جاذبه قدرتمند زندگی

دیروز تیم پرسپولیس تهران ده نفره موفق شد تیم النصر عربستان را شکست بدهد و به فینال جام تیم های آسیایی راه یابد. همین باعث شادی و سرور عده ای از مردم تهران شد و حتی در نقاطی از شهر به خیابانها ریختند و خوشحالی خودشان را به نمایش گذاشتند.

عده ای از کاربران فضای مجازی معترض هستند و از این کار مردم گله می کنند که در شرایطی که این رژیم جنایتکار ورزشکار با شرفی مثل نوید افکاری را اعدام کرد و هیچ یک از ورزشکاران و فوتبالیست های کشورواکنشی نشان ندادند، چرا برای پیروزی یک تیم باشگاهی اینچنین شور و شعف از خود نشان میدهید؟

شاید بخشی از حرف این عزیزان درست باشد اما همه حقیقت نیست. اصولا زندگی و زنده بودن و امید و میل به شادی در انسانها ذاتی است. وقتی جنگها طولانی میشود انسان ها راهی برای ادامه زندگی زیر سایه جنگ را پیدا می کنند. بارها جشن کریسمس سربازان روسی و آلمانی را در خط اول جبهه خوانده و یا شنیده ایم طوری که شادی شان را با هم به اشتراک گذاشتند.

در زمان جنگ ایران و عراق، مسافراتوبوس بین شهری بودم. اتوبوس طبق معمول در رستوران بین راهی توقف کرد. همزمان هفت هشت اتوبوس دیگر هم از راه رسیدند و درنتیجه جلوی میز صاحب رستوران جمعیت زیادی برای گرفتن ژتون غذا تجمع کردند. این شلوغی منجر به صف طولانی و حتی دعوا و مشاجره مسافران شد.

در همین موقع یک جوجه بسیجی که لباس جنگی هم به تن داشت و جزو مسافرها بود رفت بالای یک میز یا صندلی و فریاد زد:

برادرها، الان رزمندگان ما دارند در جبهه ها جان میدهند و شما دارید برای شکم باهم دعوا می کنید!!

یک پیرمردی از توی صف گفت: بیا پایین بابا، الان اتوبوس حرکت می کنه

خنده جمعیت فضای سالن رستوران را پر کرد.

واقعیت این است که نمیشود نیازهای طبیعی انسان ها را تحت هیچ شرایطی متوقف کرد و به حاشیه راند. مردم ایران مثل همه انسانهای روی زمین میخواهند زندگی کنند و این چرخ زندگی توی هیچ شرایطی از حرکت نمی ایستد.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
5 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها