بی‌ غیرتی و بی‌ حیایی چقدر؟ پس از آشوب ۲۲ بهمن ۵۷ فقط یک بیمارستان دولتی در تهران احداث شده است

واقعاً بی‌ غیرتی و بی‌ حیایی چقدر؟ استاندار تهران در جلسه اداری شورای شهرستان اسلامشهر گفت: پس از آشوب ۲۲ بهمن ۵۷ فقط یک بیمارستان دولتی در تهران احداث شده است، وی افزود: در برخورداری از تخت بیمارستانی میانگین کشوری برای یک هزار نفر، یک و ۶ دهم درصد تخت بیمارستانی است و در استان تهران نیز همین رقم است، استان تهران نقش بین المللی را برای کشور ایفا می کند و بسیاری از گردشگران در بخش سلامت خدمات پزشکی دریافت می کنند که باید میزان خدمات پزشکی در پایتخت افزایش یابد.

پایتخت نشینان از بی‌ بیمارستانی می‌‌میرند و آن وقت فاشیست‌های اسلامی در کشور اوگاندا ـ بیمارستان با سرمایه مردم ایران می سازند، می دانیم که جمهوری دروغینِ آخوندی ـ بیمارستان‌های مجلل دیگری در عراق و سوریه هم ساخته است، لعنت بر شما، لعنت بر کسانی‌ که حقِ ایرانیان را پایمال کرده و جیبِ خود را پر میکنند، لعنت بر شما.

تازه ترین قدیمی ترین پر رای ترین
پیام رسانی در صورت
wounded.song
عضو
wounded.song

شمیرانی عزیز
برگی از کتاب زندگیم از آن سیاه-سطور بود که در جوار دیگر اسیران، از خدام مواجب بگیر بودیم و نانی به خانه می بردیم تا نمیریم. در آن بیغوله عمارت و شهر می ساختند تا بر هم نهند. در آن روزها که تیپاشان زدم یک روز، کتابت اسناد مهم و پیمان-نامه ها بر عهده ام بود و اسرار تجارتشان را سرانگشت می زدم. اگر پلی در رگان این سرزمین می ساختند، حکایت اتمام و حسابش داستان زالو و رگ می شد. اما چه روزها که جشنی می افروختند و اسیران خوان را بر تکه استخوانی حقیر می نشاندند که بشتابید و ببینید در بصره و شام بیمارستانی یا بنایی مجلل به اتمام رسانده ایم. چه ارقام پر ایهام که از جان ایرانمان صله ی انیران می کردند و هر روز می دیدم و باز نان در خون بیماران سرزمینم می زدم و به خانه می بردم. از گلویم که پایین نرفت، آن اسارت و لقمه های رنگین و گرمش را با شتاب به جوی ها تف کردم و انزوای دهشتناک و فاخر شرافت و سرنوشت انتخابم شد و مادر و خانه و بستری را مژده ی فردا رساندم. حالا دیگر یک دهه از آن اختیار گذشته و دیگر هرگز دست به زیر پای هیچ تفسیر و مسخ نبردم. اما زنده ام! خبرت را خواندم و خواستم بگویم اگر ما زیر تابوت های جنایت را نمی گرفتیم، روح سرکشش امروز نیستی نمی افروخت. ستون های کاغذین بنای هر دژخیم بر بی شرافتی مردمان نفله خوار ایستاده. بی غیرتی و سلوک صعب حقیقت هرگز در یک کالبد جمع نشده اند.
“خوانی است جهان و زهر لقمه خوابی است حیات و مرگ تعبیر”