حضرت، جن گیر تشریف داشتند

آخوندها در این دوره و زمانه که چشم و گوش اغلب مردم باز شده و  اعتقادی به خرافات ندارند، روایات و احادیث مزخرف را از شما پنهان می کنند و اگر کسی هم آنرا نقل کند فورا می گویند آن روایات جعلی است.

اما همانطور که ملاحظه می کنید من این مزخرفات را از کتاب اصول کافی برایتان نقل می کنم که مورد تایید همه آخوندها هست. یعنی اگر شما آخوندی را پیدا کردید که اصول کافی را قبول نداشته باشد را به وزارت اطلاعات و دادگاه ویژه روحانیت معرفی کنید تا او را به جرم مخالفت با نظر امام زمان محاکمه کنند!

حالا برویم سراغ اصل روایت:

حکیمه دختر امام کاظم(ع) می گوید: برادرم حضرت رضا(ع) را دیدم در انبار هیزم ایستاده و آهسته سخن می گوید، من کسی را در آنجا غیر از حضرت رضا(ع) نمی دیدم، تا اینکه به آن حضرت عرض کردم: با چه کسی گفتگو می کردی؟
امام رضا: این شخص عامر زهرانی (از بزرگان جن) است، نزد من آمده و سؤال می کند و از بعضی شکایت می نماید.
حکیمه: ای مولای من، دوست دارم سخن او را بشنوم.
امام رضا: اگر تو سخن او را بشنوی تا یک سال (بر اثر ترس و هراس) تب می کنی.
حکیمه: در عین حال دوست دارم صدای او را بشنوم.
امام رضا: بشنو.
حکیمه: من گوش دادم، صدائی مانند سوت شنیدم و تا یکسال به تب مبتلا گشتم.

منبع: اصول کافی- باب ان الجن یأتیهم و یسألونهم، حدیث 5 ص 395 – ج 1

به اشتراک بگذارید: