خیانت مصدقی ها به ایران و ایرانیان(۱)

ایران ما هم از آخوندها لطمه دید، هم از چپ ها و هم از مصدقی ها. درمورد خیانت طیف ملییون یا همان مصدقی ها کمتر گفته و نوشته شده است. اتفاقا سهم این دسته در بدبختی و سیه روزی این مملکت عمیق تر است. اینها تحت پوشش ملی گرایی و استعمار ستیزی و در عین حال مظلوم نمایی موجب گمراهی میلیون ها ایرانی در چند نسل متوالی شدند.

نطفه شوم این جماعت دقیقا در زمان اشغال ایران توسط متفقین بسته شد. شادروان احمد کسروی در جایی می نویسد یکی از بدبختی این اشغالگری بیگانگان این بود که همه کرم های خاکی و حشرات موذی که در زمان رضا شاه سرکوب شده بودند و تبعید یا زندانی و یا از کار برکنار شدند، از برکناری رضا شاه شادمان شدند و دوباره جان گرفتند و میدان داری میکردند.

بسیاری از آخوندها از عراق به ایران برگشتند و شروع به جفتگ اندازی کردند. مزدوران شوروی در آذربایجان و بندر ترکمن و ارومیه و مهاباد ساز جدایی زدند. مصدق هم از تبعید بازگشت و عده ای را دور خود جمع کرد و بنای دشمنی با شاه جوان و بی تجربه که پایه سلطنتش لرزان بود پرداخت.

مصدق از این طریق توانست به مجلس راه یابد. او در مجلس با هر نخست وزیری که تعیین میشد مخالفت و دشمنی میکرد. این دشمنی در دوره نخست وزیری سپهبد رزم آرا به اوج خود رسید. شاید یکی از دلایل کینه مصدقی ها با سپهبد رزم آرا این بود که او را در قامت یک سردار سپه دیگری می دیدند و نمی خواستند یک ارتشی میهن پرست دوباره قدرت بگیرد. رزم آرا در سرکوب تجزیه طلبان آذربایجان، ارومیه و مهاباد و مناطق شمالی ایران نقش اساسی داشت. او در دوره رضا شاه مورد احترام و تقدیر رضا شاه بود. رزم آرا در فرانسه تحصیل کرده بود و استاد دانشکده افسری بود و مدتی هم فرمانده ستاد ارتش بود. او یکی از سرمایه های این کشور بود به همین دلیل مورد حملات تودی ها، مذهبی ها و مخصوصا مصدقی ها قرار گرفت.

آنطور که شریف امامی تعریف می کند رزم آرا فردی بسیار اهل نظم و انظباط بود و بسیار سخت کوش و پرکار بود. دشمنی مصدقی ها با رزم آرا بر سر یک جمله به اوج خود رسید. مصدقی ها خواهان خلع ید کمپانی انگلیسی از صنعت نفت بودند اما رزم آرا که فردی دنیا دیده و واقعگرایی بود در مجلس گفت: بر چه اساسی می گویید نفت را خودمان استخراج می کنیم؟ کارگر ایرانی نمی تواند لولهنگ  بسازند چه برسد به اینکه استخراج و پالایشگاه را اداره کند!

همین یک جمله شد پیراهن عثمان که او را مفسد فی الارض و نوکر انگلیس! بنامند. (این کلمه مفسد فی الارض در یکی از خبرهای روزنامه اطلاعات آن سال منتشر شد که در قسمتهای بعدی تصویر آنرا مشاهده خواهید کرد)

بروید تاریخ آن دوره را بخوانید. باورتان نمی شود که اتحاد شوم کاشانی- توده ای ها- مصدقی ها چه تظاهرات عظیمی علیه این «نوکر انگلیس» راه انداختند. بازارها تعطیل شد. آخوندها در مساجد به تحصن نشستند و گروه افراطی نواب صفوی قسم خورد که این دشمن اسلام را ترور کند.

ادامه دارد…

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
مشترک شوید
پیام رسانی در صورت
guest

4 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها
4
0
اگر مایلید نظر بدهیدx