تهران منفجر شد! ایران ترکید!

تجمعات و اعتراضات امروز حداقل در تهران بی‌سابقه بود و مردم واقعاً گل کاشتن و باید به همه دست‌مریزاد گفت. امروز باید چهره‌ی واقعی ضعف و فرسایش و شکست رو در سرکوب‌گران رژیم می‌دیدید. دقیقاً هم همون پیش‌بینی که دیشب در نوشتار قبلیم در موردش توضیح داده بودم به وقوع پیوست. یعنی امروز به طور گسترده‌ای در سرکوب‌ها از نیروهای آموزش‌ندیده و غیرسازمانی و مخصوصاً کارگران عمله‌ی افغانی استفاده شده بود که سردرگم، دستپاچه، مُردد و بلاتکلیف بودن و دور خودشون می‌چرخیدن و این موضوع بیانگر ناتوانیِ کامل رژیم تروریستی آخوندی در تأمین و بسیج و جابجایی مزدورانِ سرکوب‌گره که از نتایج تغییر ساعت اعتراضات و حضور مستمر مردم در خیابون‌ها از صبح بود که تا نیمه‌شب هم ادامه داشت. یعنی دیگه امروز شاهد اون نقطه‌ی ضعفی که در همین نوشتار قبلی بهش اشاره کرده بودم هم نبودیم.

امروز تجمعات گسترده‌ی اعتراضی در نقاطی از شهر تهران برگزار شد که حتی در طول دو هفته‌ی قبل هم سابقه نداشت. از قلهک و قیطریه تا جنوبی‌ترین نقاط شهر. ضمن اینکه از ظهر امروز، حتی در محله‌ها و خیابان‌های فرعی و کوچه و پس‌کوچه‌هایی که شاهد اعتراض نبودن، جو به شدت ملتهب و آماده‌ی انفجار بود و مردم در حال آماده‌سازیِ خودشون برای پیوستن به اعتراضات و تجمعات بودن.

از ظهر امروز، چندین گروه و دسته‌ی بزرگ ۱۰۰ نفره، ۲۰۰ نفره و ۵۰۰ نفره از مردم در طول خیابان شریعتی، حد فاصل ایستگاه مترو قلهک تا حسینیه‌ی ارشاد و ورودی بزرگراه همت حرکت می‌کردن و شعار سر می‌دادن و با مأمورین درگیر می‌شدن. حجم زیادی از گاز اشک‌آور هم خیابون رو فرا گرفته بود. از ساعات بعد از ظهر هم جمعیت زیادی از مردم از خیابان ظفر و بلوار میرداماد و سیدخندان و قیطریه به اعتراضاتِ این منطقه ملحق شدن که سرکوب رو باز هم دشوارتر کرد. من سعی می‌کنم بیشتر مشاهدات خودم که مربوط به این منطقه از تهران هست رو توصیف کنم و اخبار دقیق مربوط به مناطق دیگه رو می‌تونید در گزارشات و ویدئوهایی که منتشر شده دنبال کنید. مسأله‌ی بعدی که امروز جلب توجه می‌کرد، ترافیکِ بی‌سابقه در تهران بود، به طوری که حتی در خیابون‌هایی که نسبت به مراکز درگیری، آرامش بیشتری داشتن هم ترافیک قفل شده بود و ماشین‌ها اصلاً حرکت نمی‌کردن. چون مردم هم بسیاری از خیابون‌ها رو بسته بودن یا با حضور تو خیابون‌ها، جلوی تردد و سرعت‌گیریِ ماشین‌ها رو می‌گرفتن و مردمی که سوار خودروها بودن هم اصلاً تمایلی برای حرکت نداشتن و با بوق ممتد، اعتراض خودشون رو نشون می‌دادن و از مردم حمایت می‌کردن که همین موضوع هم جابجایی نیروهای سرکوب رو شدیداً مختل کرده بود و این موضوع به قدری امنیتی شده بود که امشب مزدوران سرکوب‌گر تو خیابون شریعتی، مردم معترض رو رها کرده بودن و مشغولِ باز کردن خیابون‌ها شده بودن. بین ساعت ۸ تا ۱۰ شب جمعیت خیلی زیادی از دخترها و پسرهای جوان در کوچه‌های اطراف ایستگاه مترو شریعتی تجمع کرده بودن و شعار می‌دادن که سرکوبشون غیرممکن بود. بعد از اینکه مزدوران حاضر در محل که همونطور که گفتم تعداد زیادیشون هم افراد آموزش‌ندیده و روزمُزد و کارگران عمله‌ی افغانی بودن، تعداد زیادی گاز اشک‌آور شلیک کردن، حال خودشون بیشتر از مردم بد شد و شدیداً تحت تأثیر گاز اشک‌آور قرار گرفته بودن. اینجا بود که در کمالِ تعجب، مردم دیدن که فرمانده‌شون بهشون استراحت داد! و دقیقاً همین موقع بود که کلاه‌هاشون رو برداشتن و ما متوجه شدیم که خیلی‌هاشون کارگر عمله‌ی افغانی هستن. یه تعداد دیگه‌شون هم برای استراحت، سر یکی از کوچه‌های خیابون شریعتی دقیقاً مثل کارگرهای افغانی زیلو پهن کرده بودن و داشتن نون و آب می‌خوردن و جمعیت معترض رو تماشا می‌کردن! انگار که دارن فیلم سینمایی می‌بینن! اون کسی هم که این مزدوران رو رهبری می‌کرد، دقیقاً مثل کارفرما یا پیمان‌کار باهاشون برخورد می‌کرد و خودش هم می‌دونست که با یک مُشت عمله‌ی افغانی طرف هست و مشخص بود که اینها اصلاً نیروی نظامی و سازمانی نیستن و هویت سازمانی ندارن و اولین روزیه که دارن تو سرکوب‌ها شرکت می‌کنن.

شعارهای شبانه از پنجره‌های منازل و پشت‌بام‌ها هم امشب رنگ و بوی دیگه‌ای داشت و حتی از نظر شدت و گستردگی، با شب قبلش هم قابل مقایسه نبود، به طوری که مردمی که از پنجره‌ها و پشت‌بام‌های خیابان‌های فرعی و کوچه و پس‌کوچه‌ها شعار می‌دادن، صداشون به خیابون‌های اصلی می‌رسید و با صدای مردم معترض کف خیابون‌ها همصدا می‌شد که من هرگز چنین چیزی رو در هیچ‌کدوم از اعتراضات سال‌های قبل ندیده بودم. ضمن اینکه اون جمعیت پُرشماری که همیشه در اعتراضات سال‌های قبل، نقشِ تماشاچیِ منفعل و بی‌تفاوت رو بازی می‌کردن، امروز در بطن اعتراضات قرار دارن و حتی خودشون دارن اعتراضات رو رهبری می‌کنن و این واقعاً جای تبریک و شادی داره.

امروز از ساعت ۷ بعد از ظهر، چندین گروه جدید از مزدوران سرکوب‌گر در چند مرحله به محدوده‌ی بلوار میرداماد و میدان مادر و ایستگاه متروی شریعتی و حسینیه‌ی ارشاد فرستاده شدن، اما دقیقاً ۵ دقیقه بعد از استقرار، دیگه هیچ اثری از آثارشون نمی‌دیدید. چون به قدری جمعیت زیاد بود و در نقاط پراکنده‌ای مشغول اعتراض و درگیری بودن که اصلاً به این مزدوران اجازه نمی‌دادن که بخوان آرایش به خودشون بگیرن و عرض اندام کنن و خیلی زود این مزدوران رو پراکنده می‌کردن. اکثر این مزدوران هم وقتی به محل می‌رسیدن، تازه شروع می‌کردن به تعویض لباس و به همین خاطر بسیاری از مردم، این مزدوران رو از نزدیک شناسایی کردن. خیلی از اونها حتی لباس شخصی هم نبودن و بچه‌های نوجوان کم سن و سال که هنوز سیبیلشون هم سبز نشده بود هم به وفور بینشون مشاهده می‌شد. مابقیشون هم حتی بلد نبودن که چجوری باتوم رو دستشون بگیرن و ترس و رنگ‌پریدگی و اضطراب رو می‌شد تو صورتشون دید. مدام هم با همدیگه پِچ پِچ می‌کردن.

مزدوران امروز از ترس حمله‌ی مردم به پمپ بنزین ها هم به تمام پمپ بنزین‌های این منطقه یورش بردن و اونها رو تعطیل کردن.

دختران جوان و زنان میانسال و حتی مسن، امروز هم پیشروی اعتراضات مردم ایران و به نوعی آغازگر این اعتراضات بودن و تجمعات رو با شجاعت کلید زدن.

دوستان عزیزم، از همتون می‌خوام که تا می‌تونید، صدای مردم سیستان و بلوچستان و اهواز و کردستان باشید. به ۳ دلیل: اول اینکه اعتراضات و اعتصابات تو این نقاط از کشور از اهمیت کلیدی برخورداره و به شدت توازن قوا رو به سود مردم ایران بر هم می‌زنه و اوضاع رو برای رژیم بحرانی‌تر می‌کنه. دوم اینکه مردم در این نقاط بسیار بی‌مهاباتر و مؤثرتر و برنامه‌ریزی‌شده‌تر از مردم شهرهایی مثل تهران عمل می‌کنن و کارشون رو بهتر بلد هستن و نقاط حساس‌تری رو هدف می‌گیرن و بسیار بیشتر از مردم تهران، دسترسی به انواع اسلحه دارن و همونطور که دیدید، می‌تونن ضربات مهلکی رو به رژیم وارد کنن. سوم هم اینکه حجم سرکوب و کشتار در این استان‌ها بسیار بسیار بیشتر از استان‌های دیگه است و رژیم به راحتی دست به قتل‌عامِ عُریان می‌زنه و اینترنت هم در این استان‌ها به طور کامل قطع شده تا صدای جنایات رژیم و پیشروی‌ها و موفقیت‌های مردم و اخبار ضرباتی که به مزدوران رژیم وارد شده به بیرون درز پیدا نکنه. خواهش می‌کنم حتی دقیقه‌ای از حمایت از مردم این ۳ استان غافل نشید و به هر شکل که می‌تونید، پشتیبانِ مردم محروم و مظلوم سیستان و بلوچستان و اهواز و کردستان باشید. رژیم برای موفقیت خودش در این ۳ استان، فقط روی سکوت ما حساب باز کرده.

واقعاً نمی‌تونم احساساتم رو نسبت به وقایع روز بیان کنم. هم خیلی خوشحالم و هم خیلی خشمگینم و هم خیلی امیدوار و هم خیلی نگران.

الآن که دارم این نوشتار رو پست می‌کنم (که به دلیل قطعی و محدودیت‌های اینترنت، دیگه شب رو به صبح رسوندیم)، از حدود ۲ ساعت قبل یعنی از ساعت ۷ صبح روز یکشنبه، اولین خودروهایی که وارد خیابون شدن، دارن آهنگ «برای …» شروین حاجی‌پور رو با صدای بلند پخش می‌کنن و بوق ممتد می‌زنن و از همین الآن دارن نوید یک روز اعتراضی دیگه رو میدن. تو خیلی از خیابون‌ها هم ترافیک سنگینی ایجاد شده و جو خیابون‌ها به شدت ملتهبه.

آیا روزنامه‌ها بعد از سقوط رژیم اشغالگر آخوندی، تیتر خواهند زد «جمهوری اسلامی با گشت ارشاد سرنگون شد؟!»

ایرانی بیا بیرون! ایرانی بیا بیرون!

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
4 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها