راهی که خامنه ای می رود همان راه مصدق است

بیش از ۲۰ سال است که مذاکرات هسته ای بدلیل لجاجت خامنه ای بی نتیجه مانده و زندگی مردم را سخت تر و چرخ توسعه را کاملا متوقف کرده است. غربی ها بارها با این رژیم از باب سازش درآمده اند و در زمان اوباما امتیازات زیادی را به این رژیم دادند با این تصور واهی که رفتار حکومت آخوندها نرمال میشود و دست از تنش در منطقه برمیدارد.

اما برعکس، دقیقا همه پولهای نقدی که بر روی پالت از طرف امریکا در اختیار حکومت خامنه ای قرار گرفت یکراست رفت سوریه و لبنان و عراق و یمن و خرج گروههای تروریستی شد.

با روی کار آمدن بایدن، دوباره همان سیاستهای مماشات با رژیم از سر گرفته شد ولی این بار نرمتر از سابق. یعنی اگر در دوره اوباما همواره حرف از گزینه نظامی در کنار مذاکرات و سازش درمیان بود، در دوره بایدن حتی صحبتی از تهدیدات خشک و خالی هم در میان نیست و دولت بایدن بیش از یکسال و نیم است که به هر سازی که جمهوری اسلامی زده رقصیده است اما هنوز موفق نشده خامنه ای را راضی کند از خر شیطان پایین بیاید.

اگر کسی خیال می کند که این لجالت و کله شقی خامنه ای سرانجام نتیجه مثبتی را برای جمهوری اسلامی به بار خواهد آورد سخت در اشتباه است و نشان میدهد تاریخ را نخوانده  و از مذاکرات نفتی دولت مصدق با غربی ها اطلاع کاملی ندارد.

دقیقا همین سماجتی که خامنه ای در برابر پیشنهادها و مماشات غربی ها دارد، محمد مصدق در ۷۰-۸۰ سال پیش در برابر انواع و اقسام پیشنهادات انگلیسی ها مبنی بر مصالحه سرسختی نشان میداد. سرگذشت مذاکرات نفتی دولت مصدق با غربی ها را در کتاب « اشتباه بزرگ ملی شدن نفت» میتوانید بخوانید. در آن سالها که ایران نیاز به پول داشت تا به وضع فقر و فلاکت مردم سرو سامانی داده شود، بطور متناوب انگلیسی ها با هیئتی جدید و پیشنهادی جدید می آمدند اما هربار بی نتیجه میز مذاکرات را ترک میکردند. در مقطعی حتی انگلیسی ها ملی شدن نفت را هم پذیرفته بودند و تنها خواهان ادامه فعالیت تولید نفت با فرمولی جدید شدند اما مصدق قبول نکرد و خواهان اخراج تکنسین ها و مهندسان انگلیسی شد.

زمانی که انگلیسی ها ایران را ترک کردند، همه چیز خوابید. تازه فهمیده بودند که ما توانایی فنی ادامه کار را نداریم. مصدق که خیلی نظر مثبتی به کمک امریکایی ها داشت از آنها خواست تا وساطت کنند تا دوباره چرخ اقتصاد به حرکت دربیاید. امریکایی ها او را دعوت کردند و مصدق چند هفته در امریکا مورد استقبال گرم امریکا قرار گرفت. زمانی که پیشنهادهای مصالحه را آوردند برای چندمین بار مصدق قبول نکرد و گفت ما کشور را بدون نفت اداره می کنیم!

مدتی سعی کرد با فروش اوراق قرضه و شعارهای توخالی جای خالی صدور نفت را پر کند اما حاصلی جز بدهکاری و تنگدستی نداشت. مصدق بسیار تلاش کرد تا از امریکا کمک مالی بگیرد تا بخیال خودش انگلیسی ها را ادب کند اما امریکایی ها دستش را خوانده بودند و پولی ندادند.

مصدق هراندازه که در برابر غربی ها به شکست میخورد و در تنگنا قرار میگرفت، در داخل سیاست تهاجمی بیشتری را اتخاذ میکرد دقیقا مثل خامنه ای.

هم سنا را تعطیل کرد و هم مجلس شورای ملی که زمانی بله قربان گویش بودند را منحل کرد. کسی جرات نداشت از سیاستهای اشتباه او که کشور را در مرز جنگ و قحطی و فقر و فلاکت بیشتر قرار داده بود انتقاد کند. هرکس با او مخالف بود برچسب خائن میخورد. او حتی مادر شاه و اشرف پهلوی خواهر شاه را از ایران تبعید کرد چون می گفت اینها با مخالفان من همکاری و توطئه می کنند.

خامنه ای همان راهی را می رود که مصدق در ۸۰ سال پیش پیمود. وقتی کسی در توهم باشد هم خود را به هلاکت می اندازد و هم چند میلیون نفر را گرفتار سختی و فقر و مرارت می کند.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
مشترک شوید
پیام رسانی در صورت
guest

3 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها
3
0
اگر مایلید نظر بدهیدx