خریّت قواعد ندانستن است!

داستان از این قراره که روز چهارشنبه June 10th عده ای دانشجوی انقلابی در پورتموث ویرجینیا به این نتیجه میرسند که مجسمه های کنفدراسیون در این شهر (که یاد آور دوران برده داری است) باید پایین کشیده بشه. به این منظور به شورای شهر مراجعه میکنند و بهشون گفته میشه همین ماه در مورد این مساله در شورای شهر تصمیم گیری میشه.

این جواب موجب فروکش کردن خشم انقلابی این دانشجویان که از لحاظ عقلی یک چیزی تو مایه همون عرازشه ای هستند که سفارت انگلیس رو اشغال کردند (و صد البته هنوز تا معصومه, عباس و اصغر شدن فرسنگها فاصله دارند!) نمیشه و بنا بر این تصمیم میگیرند خودشون “آتش به اختیار” همین امشب کار مجسمه ها رو یکسره کنند!

به این منظور اول روی مجسمه ها رو با اسپری رنگ میکنن و گرافیتی میکشن و بعد سر مجسمه ها رو قطع میکنند. یعنی مشابه بلایی که سالهاست در مملکت امام زمان توسط “دستهای نامرئی” بر سر نیم تنه (جدیدا بهش میگن سردیس) مشاهیر فرهنگ و تاریخ ایران میاد!

ولی حتا دیدن سرهای قطع شده سربازان کنفدراسیون هم باعث فرو نشاندن خشم انقلابی این دانشجویان همیشه در صحنه نمیشه و بنا بر این تصمیم میگیرند که با کوبیدن پتک و کشیدن طنابی که به دور گردن مجسمه های ملعون انداخته اند اونها رو سرنگون کنند.

ولی از اونجا که در سیستم آموزشی ضعیف و ورشکسته شیطان بزرگ به دانشجویان قانون جاذبه نیوتن تدریس نمیشه, یک اشتباه محاسباتی موجب میشه که یکی از مجسمه ها حین سرنگونی مستقیما روی ملاج یکی از دانشجویان عاشق شهادت که اون زیر با جدیت مشغول فرماندهی عملیات بوده فرود بیاد و ……

به قول معروف:
خریت نه تنها علف خوردن است
خریت قواعد ندانستن است!

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
1 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها