ترانه های ما بر علیه حجاب اجباری کجا است؟

موسیقی به عنوان یکی از زیباترین دستاوردهای بشر از دیرباز نقش مهمی در جوامع بشری بازی نموده است. از سرودهای شاد کشاورزان هنگام درو تا ناله های عاشق دلخسته، از سرودهای انقلابی که مردم را تهییج کرده و مصمم میسازد تا رنگهای شاد رقص که مجالس را به شعف و شادی می آورد تا نوائی که آرامش را به ما ارمغان میدهد، موسیقی بخشی ارزشمند و جدا ناشدنی از فرهنگ انسانی بوده است.

جای تعجبی نیست که زن این جنس زیبای بشر الهام بخش و موضوع بیشترین ترانه ها و قطعات موسیقی بوده و وصف هر گوشه از زیبائی اش در موسیقی همانند نقاشی و هنرهای دیگر باعث خلق آثار جاودان شده. در ایران نیز از آن زمان که قادر به نگاهداری موسیقی شدیم زیبایی زن ایرانی قدرت خویش را در برکشیدن زیباترین عواطف انسانی و ایجار آثار گرانقدر موسیقی به نمایش گذاشته است. از بت چین و عقرب زلف کجت گرفته تا تو ای پری کجائی و چر ا نمی رقصی در وصف زیبایی اش ترانه ها خواندند. از دختر آبادان که سبزه و خوشگل است تا دختر بویر احمدی که نامش را نمیدانی و دختر شیراز که ابرویش مثل کمان است و دختر رشت که سفید و سرخ و سبز و رنگارنگ است و دختر قوچانی که گل میپاشد و دختر فراشباشی که پیرهنهای خش خشی میپوشد و سولماز که گله به صحرا میبرد، در هر گوشه از این سرزمین ترانه ها در ستایش زیبائی زن خوانده شد و دلها را نواخت و در خاطرها ماند. از شیرین و لیلا که آنها را بردند تا رعنای بی وفا که خودش رفت و جای دیگر بر سر چشمه آمد و گلی و لیلی و زهره و فرزانه گرفته تا رویا و فرنگیس و شهلا و نیلوفر، نامهای زیبای زن ایرانی در ترانه هایی که از دل بر می آمد و بر دل مینشست تکرار گشت. زن ایرانی که سالها برای  رهائی از قفس خویش تلاش کرده و هزینه پرداخته بود با برخورداری از آزادی و حقوق بهتر پس از مشروطه و در دوران پهلوی  به وضوح نمایان ساخت که چرا چنین الهام بخش ترانه سرایان بوده  و هست.

اگر هنر و موسیقی همیشه دوستان زن بوده اند، مذهب از روز نخست به دشمنی با او پرداخته. مذهبی که هیچ دوستی بهتر از برخی زنان نداشته است. لازم نیست بگویم که اینجا صحبت از مذاهب سامی و به طور اخص اسلام است. با وقوع انقلاب 57 و برآمدن حکومت مذهبی زنجیرها برای به بند کشیدن زن از انبارهای مساجد و حسینیه ها و زیرزمینهای مدارس فیضیه و پستوهای اذهان متحجرین اسلامی بیرون آمد و زور و خشونت برای برگرداندن مرغ ستمدیده به قفس آغاز گشت و ادامه یافت. حجاب اجباری یعنی سمبل زورگویی به زن و نقض بدیهی ترین حقوق او قانون گشت و اکبر پونز ها طلیعه داران اسیدپاشان پس از خویش شدند. در این نبرد زشتی و زیبایی حتی آرایش چهره زنان را نیز برنتابیدند.

ترانه سرا و آهنگساز و خواننده ما اما همچنان در وصف زیبایی زن ترانه و آهنگ ساختند و خواندند و درد زن به زنجیر کشیده ما در موسیقی ما انعکاس نیافت. هنوز هم برای خوشگی گلی و لرزیدن دل و دست برای خانم گل و تک بودن زن ایرونی خواندیم و از یاد بردیم که این الهام بخش احساسات ما در زندان تحقیر و حجاب نشسته است. گویی هیچ اتفاقی نیافتاده همچنان به خواندن همان ترانه ها در وصف زیبایی زن ادامه دادیم و موسیقی از آن رسالت خویش که بیان درد جامعه است چه بسیار کوتاهی کرد. موسیقی که زیبایی را میستود ار آموزش زیبایی باز ماند. به جای حمله در ترانه هایمان به این دشمنی که زنان را اسیر کرده بود و بیان این زشتی ها، گیج و حیران به دامان ترانه های قدیمی آویختیم و نیلوفر و فرنگیس و شانه و کوچه باغ را بازخواندیم. نه این که وصف زیبایی های زن باید از موسیقی ما رخت بر میبست، خیر، اما ترانه های ما در اعتراض به حجاب اجباری کو؟ ترانه های ما برای دختران خیابان انقلاب کو؟ درد زن نیز چون زیبایی اش باید به موسیقی ما راه پیدا میکرد اما دریغ از یک ترانه که هنرمندی در زشتی حجاب اجباری خوانده باشد.

 این توجه موسیقی ما به زیبایی زن و بی توجهی اش به درد او مثل این است که پرنده ای را بکنی درون قفس و هی از زیبایی پر وبالش برایش بخوانی. پاسخت را تنها کف قفس دریافت خواهی کرد. در بی عملی اهل موسیقی و فقدان آثار لازم برای بیان درد زن ایرانی مردم وارد شده و ترانه مرغ سحر را که ملک الشعرا بهار گویا در رثای میرزا جهانگیرخان شیرازی سروده بود ترانه ای در شرح حال زن ایرانی خواندند تا شاید این جای خالی را پر کنند.

ما باید جبران این گذشته بی افتخار را نموده و حجاب اجباری را نه برای این که چشم اسفندیار حکومت اسلامی است بلکه برای این که دردی است بر جان زن ایرانی در موسیقی خویش منعکس کرده و زشتی اش را چون آن زیبایی که زیر آن است دوباره و دوباره و دوباره باز بگوییم تا پتک موسیقی نیز همراه با جامعه به دیوار این زندان کوبیده شود. برای هر زنی که در دفاع از حقوق زنان به زندان افتاده باید ترانه ای خواند. باید از این ابزار استفاده نمود تا با بدآموزی های حکومت دینی مبارزه کرد. اگر در نوجوانی و جوانی بیش از هر سنی متاثر از موسیقی هستیم باید ترانه های آزادی زن و زشتی حجاب ورد لبان جوان و نوجوان ایرانی باشد. کم کاری و تعلل کافی است. ما ترانه های ضد حجاب اجباری میخواهیم.

به اشتراک بگذارید: