جهل قدرت است

شعارهای وزارت حقیقت:
جنگ صلح است

آزادی بردگی ست
جهل قدرت است
از کتاب ۱۹۸۴ نوشته جرج اورول

این چند خط و چند خط دیگر را بر خلاف عادت همیشگی که اگر فراغت و جوششی حاصل شود آنی و قبل از فوت وقت می نویسم، چند هفته پیش یادداشت کردم. اما چون آنرا همچون یادداشت هایی دیگر که مستلزم پرداخت مفصلی بود برای اقنای مخاطب کافی ندانستم لذا از نشر آن خودداری کردم.

در این مدت بسیاری از نشانه ها در اخبار خارج از کشور را می یافتم که خبر از هماهنگی همه آنها با نیروهای داخلی و آماده سازی اذهان عمومی برای استقرار جمهوری سوم یعنی عبور از اصلاح طلبان و اصولگرایان و به قدرت رسیدن جناح سوم که حمایت عجیب و غریب توده ای های نسل اول تا ملی مذهبی های نسل امروز را شامل می شود را می داد یا بهتر بگویم همچنان می دهد. اجرای دقیق نقشه ای که از پیش طراحی شده و هماهنگ با رسانه های خارج از کشور در شرف تکوین است.

دیشب یک فایل صوتی در رسانه ها منتشر شد که یکی از رزمندگان جنگ ایران و عراق به زبانی قابل فهم و بدون لفافه پیچی های رایج در رسانه ها، که همیشه برای دور نگاهداشتن فهم مردم عادی از درک واقعیت های مستتر در جمهوری اسلامی، آنرا با زبانی فاخر ( کد داخلی رژیم برای خط کشی میان اتاق فکر و امت پیرو)  به بحث می گذارند، او به زبانی ساده بیان می کند و پرده از فعل و انفعالات پشت پرده جمهوری اسلامی برداشته و سعی می کند به سادگی تمام مردم را هشیار کند.

علی محمدیان که این فایل را بیرون داده است خبر از موجودیت حداقل پنج تا هفت جناح صاحب اسلحه در بطن قدرت را می دهد که بنا به مصلحت در صورت لزوم یکپارچه می شوند و اگر شامه تیزشان بوی حذف حلقه خودشان را حس کند در مقابل هم قرار گرفته یکدیگر را بیرحمانه حذف می کنند. هر چه باشد همگی تروریست های آشنا به حذف و اضافه حلقه خودی ها هستند و خواندن دست یکدیگر و خنثی کردن آن از طریق به خیابان کشاندن بخشی از جامعه ناراضی ایران برایشان مثل آب خوردن است. مردم هم که گوشت دم توپ آقایان.

اگر این فایل به نظرتان منطقی آمد در انتشار هر چه بیشتر آن دریغ نکنید. این اطلاعات حق مردمی ست که هیچ رسانه ای ندارند و دایم چون خوکچه های آزمایشگاهی با اراده اربابان قدرت و گماشته هایشان به این سو و آن سو کشیده می شوند و با بحران سازی های دایمی و مناسب با اتمسفر جامعه، رمقی برای درک آنچه در پیرامونشان می گذرد باقی نمی گذارد.

همان چند خط که گفتم
در بین جمهوریخواهان حتی یک چهره که توانسته باشد در بین همه آحاد مردم محبوبیت و موافقت را جلب کرده باشد به چشم نمیخورد.
گذشته از عدم لیاقت و شایستگی در بین چهره های ظاهرا مخالف جمهوری اسلامی، هر سر گروه می تواند فقط خواسته ها و مطالبات هوادارانش را تامین کند اما قادر نیست رضایت ظاهری حتی هم پالکی های خودش را حفظ کند. نمونه اش رابطه سازمان چریک های فدایی خلق با سازمان مجاهدین خلق است که هر یک دیگری را با تیر می زند.

اما نهاد پادشاهی این قابلیت را دارد تا با در برگرفتن همه افکار و عقاید سیاسی از قومگرایان گرفته تا دینداران و تا دین ناباوران و تا چپ گرایان را در خود جای دهد و زمینه را برای یک رقابت سالم سیاسی فراهم آورد.
مهمترین نکته تحمل آرا و عقاید مختلف است که در تاریخ تمدن ایران و در نظام پادشاهی در ادوار مختلف تاریخ به چشم می خورد و قله هایی پرافتخار را در تاریخ تمدن ایران و جهان ثبت کرده است.
امروز شاهزاده رضا پهلوی در بیشمار مصاحبه ها و سخنرانی ها و پیام ها به وضوح دیدگاه های صلح طلبانه، میهن دوستانه و آزادی خواهانه خود را به تفصیل شرح داده و به مردم شناسانده است. او در هیچ جلسه پرسش و پاسخی از ابراز عقاید و اهداف خود با همه توانایی اش برای ایرانی آزاد و افکاری متنوع فروگذاری نکرده است. با همه چهره های گرایشات سیاسی مختلف به گفتگو نشسته و همه هم و غم خود برای آگاهی رسانیدن به مردم برای درک موقعیت امروز ایران را به کار گرفته است.
شاهزاده رضا پهلوی با ایجاد گفتگو با دگر اندیشان سیاسی ثابت کرد که اگر از سوی دیگر گرایشات سیاسی تمایلی برای نجات ایران باشد او می تواند با همه این حزب ها و گروه ها کار کند و امنیت آنها را در فعالیت های سیاسی تامین کند. وقتی صندوق رای ملاک باشد حزب ها به نسبت آرای خود می توانند در مجلس نماینده داشته باشند و در امنیت سیاسی، فعالیت حزبی کنند و در سرنوشت کشور دخیل باشند.
بدون شک در حکومت جمهوری که تضاد صد در صدی با پادشاهی دارد بخشی از آرای مردم ایران یعنی پادشاهی خواهان اصلا در زیر مجموعه جمهوری نمی گنجد و منجر به سرکوب و نادیده گرفته شدن آنها میشود.
همین امروز اگر خوب دقت کنید جمهوریخواهان ایرانی در رسانه های تصویری در تفسیر و تحلیل رویدادها و روابط بین الملل جمهوری اسلامی در کمال آزادی در نوع بیان و به زیر ذره بین کشانده خطاهای جمهوری اسلامی به نوعی دولتمردی می کنند و به سردمداران یا صاحبان قدرت در بطن جمهوری اسلامی راه و چاه نشان داده همچون منتقدی دلسوز به آنها یاد می دهند چگونه باید پیش بروند.
توجه بفرمائید که این نکته بسیار مهم است. این آقایان مانند دست راست و چشم راست رژیم جمهوری اسلامی از دور دلسوزانه غلط گیری می کنند و جمهوری اسلامی نیز به خواست آنها پاسخ می دهد. وقایعی چون ورود زنان به ورزشگاه ها و شل شدن حجاب و حق داشتن وکیل و بهبود ظاهری وضعیت زندانها و.. از جمله آنهاست.
برای مثال شیرین عبادی بخش حقوقی معضلات جمهوری اسلامی را هدف می رود و هر جا می نشیند سخن از حق متهم از داشتن وکیل و ایجاد دادگاه های عادلانه می کند. این یعنی وفاداری به قانون اساسی جمهوری اسلامی و گوشزد برای اجرای تمام و کمال قانون اساسی جمهوری اسلامی.
مصی علینژاد هم عینا به همین شکل تلاش می کند یکی از تبصره های مندرج در قانون اساسی یعنی پوشش اسلامی در جمهوری اسلامی را بهبود بخشد که باز هم هدف او چیزی جز انحراف حداکثری نیمی از ناراضیان جامعه ایران یعنی زنان و محدود کردن مخالفت آنها با تبصره ای موجود در قانون اساسی نیست. این در حالی است که در قوانین ضد حقوق بشری مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی قوانین مهمتری چون شهادت، قصاص، ارث، حضانت و دیه زنان که در رسانه های همگام با جمهوری اسلامی اصلا به بحث گذاشته نمی شود، مهمترین تبعیض های جنسیتی در ساختار جمهوری اسلامی ست. کاری که مصی علینژاد می کند یعنی مخالفت با حجاب اسلامی که اصلا توضیح مدونی در قانون اساسی ندارد آسانترین و عامه پسند ترین راه برای جذب جامعه جوان زنان ایرانی است تا کفه قدرت را برای جناح مورد نظر خود در جمهوری اسلامی هموارتر کند.
فرخ نگهدار در تمام مصاحبه های خود یادآور می شود به قانون اساسی پایبند باشند و طبق قوانین رفتار کنند. سعی می کند از آنها مسیولیت پذیری و وفاداری به قانون اساسی جمهوری اسلامی را تقویت کند. هدف او تقویت جناح مسلح مورد نظرش در جمهوری اسلامی ست.
حسن شریعتمداری با اعتقاد به حکومتی با پایه مذهب سعی می کند خودمختاری در حد و مرزی جغرافیایی را در داخل ایران ایجاد کند تا خود بتواند بر بخشی از خاک ایران حکومتی قومی اسلامی را رهبری کند. او نیز به پشتوانه جناح مسلح مستقر مورد نظر در جمهوری اسلامی ست که شانس خود را به امتحان گذاشته است.
بنی صدر نه تنها هیچ مشکلی با قانون اساسی مندرج در جمهوری اسلامی ندارد بلکه فقط با سیاست های خارجی آن موافق نیست و سعی می کند نیروهای به نظر شایسته خود را برای جمهوری اسلامی به کار بگمارد. بنی صدر لابی مستقیم جمهوری اسلامی ست.
مریم رجوی بازوی دیگر جمهوری اسلامی ست و با توجه به ترورها و کشته هایی که برای انقلاب داده است قدرت را حق خود میداند و برای بازپس گیری حق و سهم خود از قدرت همچنان با اعمال خشونت و وحشت و ترور در صحنه رقابت های سیاسی حضور دارد.
دیگر گروه های خودمختار یا تجزیه طلب نیز با تکیه بر گرایشات مذهبی و قومی عینا همین اهداف را با پشتیبانی نیروهای داخلی جمهوری اسلامی دنبال می کنند.

همانطور که می بینیم این به اصطلاح اپوزیسیون چند شاخه، از چپ و راست در یک اصل با هم متفق القول هستند و آن دشمنی با نهاد پادشاهی و اعتقاد به حکومت جمهوری ست.
آنها در اصول با جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن هیچ مشکلی ندارند. اگر بخت یارشان باشد به محض به قدرت رسیدن با بهبود بخشیدن بر چند تبصره قانون اساسی و الزام اجرایی آن و مبتنی بر شریعت عامه پسند، رفرمی برگزار خواهند کرد و با حفظ ساختار کنونی سیستم جمهوری اسلامی، به قلمرو قدرت پای خواهند نهاد.

بر اساس شواهدی که برشمرده شد بدون هیچ تعصبی به غیر از میهن دوستی باید گفت هر نوع جمهوری با هر گرایشی نمی تواند در ایران همه اقوام را زیر یک چتر جمع کند.
دفن زباله های اتمی در خاک ایران، نابودی جنگل ها و مراتع، خشک سازی عمدی رودخانه ها و دریاچه ها، آلودگی هوا ناشی از گازهای سمی، دشمنی با علم و دانش، تقویت خرافات و ترویج جهل، قوانین غیر انسانی به علاوه بیشمار رنج و دردی که ساکنین استان های مهجور در این مرز و بوم تجربه می کنند تنها بخشی از نقشه نابودی ایران با ایجاد جمهوری اسلامی ست.
اگر به حفظ تمامیت ارضی ایران اهمیت می دهیم، اگر فرهنگ و تمدن ایران برایمان در اولویت قرار دارد و اگر آمادگی از خود گذشتگی فردی در اندازه هایی فراایدیولوژی و ملی را داریم، باید با نگرشی دوباره بر فهم سیاسی خود، ضرورت امروز ایران را دریابیم و فارغ از ایده ها و عقاید شکل گرفته در دهه های پیش، امروز برای حفظ ایران دوبار فکر کنیم.

عامل یکپارچگی مردم ایران از هر قوم و دین و مذهبی، جلوگیری از تجزیه خاک ایران، ممانعت از جنگ داخلی، حفظ زبان و فرهنگ اقوام ایرانی، دفاع از تاریخ و هنر و تمدن مردم ایران، نهاد پادشاهی ست.
در انتخاب و حمایت از نهاد پادشاهی که میراث دوهزار و پانصد ساله ایران است به عنوان انتخاب اصلح و تنها راه نجات از لابیرنت سیاه سیاسی چند شاخه و جنگ طلب جمهوری اسلامی است آگاهانه پیشتاز باشیم.


به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
2 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها