تظاهرات میلیونی در روز مرگ خامنه ای جنایتکار؛ مگذاریم این استمرار شوم ایران را ویران تر کند!

اپوزیسیون جمهوری اسلامی نزدیک به دو دهه است که انتظار مرگ خامنه ای را میکشد. هرکس هزارتوی سیستم مافیایی جمهوری اسلامی را نشناسد، نظام را در خامنه ای و مشتی اوباش عمامه دار ۵۷ تی خلاصه میکند اما آنهایی که ساختار قدرت را در نظام جنایتکار جمهوری اسلامی میشناسند، خوب میدانند که خامنه ای ویترین نظام است و بر خلاف دوران خمینی که جنون گاوی انقلاب سیاه ۵۷ ملت را مجنون کرده بود و خمینی برایشان مقصد و معبود و آغاز و پایان بود، خامنه ای هرگز جایگاهی را که خمینی به عنوان یک رهبر انقلابی در قلب اکثریت مردم داشت، در دوران خلافتش به دست نیاورد و اگر تا امروز هم او توانسته است در جایگاه رهبری دوام بیاورد، تنها و تنها با تکیه بر زور و راضی نگاه داشتن اقلیتی جنایتکار و بی رحم است که هم پول دارند و هم اسلحه و هم اراده برای ماندن به هر قیمتی!

آری اگر در زمان خمینی این حمایت خمینی بود که به همه ارکان نظام جان میبخشید، در زمان رهبری حجت الاسلام خامنه ای، این سپاه و قدرت اقتصادی کارتل های مافیایی ستاد اجرایی امام است که خامنه ای را بر تخت خلافت چسبانده اند و در اصل این سپاه است که خامنه ای را در قدرت نگاه داشته است.

در زمانهای نه چندان دور در این سرزمین مصیبت زده مراجع تقلید و آیت الله ها دارای قدرتی بی حد و حصر بودند. نمونه های بسیاری را در دل تاریخ این سرزمین میتوان پیدا کرد که روحانیت و مرجعیت شیعه برای مردم «حرف آخر» را میزدند، از نهضت تحریم تنباکو بگیرید تا برسید به اعتراضات مسجد گوهر شاد و واقعه شوم ۱۵ خرداد و در نهایت پیروزی جهل اسلامی بر تجدد تحمیلی؛ اما به لطف ۴۲ سال خیانت و‌جنایت و رذالت دکانداران دینی، حتی مسلمانان معتقد نیز امروز پشیزی برای این انگل های عمامه دار ارزش قائل نیستند.

اگر همین امروز سپاه تروریستی فسیلان شورای نگهبان و مجلس خبرگان را دستگیر کند، هیچ اعتراض بزرگی را ما در ایران شاهد نخواهیم بود. خامنه ای هم امروز به زور دلارهای نفتی و اسلحه سپاه است که خلافتش استمرار پیدا کرده است گر نه به لحاظ عقیدتی، جمهوری اسلامی و انقلاب سیاه ۵۷ بیشترین ضربه را به اسلام در ایران زدند و چه خوشبختی از این بالاتر!

روند حوادثی که در سال ۸۸ با تقلب انتخاباتی شروع شد، مراحل آخر خود را طی میکند. سخنرانی آخر خامنه ای که در آن نفس هایش به شمارش افتاده است و در پایانش توصیه های وصیت گونه را به مسئولان نظام گوشزد میکند، اینبار مهر تاییدی زده است بر مرگ قریب الوقوع او!

براستی اگر ما همانند همه این ۴۲ سال منفعل عمل کنیم، آیا با مرگ خامنه ای اتفاق خاصی خواهد افتاد؟ وقتی بزرگترین تشییع جنازه قرن را برای پیر کفتار قرن برگزار کردیم و در صف های کیلومتری بر سر و سینه خویش کوبیدم و برای ویرانگر بزرگ اشک ریختیم، آیا نظام برآمده از انقلاب جاهلانه ۵۷ فرو پاشید؟ خری رفت و خری دیگر آمد و روزگار ما هر روز بدتر از دیروز!

مرگ خامنه ای اتفاق بزرگی است اگر این مرگ با اعتراضات سراسری و مستمر همراه شود، گر نه اگر همانند این سالها مقاومتی عمومی و «مستمر» در برابر حکومت شکل نگیرد، با رفتن خامنه ای هم تغییری در حال بد ما ایجاد نخواهد شد.

اگر مجتبی به سرنوشت «سید احمد خمینی» یا همان یادگار امام دچار نشود، با توجه به شریک و سهیم بودن او با پدرش در تمام جنایاتی که از سال ۸۸ تا امروز به فرمان این پدر و پسر توسط اوباش سپاهی و بسیجی به انجام رسیده است، او مطلوب ترین و آشنا ترین گزینه برای بازوی سرکوب و مافیای غارتگر است!

سناریوی دوم، رهبر شدن رییسی است؛ این گزینه نیز همانند خامنه ای خواهد بود و همانطور که دیدیم در زمان ریاست او بر قوه مثلا قضاییه رژیم، روح الله زم ها و نوید افکاری ها اعدام شدند و فرزند خلف خمینی و خامنه ای با مشارکت در کشتار آبان ماه ۹۸ نشان داد عضو بودن او‌در هیئت مرگ عاملان و آمران کشتار ۶۷ اتفاق نبوده است و آیت الله رییسی برای خودش خلخالی دیگر است.

سناریوی سوم، سناریوی مورد علاقه وطن فروشان و پا اندازان استمرار طلب است. طیفی که سر حلقه اش از حجاریان و عباس عبدی آغاز میشود و در میان راه بهنود و علیز و گنجی را در آغوش میگیرد تا میرسد به نایاک! این عاملان استمرار طلب آرزویشان این است که سپاه پاسداران در زمان مرگ خامنه ای طرف اینها بایستد و به قولی سر عقل بیاید و با حمایت از رهبری افرادی مثل «حسن خمینی»، این استمرار طلبان بتوانند جمهوری اسلامی رو به موت را بزک کنند و با احیای مصنوعی آن از فروپاشی قطعی آن جلوگیری کنند. این ها همان افرادی هستند که در خلوت خویش میگویند مهم حفظ ارکان نظام است و برای حفظ نظام وقتی میشود واجبات را تعطیل کرد، پس چه ایرادی دارد خر همان خر باشد و پالون را کمی تزیین کنیم؟

این طیف فریبکار و دغل معتقد است راه بقا نظام ، ایجاد مدلی چینی اما بومی شده و سازگار با روحیات ایرانیان است؛ یعنی با قرار دادن افرادی همانند حسنین ( حسن روحانی و حسن خمینی) در رهبری، ولایت فقیه را تضعیف کنند و در مراحل بعد با دادن آزادی های ظاهری مثل حجاب و مصرف الکل، راه را برای تعامل با کدخدا باز کنند و نگذارند سفره انقلاب جمع شود. این استمرار طلبان معتقدند با دادن آزادی های ظاهری سیاست سرکوب را فقط در امور سیاسی پیگیری کنند و همانند چین همه چیز به ظاهر آزاد باشد، به جز سیاست و اعتراض به حزب حاکم. این رویاپردازان استمرار طلب برای رسیدن به رویایشان خامنه ای را بزرگترین مانع میبینند و به خیالشان با ربودن «ولایت فقیه» از جناح اصول گرا و تفنگداران سپاهی، راه استمرار و پنجاه ساله شدن حکومت را هموار میکنند. این جناح و نقشه هایش هرگز موفق نخواهد شد، چرا که سپاه و دیگر جنایتکاران خوب میدانند این خانه کلنگی اگر هر کدام از ارکانش فرو بریزد، کل ساختمان بر سرشان آوار میشود. طرفداران خامنه ای بارها شنیده اند که خامنه ای گفته است :

ما اشتباه زمان شاه را نمیکنیم ( باز کردن فضای سیاسی در سالهای آخر که منجر به تند شدن روند انقلاب اسلامی شد)

سناریوی چهارم، سناریویی بود که امثال امید نادان و دیگر مهره های تبلیغاتی رژیم بر آن مانور میدادند؛ به قدرت رسیدن فردی مانند سردار سلیمانی!

در این سناریو سپاه پس از مرگ خامنه ای با دستگیری و حذف شورای نگهبان و مجلس خبرگان و انحلال طویله شورای اسلامی، خودش قدرت را کامل به دست بگیرد و با دادن آزادی های ظاهری چو حجاب و الکل، یک حکومت مقتدر با ظاهری آراسته را بر سر کار بیاورد. این یعنی «اصل نظام» از سایه بیرون بیاید و ویترین نظام جمع شود! در این سناریو که بسیار شبیه سناریوی استمرار طلبان حجاریان د‌وست است، «روحانیت» از سیاست حذف خواهد شد و با توجه به منفوریت بی حد و حصر این انگل ها، سپاه اگر تصمیم به اجرای این سناریو داشته باشد، کار سختی نخواهد داشت و‌جه بسا خیلی ساده جنایت هایش هم فراموش شود و ابتذال فرهنگی که بر نسل جوان حاکم شده است، راه را برای ژنرال ها باز کند. وقتی میگوییم ابتذال فرهنگی، دقیقا منظورمان همان دلقک هایی است که خیلی زود لباس خونین «سبز» خویش را درآوردند و ردای «بنفش حماقت» بر شانه انداختند و فضای حقیقی و مجازی را پر کردند از شعار «روحانی مچکریم»!

سناریوی دیگر هم همزمانی حمله خارجی با مرگ خامنه است. در این سناریو چون احتمالش کمتر از یک در صد است، حرفی نمینویسیم چرا که رویاپردازی کار عاقلان نیست!

در تمام سناریوهای ذکر شده، یک عامل مهم غایب است؛ مردم! آنچه که در بالا آمد، تا زمانی که مردم در صحنه «غایب» باشند، شدنی است اما اگر مردم راه دیگری را برگزینند، بی شک تمام نقشه های این اوباش، نقش بر آب خواهد شد. اگر قرار به اعتراض و استمرار و رهایی از شر این حکومت باشد، هیچ روزی بهتر از روز مرگ خامنه ای نمی تواند به عنوان «روز موعود» نامگذاری شود. اگر در این روز مردم به صورت میلیونی و گسترده در خیابان ها بمانند و سراسر ایران، تاکید میکنم سراسر ایران صحنه اعتراضات سراسری باشد، کار نظام تمام است. باید کارگر و معلم و کارمند و نظامی و مهندس و دکتر و … دست در دست هم برای «ایران» به پا خیزند. طبقه راحت طلب و رانت خوار پایتخت نشین بداند در خانه شیشه ای نشسته است. در اعتراضات آینده اگر این طبقه که در اعتراضات دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ _ آنگونه که در سال ۸۸ الله اکبر گویان حضور داشت_ حضور نداشته باشد، بداند سرانجام لشگر گرسنگان و کشاورزان و کارتن خوابها و … تهران را همانند انقلاب مشروطه فتح خواهند کرد و در آن روز اگر قشر رانت خوار از ایشان حمایت نکرده باشد، شک نکنید که عقوبتی بزرگ خواهند دید. پایتخت، بیدار شو؛ تیک تاک، تیک تاک! روز مرگ قریب الوقوع خامنه ای، میتواند یک روز خوب باشد، اگر من و تو، مای میلیونی شویم و سراسر ایران، از سرخس و خرمشهر تا سهند و سبلان، سرایمان باشد.

وعده ما تظاهرات سراسری و گسترده و میلیونی در روز مرگ خامنه ای،البته اگر ایرانی تا آن روز باقی مانده باشد!

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
7 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها