حضرت، اسکناس های زیر صد دلاری را قبول نمیکردند

یکی از اصحاب حضرت رضا (ع) می گوید: پول بسیاری به حضور آن حضرت بردم، ولی آن حضرت، شادمان نشد، من غمگین شدم و با خود گفتم: چنان پولی نزد آن حضرت می برم، ولی شادمان نمی شود!
امام رضا (ع) در این هنگام (که احساس کرد که من غمگین هستم) به غلامش فرمود: آفتابه و لگن را بیاور، خود آن حضرت روی تخت نشست، و به غلام فرمود: آب بریز.
در این هنگام دیدم از لابلای انگشتان آن حضرت، قطعه های طلا در میان لگن می ریزد، در این وقت به من رو کرد و فرمود:
من کان هکذا لا یبالی بالّدی حملته الیهِ:
کسی که چنین دارد   (که از لای انگشتانش طلا بریزد) به پولی که تو برایش آورده ای، اعتنائی ندارد تا خشنود شود

منبع: اصول کافی- باب مولد ابی الحسن الرضا(ع)- حدیث 10، ص 491 – ج 1

به اشتراک بگذارید: