جریان سوسولیسم جهانی

مدتی است هزاران مسافر در کانادا گرفتار تعطیلی عبور و مرور قطارها شده اند. عده ای از بومیان کانادا خطوط مهم ریلی را در روستاها مسدود کرده اند و  به فلج کردن شبکه قطارهای کشور ادامه می دهد. این تعطیلی باعث خسارت میلیون ها دلار به اقتصاد کانادا شده است.

Via Rail راه اهن سلطنتی کانادا كه بخش اعظم خدمات ریلی مسافری كانادا را اداره می كند ، روز چهارشنبه اعلام كرد كه قطارها در مسیرهای تورنتو – مونترال و تورنتو – اتاوا حداقل تا جمعه متوقف خواهد شد.  بیش از 150 قطار مسافری از زمان شروع محاصره لغو شده اند و حدود 24000 نفر مجبورند روشهای مسافرتی دیگری را پیدا کنند.

همچنین راه آهن ملی کانادا هشدار داده که “مجبور خواهد شد بخش های قابل توجهی را از شبکه گسترده خود را تعطیل کند ، و حمل و نقل  محصولات نفتی ، دانه و جنگلداری را به بازارهای آسیا و ایالات متحده متوقف میشوند ، مگر اینکه توافقی بین دولت و بومیان  حاصل شود.

ماجرا از آنجا آغاز شد که قرار بود یک خط لوله چند میلیارد دلاری در غرب کانادا احداث شود که با مخالفت برخی از بومیان قرار گرفت. این دعوا را به دادگاه بردند و دادگاه حکم داد که خط لوله باید احداث شود. البته بسیاری بر این باورند که بومیان کانادا توسط دیگران تحریک شده اند و پشت اینها عده ای از فعالان تغییرات آب و هوایی قرار دارند که از مخالفان سنتی و دیرینه هرگونه احداث خط لوله در کانادا هستند.

  اکنون دولت و مردم کانادا بر سر یک دو راهی قرار گرفته اند:

– اگر اجازه بدهند این وضعیت ادامه یابد، خسارت عظیمی به اقتصاد، به صنایع کوچک و بزرگ، به کشاورزان و صادرکنندگان وارد میشود.

– و اگر بخواهند به زور متوسل بشوند و پلیس وارد قضیه بشود از هیاهوی رسانه ها و اعتراضات گلوبالیست ها و چپول ها میترسند . همانهایی که منتظر ند خدای ناکرده از دماغ کسی خون بیاید تا آنرا تبدیل به عاشورای حسینی بکنند!

جالب تر اینکه خود دولت فدرال کانادا از چپول ترین و پوپولیست ترین و بی عرضه ترین دولتهای تاریخ کاناداست که از اعتراضات طرفداران خودش هم وحشت دارد.

اکنون بحث بین مسئولین و صاحبنظران سیاسی و اجتماعی در کانادا بر سر نحوه برخورد با این موضوع بالا گرفته است.

یک نظر سنجی در کانادا انجام شده که 53 درصد معتقدند مزاحمت و خسارت به دیگران با آزادی منافات دارد و پلیس باید به این غائله پایان دهد. نزدیک 26 درصد هم معتقدند که نباید با آنها برخورد شود. بقیه هم بی تفاوت بودند.

البته این اختلاف دیدگاه، فقط محدود به موضوع تعطیلی خطوط راه آهن نمیشود بلکه در واقع ظهور و بروز تقابل دو جریان است.

یک جریان که میخواهد چرخ های اقتصاد بچرخد و کار و اشتغال و سرمایه ایجاد کند و جریان دیگر هیچی برایش مهم نیست بلکه دنبال یکسری شعارهای توخالی است. پیروان این جریان را می توان عمدتا در تظاهرات ضد جنگ، تظاهرات تغییرات آب و هوا و تظاهرات ضد ترامپ و ضد اسرائیل دید. اینها با عبور هر خط لوله ای مخالفند با نیروگاه هسته ای مخالفند با نیروگاه فسیلی مخالفند و جالبتر اینکه با نیروگاه بادی هم بدلیل وزوز و آلودگی صدای آن هم مخالفند. یعنی از دیدگاه اینها هیچ مرکز صنعتی نباید ساخته شود.

این جریان فکری در اروپا هم هست و بزودی اروپا را کاملا به خاک سیاه می نشاند و بعد نوبت کانادا و امریکا میرسد. خداوند ما را از شر مسلمین و چپولیسم و سوسولیسم نجات دهد. آمین.

 

 

 

به اشتراک بگذارید: