بچه های راه مشروطه

همه کاربران وبسایت مشروطه یکی از همین مردم عادی هستند که روزانه در کوچه و خیابان، در وطن و در غربت، شاهد سوخته شدنشان توسط نظام حاکم هستیم. همه ما یکی از همین مردم عادی هستیم که پس از تسخیر ایران توسط خمینی و‌مثلث «بیق» و لشگر ناآگاهان، بیشترین آسیب ها را از پیروزی این انقلاب شوم دیده ایم و‌ جان و جهانمان را انقلاب ۵۷ بر باد داده است.

عده ای از ما در زمان انقلاب «جوان» بودند و عده ای هم همانند من در دهه جهنمی «شصت» به دنیا آمده اند و شهد انقلاب اسلامی و عسل جمهوری اسلامی را در مدارس _ پادگانها، با تمام وجود چشیده اند و خلاصه، پیر و جوان ما را انقلاب اسلامی «ویران» کرده است.

همانگونه که چند روز پیش خبر کنترل اکثریت رسانه های کشور توسط اعضای فامیل خامنه ای _ آن هم پس از سپری شدن دو دهه از شکل گیری ماجراهای خرداد ۷۶ _ همچنان باز عده ای را شگفت زده کرد، اما برای مایی که تجربیات کوی دانشگاه و جنبش سبز را زندگی کرده بودیم و عبرت گرفته بودیم، این خبر ، یک خبر قدیمی و‌کهنه بود که دوباره رسانه ها به تیتر روز تبدیلش کردند.

چه آن تواب های جهان وطنی توده ای و چه آن فداییان راه «خمینی» که کارنامه گویایشان امثال همین «فرخ نگهدار»ها است، پس از انقلاب اسلامی خیلی زود به سمت «اسلامیون» غش کردند و نتیجه نزدیک به یک قرن پهلوی ستیزی و سیاهکل بازی و خانه تیمی درست کردنشان، شده است برپایی خلافت اسلامی_ کمونیستی «جمهوری جنایت» در ایران اشغال شده!

این بدنه خشن و انقلابی چپ خمینی پرست که امروز از شرم کارنامه سیاه و تباهشان با جبهه ملی نماها مثلا اتحاد چهار حزبی تشکیل داده اند، همانها هستند که در این ۴۰ سال با قلم های ارزان خویش چند نسل را به سردرگمی و پریشانی کشاندنده اند و شوربختانه نه تنها کوچکترین تغییری در ماهیت اینها حاصل نشده است، بلکه روز به روز بیشتر در منجلاب «جمهوری اسلامی» فرو رفته اند.

از خرداد ۱۳۷۶ که فریب بزرگ نظام با اسم رمز «اصلاحات» آغاز به کار کرد، تا دی ماه ۹۶ که مردم عادی کشور شعار های سکولار و براندازانه «رضا شاه، روحت شاد» و «اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا» را فریاد کردند، بیست سال فاصله است، اما این بیست سال پر فریب گویی بر ما یک قرن گذشته است.

درست از همان خرداد ۱۳۷۶، جمهوری اسلامی که از همه طرف دچار تحریم و بحران شده بود، ایده ساختن «اپوزیسیون جعلی» و یا همان «احمق های مفید نظام» _ با هدف استمرار و بزک نظام _ خواب را از چشمان شیطانی نظام و سربازان گمنامش ربوده بود!

پروژه «قهرمان سازی» و ارسال نفوذی ها به خارج از کشور، به هدف «عقیم» کردن جریان های برانداز، از همان خرداد ۷۶ آغاز شد؛ اگر میبینید امروز حرف های فرخ نگهدار ها و ملیحه محمدی ها و مسعود بهنودها و عباس عبدی ها، همان اهداف خامنه ای را با ادبیاتی زیباتر تبیین میکند، همه و‌همه حاصل رنگ و نیرنگ پروژه «اپوزیسیون جعلی» است که به همت کوسه شهید اسلام، هاشمی رفسنجانی نطفه اش پا گرفت و تا دی ماه ۹۶ هم این پروژه امنیتی، بیشترین نقش را در عقیم کردن اپوزیسیون «برانداز» بازی کرد.

اگر با تجربه های امروز مان به گذشته بازگردیم، می بینیم که تمام این مهره های خودفروخته، با تمام اختلافاتی که دارند، در یک نقطه مشترک قلم ها و دستهای آلوده شان به هم میرسد؛ «انتخابات»!

انتخابات مهندس شده و فیلتری «جمهوری اسلامی»، تبلور اندیشه ای است که از چپ اسلام زده و اسلام چپ زده_ با همه اختلافاتی که با هم در ظاهر دارند _ در یک خط قرار میگیرند. روز میعاد و بیعت با نظام دقیقا همان روزی است که از سرداران سپاه خامنه ای تا مسعود بهنود، از عبدی گروگانگیر تا اکبر گنجی، همه و همه یک «کد» را انتخاب میکنند، و آن کد چیزی نیست جز «استمرار» و بسط قدرت نظام موجود!

در همه این سالها ما مردمان معمولی و مستقل، هیچوقت رسانه ای نداشته ایم که بتواند صدای ما را به گوش مردمان عادی برساند. تنها تریبیونی که ما در این سالها داشته ایم، شبکه های اجتماعی بوده است و بس؛ آن هم چه تریبیونی! خود جای غصه است و اندوه، که مجبور بودیم صبح تا شب، رکیک ترین دشنام ها را تحمل کنیم و «بالاترین» توهین ها را بشنویم، که چه؟ مثلا بتوانیم دو‌ کلام حرفی متفاوت از آنچه مزدوران «استمرار طلب» شکلات پیچ میکنند، زده باشیم!

همه ما کاربران اینجا، یکدیگر را در وبسایت «بالاترین» پیدا کردیم. ما هیچکدام یکدیگر را ندیده ایم اما آنچه که ما را به هم نزدیک کرده است، تجربه هایی است که در دنیای واقعی با گوشت و تن و استخوان، تا اعماق جانمان، حس کرده ایم؛ برای ما نجات ایران از چنگال اشغال گران و سرنگونی این نظام اهریمنی، تنها هدف مقدسی است که ما را در «وبسایت مشروطه» به هم رسانده ، تا صدای بی صدایان و بی رسانه ها باشیم.

هیچکدام از ما نه مدرسه خبرنگاری «فارس نیوز» را دیده ایم و نه در کلاس های تربیتی «بابا اکبر بی ریش و بی ریشه » قلم فروشی را یاد گرفته ایم، ما هر چه هستیم، «نان» خویش را از راه «نوشتن» به دست نمی آوریم و این همان نکته مهمی است که ما را از دیگران استمرار طلب «متمایز» میکند.

ما شاید اصول مقاله نویسی در مطبوعات را خوب بلد نباشیم، ما شاید دوره های حرفه ای روزنامه نگاری ندیده باشیم، اما آنچه که مینویسیم، برای دلمان است و خوب و بدش را کسی معیار «نان» نمیکند. نان سفره ما از جای دیگری می آید و اگر هیچ تخصصی هم نداشته باشیم، همانند قلم فروشان خود فروخته، از اینکه تخصصمان «وطن فروشی» نیست، به خود می بالیم.

هر کدام از ما برای امرار معاش شغل دیگری داریم و نوشتن برایمان تنها یک آرمان و رسالت و وظیفه ای تاریخی است. نوشتن و آگاهی رسانی و کمک به خرافات زدایی و تضعیف نظام و اسلام برای ما یک راه است و یک هدف مقدس…

ما در کنار برائت از سیاهترین انقلاب تاریخ، تنها هدفی که داریم، براندازی «جمهوری اسلامی» است و بس؛ و در این راه طولانی و طاقت فرسا، هر جا که با نظام و طرفدارانش وارد جنگ میشویم ، برایمان تازه اول راه است؛ برای رسیدن به آرزویی که ۱۴ قرن است خردمندان ملت ایران، در نهان و خفا آن را با خود زمزمه میکند :

رهایی ایران از اسارت «اسلام»

آری، این هدف نهایی ما کاربران مشروطه است. ما در فضایی مینویسیم که «ایران پرستی» و «میهن دوستی» ، بیشترین هزینه ها را برایمان به همراه داشته است. از تهدیدها و فحاشی های «سایبریون مرصادی» در فضای مجازی تا ترس ها و تردیدهای دیگری که گفتنی نیست.

هیچکدام از ما یکدیگر را ندیده است. هیچکدام از ما نام و‌مکان یکدیگر را نمیداند، اما همه ما افکار و اندیشه و اهداف یکدیگر را میشناسیم. برای همه ما_ ایران و رهایی مردمان اسیر ایران از چنگال اسلام و جمهوری سیاهش_ تنها راه و خط و مرام و منش سیاسی است.

در این مسیری که آغاز کرده ایم، کم و کاستی های فنی و مالی شاید گاهی چشم را بیازارد، اما شک نداشته باشید، هر چه هستیم، نان خویش را آلوده به ننگ و نام جمهوری اسلامی نکرده ایم و نخواهیم کرد.

بزرگترین افتخار من در زندگی، آشنایی با افرادی بوده است که در اینجا جمع شده اند و پشت نام های مجازیشان، یک دنیا عشق به ایران و مردم ایران نهفته است. کاربرانی که مسلمان نیستند، اما برای رهایی هم میهنان خویش از چنگال اهریمن اسلام، از وقت و خانواده و مال و تفریح خویش کم میکنند، تا صدای بی صدایان باشند.

دوستتان دارم و تا آخرین نفس، همراه با آرمانهایتان….

کاربر وبسایت مشروطه : ارغوان

تازه ترین قدیمی ترین پر رای ترین
پیام رسانی در صورت
Kaafer
عضو

ارغوان جان سخن از زبان ما میگوئی. تاریخ نشان داده که جوامع را همین حرکتهای کوچک و عزم عده ای برای به حرکت در آوردن توده تغییر داده است. مشروطه آغاز خوبی داشته و به نظر مخلص با گروه خوب و آرمان خوبی آغاز نموده است. پس از خروج از بالاترین یکی از گزینه ها فعالیت در سایتی دیگر بود. با مدیر آن سایت که سالها است درجا میزند تماس گرفتیم و بجز بی محلی و حتی عداوت چیزی ندیدیم. از مردکی که ادعای آزادی دارد اما مرتب در محاسن مسعود بهنود داد سخن میدهد انتظاری بیش از این نمیرفت. امروز مطالب مشروطه پس از یک ماه از آن وبسایتی که سالها است در جا میزند بیشتر مخاطب جذب میکند. این باعث میشود که فکر کنم حتی برخی از این وبسایتهای کوچک به اصطلاح آزادی خواه و یا مخالف رژیم نیز خواسته و یا ناخواسته از طریق نوکران رژیم مانند بهنود در خدمت رژیم قرار دارند. چه بسا بی بی سی و دویجه وله و امثال آنها کارهای کوچکی به این افراد میدهند و پولی به آنها میرسانند تا این زنجیر بر گردن آنها بماند. خود عالیجناب بی بی سی چند روز پیش در حالی که رژیم با بحرانهای مختلف مواجه شده و بوی بیرون انداختن آن از کشورهای منطقه می آید مقاله ای در سایت انگلیسی در تعریف و تمجید از قدرت ایران در منطقه و شکست رقبای آن نوشته بود که یک لحظه فکر کردم اشتباهی به پرس تی وی رفته ام. آری، رژیم بسیاری رسانه ها را پشت خود دارد و کار گروههایی چون ما و رساندن صدایمان بسیار سخت است اما چنان که خود گفتی پشت این پول نیست و آرمان است. پول میتواند ته بکشد، آرمان ته نمیکشد.

mollah
سردبیر

آفرین ارغوان گرامی
مطمئن باش سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند.

Senobar
مهمان