خطایی که چوبش را خواهیم خورد

در سالهای اخیر دهها کانال رادیو یا تلویزیونی ایرانی، صدها سایت اینترنتی تحلیلی و هزاران گروه تلگرامی و فیسبوکی پر مخاطب در خارج کشور بوجود آمده که هریک به سهم خود در بالابردن سطح آگاهی عمومی و تبادل و انتشار خبرهای جنبش اعتراضی مردم ایران نقش بسزایی داشته و دارند.

گاهی پخش یک مستند تاریخی از یک شبکه تلویزیونی آنچنان تاثیر عمیقی در بیداری مردم دارد که هزاران کتاب و مقاله و سخنرانی نمی توانند داشته باشند.

و یا بعنوان مثالی دیگر، در اعتراضات آبان ماه در زمانی که اینترنت قطع بود دو یا سه کانال تلویزیونی شجاعانه صدای مظلومیت مردم ایران شدند بطوریکه محکومیت جهانی رژیم سرکوب گر را در پی داشت.

این قبیل اطلاع رسانی و آگاه سازی ، قابل تقدیر و تحسین است و قدمهای موثری است در رهایی مردم ایران از این بدبختی چهل ساله.

پس از اعتراضات خونین آبان ماه، بسیاری از رسانه های ایرانی در خارج کشور، در مخالفت با جمهوری اسلامی و سیاستهای ویرانگر آن، صریح تر و رادیکال تر شده اند.

اما با وجود همه این پیشرفتها و نقاط مثبت، هنوز یک خودسانسوری عجیبی همچون ابری خاکستری غلیظی بر اذهان تصمیم گیرندگان این رسانه ها سایه افکنده است و آن خودسانسوری در برابر خرافه زدایی مذهبی است.

یعنی همان رسانه ای که با شجاعت علیه جمهوری اسلامی حرف میزند، مستند می سازد، خبر کشتارها و سرکوبها را منعکس می سازد، اما همین که به نقد باورهای خرافی آخوندها که میرسد بلادرنگ جانب احتیاط را انتخاب می کند و آشغال ها را به زیر فرش جاروب می کند.

احتمالا ریشه این خودسانسوری، برمیگردد به شناخت ناقص از ریشه های بوجود آمدن جمهوری اسلامی و علل تداوم آن. یعنی تا زمانی که ریشه های خرافی این حکومت برای مخاطبان نمایان نشود، عمر این رژیم طولانی تر میشود و ایران روز به روز تباه تر و ویران تر خواهد شد.

شگفت آور این است که هیچیک از صاحبان رسانه های ایرانی در خارج کشور نه مذهبی هستند و نه باورمند به حکومتی مذهبی، اما یک ترس درونی در وجودشان هست که اگر در رسانه شان مطلبی علیه خرافات اسلامی گفته شود ممکن است به باورهای مخاطب اهانت شود!

در نادرستی این طرز تفکر همین بس که بگوییم در واقع آنچیز اهانت است که ترویج دهنده خرافات است و نه مبارزه با آن. مثلا اگر شما در موقع خرید میوه متوجه شوید که فروشنده دارد میوه گندیده ای را به شما قالب می کند، اگر آنرا از داخل پاکت بیرون آورید و به روی میز بگذارید، این نشانه بی ادبی و اهانت به فروشنده نیست بلکه آنچیز که بی ادبی و ناشایست است تقلب فروشنده است که میخواست جنس فاسد و مسموم را به شما قالب کند.

متاسفانه اکثر ما ایرانیان شناخت کافی از تاریخ ایران زمین نداریم. نمی دانیم چگونه ما شیعه شدیم. نمی دانیم که بیشتر این روایات و احادیثی که اکنون بوسیله آنها زندگی مردم سیاه شده در دوره صفویه توسط آخوندهای درباری ساخته شده. نمیدانیم چگونه آخوندها سالها دسترنج مردم بدبخت را بعنوان سهم امام به جیب میزدند. خیلی از ما پیدایش و جعل داستان امام زمان را نمی دانیم. بسیاری از ما نمیدانیم چه حرفهای مضحکی در کتب معتبر شیعه بعنوان کلام معصوم گنجانیده شده.

اوضاع آنقدر خراب است که اگر امروز یک روایت از اصول کافی را بدون هیچگونه توضیح و دخل و تصرف در اختیار رسانه ها قرار دهیم اکثرشان حاضر به انتشارش نیستند! براستی با این خودسانسوری و زباله ها را به زیر فرش پنهان کردن ما میخواهیم به کجا برسیم؟

اگر میوه های گندیده و مسموم خرافات را نمایان نکنیم نمی توانیم مانع کشته شدن مردمان بی گناه سرزمین مان بشویم. تا زمانی که سابقه خیانت و فریبکاری و نادرستی آخوندها را برای مردم شرح ندهیم محال است از این چاه بیرون آمده و به چاهی دیگر نیفتیم.

مگر میشود با یک حکومت مذهبی درافتاد بدون آنکه مبانی خرافی آن مذهب را نقد کرد؟ بیخود نیست بخش عظیمی از بودجه سالیانه کشور بجای آنکه صرف ساخت کارخانه و کارگاه تولیدی و نیازمندیهای اولیه زندگی مردم شود، صرف حوزه های علمیه و موسسات متعدد مذهبی و آخوندی میگردد.

تصور نفرمایید که این بودجه های میلیاردی فقط صرف نیازهای شخصی آخوندها و عیاشی آقازاده هایشان میگردد. بلکه بخش بزرگی از این بودجه ها صرف نشر و توسعه همین خرافاتی که شما حاضر به نقد کردنش نیستید میشود.

بروید نگاهی به فیلم ها و سریالهایی که به سفارش این موسسات تولید میشود نگاه کنید. به حجم بسیار وسیعی از نشریات و کتابهای مذهبی بیاندازید. برای هر موضوع مزخرفی مثل سخن گفتن اسب حضرت عباس در کنار خیمه امام حسین صدها کتاب نوشته اند. برخی بصورت داستان، برخی بصورت روایات، برخی از دیدگاه فلسفی، برخی از دید دانشمندان خارجی! و غیره.

امیدوارم روزی برسد که رسانه های ما ،چه تصویری و چه نوشتاری، اهمیت این موضوع را پی ببرند و گوشه ای از رسانه شان را برای تنویر و آگاه سازی درباره مزخرفات دینی اختصاص دهند. ما دین ستیز نیستیم اما نباید اجازه داد باورهای ضد انسانی و خلاف عقل و منطق، ابزار تداوم یک حکومت ارتجاعی و جنایتکار باشد.

نکته پایانی این که جمهوری اسلامی  یک حکومت خودکامه معمولی نیست بلکه یک حکومت دینی و ایدئولوژیک است. حکومتهای ایدئولوژیک زمانی منقرض و ریشه کن میشوند که مزخرف بودن ایدئولوژی آنها در میان مردم آن سرزمین عیان شود. هر چقدر در این امر خودسانسوری و غفلت کنیم چوبش را بیشتر خواهیم خورد.

 

 

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
4 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها