خجالت می‌کشم که حتی از جانباختگانِ اعتراضات نامی ببرم! / من و تو اگر برخیزیم، همه بر می‌خیزند!

لعنت به این دنیا که نتیجه‌ی خروش مردمی که در جستجوی ابتدایی‌ترین و بدیهی‌ترین نیازها و مطالباتشون به خیابون‌ها میان، کشتار جوانانی میشه که تازه به دنبال چشیدن مزه‌ی زندگانی هستن. اکثریت ما واقعاً تلخی این مصیبت و سنگینی این بار مسئولیت رو نمی‌تونیم درک کنیم، چون داغِ فرزند و برادر و خواهر و همسر و پدر و مادر رو به این شکل نچشیدیم. چون گلوله‌ی رژیم ایران‌خوار و ایرانی‌خوار جلوی چشمانمون، پیشونی نزدیک‌ترین عزیزانمون رو سوراخ نکرده و این صحنه‌ی مرگ هزاران بار جلوی چشم‌های ما رژه نرفته. چون بغض و درد مادری رو لمس نکردیم که برای تحویل گرفتن جسد فرزندش، آخرین چیزی که از پاره‌ی تنش باقی مونده، مجبور میشه که علیه همون فرزندش لب به مصاحبه و اعترافاتِ ساختگی باز کنه.

من از اون جان‌فدای جان‌آفرین نام ببرم و چی بگم؟ بگم یادش گرامی؟ بگم درود بر شرف و شجاعتش؟ به خانواده‌اش تسلیت بگم؟ باور کنید حتی بزرگترین و عمیق‌ترین واژگانِ من، توهین به خونِ همون جان‌باخته‌ایه که بار سنگین نجات و آزادی‌خواهی یک ملت و کشور رو به دوش کشید و فدا شد، اما من هنوز قدمی از قدم برنداشتم و بی‌شرمانه، نام قربانیانِ انفعال و بی‌تفاوتی و عافیت‌طلبیِ خودم رو لیست می‌کنم! شاید اگر اون جان‌باخته در اون لحظه و در اون مکان تنها نبود و من و تو در کنارش بودیم، هیچ‌وقت کشته نمی‌شد. همه‌ی ما مسئول جنایاتی هستیم که هر روز و هر لحظه در گوشه به گوشه‌ی شهرها رخ میده و ما فقط به ماشین انتشار تصاویر این جنایات تبدیل شدیم، در حالیکه می‌تونستیم صحنه‌ی قتل اون هموطن رو به صحنه‌ی تسلیم قاتلین فرزندان این خاک تبدیل کنیم.

ما فقط میگیم «درود بر مردم خوزستان»، «درود بر مردم اصفهان»، «درود بر مردم لرستان»، «درود بر مردم خراسان» و «درود بر مردم تبریز»! اگر درودهای ما انقدر مؤثر و راهگشا و کارساز هستن، چرا برای یک روز هم که شده خودِ ما مخاطب این درودها نباشیم؟ و اگر مؤثر و کارساز نیستن، چرا به دنبال اقدام مؤثرتری نیستیم؟ آیا این درودهای ما توهین به شعور اون ایرانی نیست که در خیابون‌ها تنها مونده و به یاری و حضور ما نیاز داره و در حالیکه آزادی و رهایی و هویت و اصالت ما رو فریاد می‌زنه، حتی نمی‌دونه که ثانیه یا دقیقه‌ای بعد چه سرنوشتی در انتظارشه؟ نگید که اونها شجاع هستن! بگید که ما بزدل و بی‌تفاوت و بی‌وجدان هستیم! کسانی که تنها چشم به اخبار و صفحات مجازی دوختن تا خونِ عده‌ای به کف خیابون‌ها ریخته بشه و بتونن نام و عکسی ازشون منتشر کنن، تفاوتی با کرکس یا کفتاری ندارن که از راه دور، مرگِ طعمه‌ی بی‌دفاعی رو انتظار می‌کشه. آیا این جانباختگان تنها یک نام و عدد برای ما هستن؟ ۵ کشته؟ ۸ کشته؟ ١۷۶ کشته؟ ١۵٠٠ کشته؟ ٣۵٠٠ کشته؟ کدومیک بهتره و دست‌مریزادِ بیشتری داره؟ اصلاً باید به چه کسی دست‌مریزاد گفت؟ به جنازه‌ها و خانواده‌هایی که از هم پاشیدن یا به خودمون که حتی نبودیم که جسد غرق در خونِ این قربانیانِ آزاده و رنجدیده و بیگناه رو از کف خیابون‌ها جمع کنیم؟

مخاطب صحبت‌ها و دردِ دل های من، فقط ایرانیان داخل کشور نیستن. چون ایرانیان خارج از کشور اگر بیشتر از مردم در داخل مرزها شایسته‌ی سرزنش نباشن، کمتر نیستن. وقتی اینترنت در هر استانی از دسترس خارج میشه، اون ایرانی که در خارج از مرزها از سطوح مختلفی از آزادی برخورداره باید بدونه که به تعدادِ صفرها و یک‌هایی که مسدود شده، گلوله‌ها قلب و مغز هموطنانش رو نشانه رفتن و باید فریادِ بلندِ دادخواهیِ ایرانیان در وطنِ اشغالی باشه و تیغی باشه بُرنده در گلوی اشغالگران و جانیان. هر کس که خودش رو متعلق به این سرزمین می‌دونه، در هر جایی که هست، به نوبه‌ی خودش دِین و وظیفه‌ای به گردن داره که قابل واگذاری به دیگران نیست. بنابراین تا زمانی که خودِ ما از جا بلند نشدیم، نسخه‌ای طلبکارانه هم برای دیگری صادر نکنیم.

من و تو اگر برخیزیم، همه بر می‌خیزند.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
7 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها