ترمیناتورهای ۵۷ T ، شما بدهکار یک نسل نیستید، شما یک سرزمین و چندین نسل آمده و نیامده را سوزاندید!

زنده یاد علامه دهخدا اگر زنده بود، بی شک در تالیف جدید لغت نامه فارسی اش در برابر کلمه وقاحت، نام شما ابلهان مفید و مقلد خمینی را هم مینوشت و واژه وقاحت را برابر با ۵۷ تی میدانست.

پس از دی ماه پرشکوه ۹۶ که مردم از «خندق اصلاح طلبی» بیرون امدند، فضای سیاسی ایران دقیقا به روزهای پیش از انقلاب سیاه اسلامی برگشت. در یک طرف مردم عادی و در طرف دیگر همان اتحاد نامیمون ارتجاع سرخ و سیاه؛ یعنی در جایی که فرزندان نسل پس از انقلاب در کف خیابان ها شعارهایی چو ای شاه ایران، برگرد به ایران و رضا شاه روحت شاد و ما انقلاب کردیم، چه اشتباهی کردیم و از همه مهمتر شعار «اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا» را سر می دادند، در طرف مقابلش سرداران سپاه و اوباش بسیج در حالیکه مردم را به خاطر شعارهای ساختار شکنشان به خاک و خون میکشیدند، از آن طرف هم زباله های غیر قابل بازیافت ۵۷ تی چو مجاهد و فدایی و ملی نماهای بشارت دهنده راه خمینی و توده ای های گیر کرده در لوله های فاضلاب انقلاب اسلامی، مردم را در سایت ها و تلویزیونهایشان مورد حمله قرار دادند و با فراموشی ۴۳ سال سرکوب خویش توسط جمهوری اسلامی ، این روان پریشان دچار سندروم استکهلم ، باز «اصل خویش» را جستند و نشان دادند اگر اختلافی هم میان اوباش ارتجاع سرخ و سیاه وجود داشته باشد، این اختلاف سطحی است و وقتی پای ساقط کردن جمهوری اسلامی و عبور از انقلاب سیاه ۵۷ و اسلام عزیزشان در میان باشد، همه آن چپ کشی ها و کشتارها فراموش میشود و از«فرج بیضه های نظام» تا مثلث ابریشمچی و مریم و مسعود و ۶ سازمان ده نفره «جمهوری اسلامی خواه» ، یکی دهان میشوند!

در مورد چپ خائن ایرانی که عصاره و اسطوره هایش جاسوس رسمی شوروی سابق بودند و  شعارشان  در زمان مثلا ملی شدن صنعت نفت ایران، نفت شمال برای شوروی بود،حرف زیادی نمیتوان زد؛ اما فقط به این نکته بسنده باید کرد که چهره های شاخص این جریان در نام و مرام، «نگهدار»  بیضه های این نظام هستند و در پرونده قطور خیانت هایشان از آدم فروشی تا قتل مصلحتی دیده میشود و نسل جوان ایرانی نه تنها پشیزی برای اینها ارزش قائل نیست بلکه این اوباش را هم به درستی قسمتی از مشکل میداند.

مورد دیگر گروه غارنشین مجاهدین است. گروهی که روزگاری صدها هزار هوادار داشت ، امروز در پادگانی دور افتاده در آلبانی مشغول به انقلاب فتوشاپی است و سلام و درود بر رهبرانشان تنها از طریق هک بلندگوها انجام میشود و در دنیای واقعی، این سربازان مغزشویی شده به پایان خط رسیده اند و تنها دلخوشیشان این است که  از همه بیشتر «خون» داده اند! براستی یکی باید بپرسد خونی که در راه به قدرت رسیدن خمینی بر زمین ریخته شد و پس از آن در راه به قدرت رساندن ناکام «مریم و مسعود»_ با چاشنی دست بوسی صدام _ چه افتخاری دارد؟

اصلا بگویید یک میلیون کشته داده اید! برای چه؟ برای برقراری اسلام سرخ علوی؟ برای  سکس گروپ علوی؟ برای پیروز کردن صدام؟  براستی شما سربازان فروغ مثلا جاویدان آیا لحظه ای فکر کرده اید که اگر بر فرض محال بر ارتش ایران اشغال شده توسط آخوندها پیروز میشدید، آیا صدام پس از تجزیه ایران، شما را زنده میگذاشت؟  صدامی که ادعای خاک ایران را داشت، به نظرتان از شما میگذشت؟

براستی دستاورد این همه خون و سیانور خوری و فروریختن بنیادهای اخلاقی در سازمانتان چه بوده است!؟ دستاورد همه آن سربازکشی ها و شایعه پراکنی ها و خانه تیمی ها و بمب گذاری ها و ترورهای کور و سالها تروریست بودن، چه بود؟ 

و اما شما ملی نماهای راه مصدق، چگونه پس از خیانت به آرمان های مصدق مشروطه خواه و دکتر بختیار دموکرات _ و خزیدن به زیر عبای خمینی _ اینبار آنچنان سقوط کرده اید که برای دیده شدن با توده ای ها و فدایی های تروریست بیانیه صادر میکنید؟

واقعا شرم بر شما جمع ده – بیست نفره و فسیل که نیمچه آبروی مصدق مشروطه خواه را هم بردید!

براستی شما چند نفر هستید؟ اصلا نامهایتان چیست؟

این چه گروه هایی است که نام اعضایشان بر هیچ کس روشن نیست؟ از کدام جبهه حرف میزنید؟

اینکه چند پیرمرد بازنشسته و‌مومیایی بیایند از نام سازمان های مرده تاریخی سوء استفاده کنند و پشت نام «مصدق» سنگر بگیرند اما برای حفظ جمهوری اسلامی با سرداران سپاه یکی دهان و دندان شوند، نامش ملی گرایی نیست.

اقایان و خانم های طلبکار و وقیح ۵۷ تی که به جای اعتراف به اشتباهات جبران ناپذیرتان، همچنان به دنبال شاه شدن در نظام جمهوری هستید؛ این را بدانید که دوره شما گذشته است ومرگ جمهوری اسلامی، مرگ رسمی همه شما خواهد بود.

اصلا جای تعجب نیست؛ در این روزها که انقلاب اسلامی و اسلام عزیزتان رو به فروپاشی است، همه شما خزیدگان به زیر عبای خمینی، اینبار هم در مقابل مردم، در سمت خامنه ای و نظام جنایتکار جمهوری اسلامی بایستید! اما، اما، این ایستادن بدانید پایان خوشی برای شما نخواهد داشت. سیل مردم اسلام گریز و متنفر از انقلاب شما که راه بیفتد، هیچ چیزی از شما باقی نخواهد ماند و پس از غرق شدن در سیل مردم، شما پس ماندگان راه  نواب و‌کاشانی و خمینی، پایانتان فاضلاب تاریخ خواهد بود.

بدهی تنها به یک نسل؟ اختیار دارید!

این روزها اوباش ۵۷ تی شرم و حیا را کنار گذاشته اند و چو شاگردان حوزه های مثلا علمیه ، «بچه پررو» وار تازه طلبکار هم شده اند و میگویند ما به نسل پس از انقلاب بدهی نداریم!

براستی ریشه این همه وقاحت و خباثت و رذالت از کجاست؟ 

ترمیناتورهای ۵۷ تی، شما بدهکارید، شما نه به یک نسل سوخته، شما به ایران ویران شده و یک تمدن چند هزارساله رو به خاموشی، بدهکارید!

اول از همه شما به تیمسار رحیمی ها و خسرودادها وهویدا بدهکارید، چرا که برای اعدام این دلاوران توسط خلخالی سوت و‌کف زدید.

شما به تمام زنان ایران بدهکارید، چرا که وقتی امامتان با شعار یا روسری یا توسری بر سر زنان زد، هیچ کاری نکردید و در کنار پاسداران انقلاب موضوع حجاب را مهم ندانستید.

شما به تمام زنانی که بر روی صورتهایشان اسید ریختند و لبهایشان تیغ خورد و پیشانی هایشان را پونز اکبرها سوراخ کرد، بدهکارید.

شما به تمام زنان این سرزمین که در زیر چادرها استخوانهایشان پوک شد، بدهکارید.

شما به تمام فرزندانی که در کلاس های ۶۰ نفره، بر روی نیمکت های ۴ نفره نشستند و جز دروغ و اسلام چیزی یاد نگرفتند، بدهکارید.

شما به تمام قربانیان تجاوزهای خانوادگی که به دلیل محدودیت های اعمال شده توسط امام و انقلابتان به وقوع پیوست، بدهکارید.

 شما به نسلی که برای پوشیدن پیراهن آستین کوتاه و لاک زدن  کتک خورد و غرورش شکست، بدهکارید.

شما به تمام آن مادران و پدران زنبیل بدست که در صف های گوشت و مرغ کوپنی عمرشان هدر رفت، بدهکارید!

شما به تمام هنرمندان واقعی این سرزمین  که صدایشان در غربت پوسید، بدهکارید.

شما به تمام آن تیمساران و سپهسالاران ارتش شاهنشاهی که  یک عمر با شرافت زیستند و به خاطر انقلاب کثیف شما در لس آنجلس راننده تاکسی شدند، بدهکارید!

شما به تمام آن کودکانی که در جنگ ایران و عراق توسط امام و دیگر ملایان مغزشویی شدند و به روی مین ها تکه تکه شدند، بدهکارید.

شما به رضا شاه و شاه بدهکارید که شما را به غرب فرستادند تا با یادگرفتن تخصص به مملکت خویش  بازگردید و آن را آباد کنید، اما شما سر از انجمن اسلامی و دعای کمیل و نماز جمعه در غربت درآوردید و با آنکه کراوات و کت و شلوار پوشیدید، اما از یک روستایی و یک زن خانه دار معمولی و بی سواد هم عقب مانده تر بودید وبه جای آبادانی ایران، جاده صاف کن امام خمینی جنایتکارتان شدید.

شما به مردم خوزستان و خانواده های جانباختگان سینما رکس بدهکارید.

شما به جوانانی که فریب بزرگ نمایی شکنجه های ساواک و شایعه پراکنی هایی چو قتل بهرنگی و تختی و … را خوردند و به شما پیوستند تا بر علیه «توهم ظلم» قیام کنندو در آخر قربانی راه شما شدند، بدهکارید.

شما به مردمی که برای دیدن ویدئو و فیلم های قبل از انقلاب شلاق خوردند و شکنجه شدند، بدهکارید.

شما به نسلی که در فصل تابستان در وزرا شلاق خورد و برای نوشیدن جرعه ای الکل، خون گریه کرد؛ بدهکارید.

شما به دز و کارون و‌هامون و زاینده رود و دریاچه ارومیه بدهکارید، شما به ایران و نسل های آمده و نیامده اش بدهکارید، چرا که نسلی به پف؛ یوزی شما، تاریخ این سرزمین هرگز به خود ندیده است!

به اشتراک بگذارید: