تاریخ شفاهی؛ عقده جهان سومی بودن- داریوش آشوری

جهان سوم اساسا بنا به نمودارهای اقتصادی و اجتماعی معینی تعریف میشه. مثلا نمودار مصرف سرانه غذا, کاغذ, نفت, سوخت, میزان سواد, بهداشت و … و معمولا به نسبت عقب موندگی هاش با معیارهای یک جامعه پیشرفته و مدرن تعریف میشه.

ولی یک وجه مهم جهان سوم مساله آگاهی اش هست به وضع خودش. یعنی آگاهی یک جامعه به اینکه جامعه عقب مونده است, به اینکه خودش رو میخواد برسونه به یک جایی, به یک چیزی. که اون “جا و چیز” رو گاهی میتونه مدل معین شناخته شده ای داشته باشه, گاهی هم خیلی مدل معین و شناخته شده ای نداره ولی به طور کلی یک چیزی رو میخواد. مثلا تشنه تکنولوژی, پیشرفت, وسایل بهداشتی و زندگی مدرنه و ابزارهاش رو میخواد. Institution هاش رو میخواد, سرویس هاش رو میخواد. و نسبت به اون چیزی که خودش داره و پشت سرشه و جامعه سنتی خودش احساس حقارت میکنه و اونوقت شروع میکنه به تفسیر و تاویل و توجیه وضع خودش. مثلا یک جوری Revolt میکنه, قیام میکنه علیه وضع خودش.

این ذهن قیام کرده علیه وضع خود و احساس حقارت نسبت به وضع خود رو من در دنیای امروز بهش میگم جهان سومی. که حتا میتونه از لحاظ ظاهری هم به یک نوع رفاه و وسایل و ابزارها و تکنیکها رسیده باشه اما پشت [ذهن] اش میتونه هنوز اون عقده حقارت ها مشغول عمل باشند.

و همین عقده حقارت ها… از شاه گرفتارش بود تا گدا. و روشنفکران بیشتر از همه. به خاطر اینکه روشنفکران اصلا نماینده این نارضایتی عمیق جهان سومی هستند و در جوامع جهان سومی به طور کلی عوامل مهم تغییر, تحول, انقلاب و شورش هستند.

تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران
مصاحبه با دکتر داریوش آشوری
واشنگتن – ۱۹ جولای ۱۹۹۰
مصاحبه کننده ولی نصر
From: 1:11:30

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
4 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها