ترس کاربران ایرانی در فضای مجازی از چیست؟

امروز مستندی را نگاه میکردم که درباره قطب زاده تهیه شده بود. اگر شما هم آنرا ببینید بخوبی متوجه میشوید که چه کشورها و افرادی که با اصل کشور ایران دشمنی و خصومت داشتند به کمک مخالفان شاه و مخصوصا قطب زاده آمده بودند. از حزب بعث سوریه بگیر تا معمر قذافی و یاسر عرفات و مقامات کا گ ب شوروی همه با او دیدار و ملاقات داشتند و برای او پاسپورت سیاسی هم تهیه کرده بودند.

من کاری به دشمنی کشورهای بیگانه ندارم که به قطب زاده و دوستانش کمکهای مالی و تسلیحاتی و حتی آموزش نظامی میدادند. آنچه که برای من از دیدن این فیلم مهم بود شخصیت کوشا و مصمم صادق قطب زاده بود که در عین حالی که زندگی اروپایی اش را داشت اما برای رسیدن به هدفش که ساقط کردن حکومت پهلوی بود شب و روز نمی شناخت. او فردی عملگرا  و مصصم بود. مراسم جشنی که اردشیر زاهدی در واشنگتن ترتیب داده بود یک تنه بهم ریخت و انعکاس صدایش در همه اروپا و امریکا و حتی داخل ایران پیچید.

کدام یک از ما حاضر است کاری مشابه صادق قطب زاده را علیه رژیم خونخوار و ضد ایرانی جمهوری اسلامی انجام دهد؟

چرا قطب زاده را مثال بزنیم که هم خودش را بدبخت کرد و هم یک ملت بزرگ را به خاک سیاه نشاند، بیایید توقع مان را پایین و پایین تر بیاوریم و خودمان را محدود کنیم به همین فعالیتهای فرهنگی و سیاسی در فضای اینترنتی.

پرسش من این است که چرا کاربران ایرانی نمی آید یک حرکت پرقدرت و منسجم علیه پروپاگاندای رژیم انجام بدهند؟

الان خط دهنده اصلی و تعیین کننده محورهای خبری در فضای مجازی از قرارگاههای سایبری رژیم داده میشود و همه ما به نوعی به ان محورها واکنش موافق یا مخالف میدهیم. یعنی عملا ما در زمین حریف داریم بازی می کنیم. بطور مثال وزارت اطلاعات از فلان سلیبریتی می خواهد بیاید یک حرف را بزند تا واکنش عمومی را برانگیزاند. مثلا به شهاب حسینی بازیگر سینما می گوید برو علیه رضا پهلوی یا ترامپ یا علیه براندازها حرفی بزن و ویدئویی را منتشر کن.

بعد من و شما که مخالف آن موضع گیری هستیم، همان فیلم و همان حرف یاوه را بازنشر میدهیم و یکی دو هفته توی سر و کله همدیگر می زنیم تا یاوه بودن آنرا ثابت کنیم.

این یعنی دور شدن از براندازی و رقصیدن به سازی که رژیم می نوازد.

چرا این همه کاربر خوب و خوشفکر ایرانی دور هم جمع نمیشوند؟

عزیزان! مشکلات پیش روی کشور ما عمیق تر از سقوط جمهوری اسلامی است. ما نیاز به احیای هویت ایرانی داریم. ملتی که هویتش لگد مال شده و از اصلیت خویش دور افتاده، حتی با رفتن این و آن به جایی نخواهد رسید. ما با یک خلاء فکری و هویتی روبرو هستیم که نیاز به همفکری طیف وسیعی از ایرانیان اصیل را طلب می کند.

تا کی میخواهید توی تلگرام و اینستاگرام و فیسبوک و توئیتر حرفهای صدمن یک غاز بزنیم؟ بیایید دور هم جمع شویم (البته همفکران و همدلان) و از وقتی که در فضای اینترنت صرف می کنیم نتیجه مفیدی بگیریم.

کدامیک از سایتهای ما یک میلیون تحصیلکرده عضو دارد؟ هرجا را نگاه می کنیم کمتر از صدنفر دور هم جمع شده اند و اخبار تکراری را تکرار می کنند. ما این همه صاحبنظر در خارج کشور داریم. هزاران کارشناس و تحصیلکرده نخبه در خارج کشور داریم. اگر نصف اینها هم بیایند صدها هزار نفر خواهند شد. خوشبختانه آزادی بیان هم در خارج ایران هست و کسی را بخاطر باورهایش زندان نمی کنند. پس چرا کسی همت نمی کند؟

تنها چیزی که به عقلم میرسد این است که اکثریت ایرانیان خارج از کشور از ترس اینکه مبادا وقتی که  میخواهند به ایران سفر کنند برایشان مشکلی پیش نیاید از هرگونه فعالیت آشکار و حتی پنهان سیاسی و ضد رژیم پرهیز می کنند. یعنی دقیقا از ترس مرگ خودکشی کرده اند.

حالا برگردیم به مقایسه خودمان با صادق قطب زاده!

واقعا ما کجای کاریم؟

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
4 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها