چرا خامنه ای به سیم آخر زده؟

در قدیم قماربازها وقتی همه چیزشان را می باختند، دست میکردند توی جیب شان و تنها سکه باقی مانده را هم قمار می کردند. باخود می گفتند یا این سکه نجات مان می دهد و یا نابودی مان را تکمیل می کند.

این روزها دولتمردان امریکا برای زنده کردن برجام فقط مانده به زیر پای جمهوری اسلامی بیفتند. روزی چند بار التماس می کنند، تقاضا می کنند، خواهش می کنند بیایید برگردید به میز مذاکره اما خامنه ای پیام داده چند هفته به ما وقت بدهید تا اورانیوم غنی شده را به ۹۰ درصد برسانیم تا در مذاکره دست مان پر باشد. گویی اینکه هیئت مذاکره کننده حکومت آخوندی با یک سطل اورانیوم به وین خواهند رفت و سطل را می گذارند روی میز و می گویند: بفرما، اگر باج ندهید توی ایکی ثانیه بمب اتمی می سازیم.

خامنه ای مثل کیم اون جون کره شمالی نیست. او می داند تهدید به ساخت بمب اتمی بیشتر از داشتن آن فایده دارد. از نظر خامنه ای غربی ها مثل سگ ولگرد هستند. برای فراری دادن سگ ولگرد کافی است ادای برداشتن سنگی از روی زمین و پرتاب بسوی او را درآورید، فورا فرار می کند. اما اگر آن سگ بفهمد تهدید شما الکی است ممکن است بسمت شما حمله ور شود و لت و پارتان کند.

بخاطر همین نگاه، خامنه ای دستور قطع دوربین های نظارتی مراکز هسته ای را داده و عملا زده به سیم آخر چون دریافته که غرب و اسرائیل اشراف اطلاعاتی به فعالیتهای هسته ای آنها دارند و از تهدیدات خالی نمی ترسند.

الان خامنه ای بخاطر اینکه نشان بدهد تهدیداتش خالی نیست، در وضعیتی قرار گرفته که چاره ای ندارد تا بمب اتم را بسازد. خامنه ای شخصیت لجوج و در عین حال زبونی دارد. او برای توازن در برابر غرب نیاز به بمب اتم و یا لااقل اورانیوم غنی شده آنرا دارد،

حالا شما شخصیت ضعیف خامنه ای را مقایسه کنید با شخصیت شاه، زمانی که ایران به اشغال نظامی شوروی و انگلیس درآمده بود و شاه برای باج ندادن به شوروی،زنده یاد فروغی را مامور کرد تا با مذاکره و تلاش دیپلماتیک منطقی، آنها را متقاعد به خروج از ایران کند. شاه اشتباه خامنه ای را نکرد. فهمیده بود در برابر کشورهای قدرتمند نباید با آنها سرشاخ شد و یا از تهدیدات توخالی استفاده کرد بلکه برعکس باید با آنها تشنج زدایی کرد تا زمینه قدرتمند شدن در برابر آنها فراهم شود.

درصورت اعلام دستیابی خامنه ای به بمب اتم کشمکش های دیپلماتیک شکل دیگری بخود خواهد گرفت و جمهوری اسلامی چاره ای ندارد به چین و روسیه باج بیشتری بدهد و عملا مستعمره آنها بشود. هرچه بیشتر به دامن چین و روسیه بغلتد، بیشتر در جهان منزوی تر می شود. هیچ شرکت بزرگ اروپایی رغبتی به سرمایه گذاری در کشوری منزوی نشان نخواهند داد. هرچه ریسک سرمایه بالاتر بروند، رشد و پیشرفت اقتصادی سخت تر میشود. اوضاع وخیم اقتصادی کنترل اعتراضات مردم را پرهزینه تر می کند. یعنی جمهوری اسلامی با دست خودش حلقه طناب دور گردنش را تنگ تر و تنگ تر می کند.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
مشترک شوید
پیام رسانی در صورت
guest
4 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها
4
0
اگر مایلید نظر بدهیدx
()
x