تغییر رفتار طالبان آری، تغییر رفتار جمهوری اسلامی هرگز

حتما در خبرها شنیده یا خوانده اید که امریکا دیگر نمیخواهد در افغانستان حضور نظامی داشته باشد و تصمیم گرفته در آنجا بیش از این هزینه مالی و جانی نکند. بنابر این امریکا از دولت افغانستان و همچنین گروه افراطی و تروریستی طالبان خواسته است که باهم بنشینند و اختلافات بین خود را طوری حل و فصل کنند که دیگر نیازی به حضور و دخالت امریکا نباشد. لازم به ذکر است که ابتدا امریکا با طالبان وارد مذاکره شد وبه آنها این وعده را داد که اگر آنها جنگ و راهزنی را کنار بگذارند امریکا نیز نیروهایش را خارج خواهد کرد. یعنی طالبان امریکا ستیزی را کنار گذاشت اما همچنان پایبند به اجرای شریعت باقی ماند.

شاید وقتی این موضوع را از دید یک امریکایی ببینیم، ماجرایی کاملا منطقی و عقلانی و در راستای منافع ملی امریکا باشد اما از دید یک افغان و یا یک ایرانی موضوع کاملا متفاوت است. ابتدا برویم ماجرا را از دید یک افغان ببینیم:

گروه تروریستی طالبان در واقع یک گروه از آخوندهای سنی هستند که موفق شدند از سال 1996 تا سال 2001 در افغانستان حکومت کنند. آنها در دوران زمامداری خود سالهای تلخ و تاریکی را در افانستان رقم زدند که هرگز تلخی جنایات آنها از یاد مردم افغان فراموش نمیشود. آنها قوانین و مقررات سخت شریعت را در کشور اجرا کردند. دقیقا شبیه آخوندهاییی که در ایران بقدرت رسیدند آسایش و رفاه و آزادی را از زندگی مردم سلب کردند.

سال 2001 امریکا به افغانستان حمله کرد و قدرت را از دست این گروه تروریستی گرفت و به افان ها بازگرداند. نیروهای طالبان به کوهها و روستاهای اطراف قندهار فرار کردند اما هیچگاه دست از مبارزه برای بیرون کردن نیروهای امریکا از افغانستان که برای پشتیبانی از حکومت نوپا در آنجا بود دست نکشیدند.

از زمانی سقوط حکومت طالبان تاکنون، مردم افغان کم کم اوضاع را به حالت عادی برگرداندند. مجلس و انتخابات و نهادهای مدنی ایجاد کردند. زنان از شر حجاب اجباری و برقع بیرون آمدند. مدارس دخترانه باز شد. روزنامه و انترنت و دهها کانال تلویزیونی و سرگرمی و هنر و موسیقی و ورزش دوباره جان گرفت.

اکنون نمایندگان مردم افغان با نمایندگان گروه تروریستی و اسلامگرای طالبان روبروی هم نشسته اند و میخواهند راهی برای زندگی مسالمت آمیز با یکدیگر پیدا کنند. اما طالبان می گوید ما می خواهیم حکومت اسلامی باشد و قوانین شریعت را اجرا کند. چیزی که صد در صد با وضع زندگی فعلی مردم افغان در تضاد است.

مشخص است که این مذاکرات به جایی نخواهد رسید مگر اینکه طرفین توافق کنند بخشی از افغانستان را تجزیه کنند و به طالبان بدهند تا دست از سر بقیه مردم بردارد. راه دیگری وجود ندارد جز ادامه جنگ و بمب گذاری و قتل و برادرکشی.

 

حالا برگردیم این ماجرا را از دید یک ایرانی ببینیم:

اگر امریکا بخاطر منافع خودش حاضر شده که یک گروه تروریستی و افراطی را به رسمیت بشناسد، بدون شک رژیم تروریستی و افراطی آخوندها در ایران را مشروط بر اینکه این رژیم رفتارش را تغییر دهد و به منافع امریکا و دوستان امریکا ضربه نزند را به رسمیت خواهد شناخت.

بنابراین مذاکراتی که بین طالبان و دولت افغان درقط در جریان است، صرفه نظر از نتیجه آن، این سیگنال را به مردم ایران میدهد که امریکا و اصولا غرب مشکلی ندارند که یک آخوند بیشعور با مغز کپک زده و عبا و عمامه در راس حکومت باشد و قوانین شرع را اجرا کند. همین اندازه که آن آخوند یا طالبان، خطری برای منافع امریکا نداشته باشند آنها را به رسمیت می شناسند و حتی با آنها همکاری اقتصادی نیز خواهند کرد.

اما قسمت خوب ماجرا این است که آخوندهای شیعه حاکم در ایران با گروه طالبان یک فرق مهم دارند. آخوندهای خودمان متوهم تر از طالبان هستند و به هیچوجه حاضر نیستند نرمال باشند و این باعث میشود همواره بین این حکومت و جهان متمدن دشمنی و درگیری باقی بماند. گروه طالبان خیلی راحت دشمنی با امریکا را کنار گذاشتند و گفتند برای ما مهم زندگی اسلامی خودمان است و رسالتی برای امریکا ستیزی نداریم. فقط میخواهیم گناهکاران را شلاق بزنیم و سنگسار کنیم.

اما برخلاف طالبان، جمهوری اسلامی هرگز یک حکومت نرمال نخواهد شد. هرگز دست از امریکاستیزی برنخواهند داشت. اساس مذهب تشیع درتشنج و جنگ افروزی است. امریکا و بطور کلی جهان چاره ای جز نابود کردن این رژیم ندارند.

 

به اشتراک بگذارید:
2 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها