش است. مصاحبه نسبتا طولانی است (اصل مصاحبه را میتوانید پایین پست بیابید). چون بولتون منظورش را کاملا واضح و به طرز درخشانی منسجم بیان کرده من نیازی به ارائه یک جمع بندی نمیبینم، و به جای آن چند پاراگراف کلیدی از گفته های خود او در این مصاحبه را ترجمه میکنم. من از مطالعه این مصاحبه واقعا بهره بردم، این مقدار «فکت» های دست اول که با این درجه از انسجام منتقل شوند را شما طی یک سال هم از مطالب معمول در رسانه ها -که غالبا معرکه گیری هستند ـ بدست نمی آورید.

مصاحبه گر: لطفا سیاست خارجی ترامپ را به طور خلاصه برای من توضیح دهید.

بولتون: فکر نمیکنم چنین کاری ممکن باشد! من تصور نمیکنم که اصلا سیاستی وجود دارد. از نظر من «سیاست» باید ناشی از تجمیع داده ها، تفکر دقیق، تحلیل، و تکلیف کلیدی تطبیق امکانات با اولویتها باشد. ترامپ این کارها را نمیکند. ناظران خارج از گود در باره «دکترین استراتژیک» او مینویسند. البته تصمیماتی وجود دارند که می شود به آنها اشاره کرد: اینجا یک تصمیم، آنجا یک تصمیم، فلان جا یک تصمیم دیگر. من این ناظران را برای تلاششان تحسین میکنم که بین این تصمیمات یک انسجام منطقی بیابند، چیزی که وجود ندارد!

مصاحبه گر: شما در کتابتان می گویید که پوتین بلد بود چگونه با ترامپ بازی کند (…چند مثال…). آیا شما ادعا میکنید که این روشهای روی رئیس جمهور ما موثر بودند؟

بولتون: بله. تعداد دیگری از رهبران خارجی نیز به فن «سحر کردن» او مسلط بودند. البته بعضی از آنها ماهرتر بودند. مثلا صدر اعظم آلمان خانم مرکل موفق نبود، در واقع اصلا امتحان نکرد. او مثل یک دولتمرد متعارف تلاش کرد موضعش را تشریح کند، ومنتظر پاسخ ماند. جواب نگرفت. ولی دیکتاتورها در این فن از رهبران دموکراسی ماهرتر بودند.

مصاحبه گر: رئیس جمهور گفته حرفهای شما موقعیت او در برابر رهبران جهانی را تضعیف میکند. اگر شما خودتان رئیس جمهور بودید مسلما نمیخواستید که مشاور امنیت ملی سابق شما جار بزند که شما به سادگی قابل دستکاری هستید، و اینکه رئیس جمهور روسیه میتواند شما را مانند یک ویولون به بازی بگیرد. آیا این روی ادامه کار او تاثیر نمیگذارد؟

بولتون: ببینید، این حرفها که به ولادیمیر پوتین هیچ اطلاعاتی نمیدهند که او خودش بهتر نمیداند! ولی ممکن است مردم آمریکا را نسبت به چیزی که از آن آگاه نیستند مطلع کنند.

مصاحبه گر: چرا شما قبلا احساس وظیفه نکردید که اینها (مثلا حقیقت ماجرای اوکراین) را به مردم آمریکا بگویید، مثلا به عنوان شاهد در جریان استیضاح؟

بولتون: من خودم را کاملا آماده کرده بودم که اگر احضار شوم شهادت بدهم. ولی حامیان استیضاح در کنگره بدجوری اشتباه پیش رفتند….در واقع آنها کار را خرابتر کردند. آخرش هم گفتند: «ما ترامپ را تا میشد استیضاح کردیم، و او از این درس میگیرد». این ۱۸۰ درجه خلاف واقعیت است، برای اینکه او با رای سنا در عمل تبرئه شد. هیچ درسی هم نگرفت، جز این همیشه میتواند قسر در برود. دموکراتها در کنگره یک چاه کندند، ولی بعد خودشان به داخل آن پریدند! در نیمه راه به ته چاه یاد من افتادند و گفتند: «نمیخواهی با ما همراه شوی؟!»

مصاحبه گر: شما در کتابتان رئیس جمهور را فردی ساده لوح، غیر قابل پیشبینی، با رفتار غیر منطقی و عجیب و غریب توصیف میکنید که نمیشود حتی یک دقیقه تنهایش گذاشت. زیر هر سنگی توطئه ای بر علیه خودش می بیند، به طرز شگفتی آوری نامطلع است، و نمیتواند بین منافع خودش و منافع کشور تمایز قائل شود. حالا چطور ممکن است کسی تمام اینها را بخواند و به نتیجه ای جز این برسد که شما او را برای این سمت نامناسب میدانید؟

بولتون: حقیقتا من فکر نمیکنم که او برای این سمت مناسب است. من فکر نمیکنم که او تبحر لازم برای این شغل را داراست. من حتی فکر نمیکنم که او یک جمهوریخواه کنزرواتیو است. من قصد ندارم در انتخابات نوامبر به او رای دهم. مسلما من به جو بایدن هم رای نخواهم داد. من اسم یک جمهوریخواه کنزرواتیو را روی برگه رای خواهم نوشت. اصلا من این کتاب را با همین منظور نوشتم.

میدانید، ما در یک جو سیاسی هستیم که در آن شما یا ترامپیست هستید و یا ضد ترامپ. و هرکسی که تلاش کند بگوید «ببینید، دنیا کمی پیچیده تر از این است» از هر دو طرف متهم میشود – موقعیتی که من هم اکنون خودم را در آن می یابم.

مصاحبه گر: شما در کتابتان چند موقعیت را توضیح میدهید که در شرف استعفا بودید و تاکید میکنید یک نقطه عطف شبی بود که ترامپ حملات برای تلافی سرنگونی پهپاد ما توسط ایران را لغو کرد.

بولتون: بله. با دید به عقب باید بگویم که از آن لحظه به بعد استعفای من فقط مسئله انتخاب زمان بود. شاید اینجا بعضی بگویند باید در همان لحظه استعفا میدادی، ولی برداشت من ـ شبیه دیگرانی که هنوز در دولت ترامپ مانده اند ـ این بود که با ماندنم هنوز میتوانم کارهایی را به انجام برسانم.
ولی باید اذعان کنم که این غیر منطقی ترین تصمیمی بود که من در تمام مدت خدمتم در دولتهای مختلف آمریکا از یک رئیس جمهور مشاهده کرده ام. این یک موقعیت بحرانی بود ـ هر چند ابر بحران نبود ـ که در آن یک ضعف تصمیم گیری عیان شد و مرا متقاعد کرد که ما یک مشکل جدی ـ خیلی جدی ـ داریم…

Click here to edit the advanced iframe block.
مشترک شوید
پیام رسانی در صورت
guest
8 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها
8
0
نظر بدهیدx
()
x