داروی خودشان را برای خودشان تجویز کن؛ هشتگ و بیانیه ابزار «براندازی» نیست!

برای از میان بردن دشمن در هر جنگی ابتدا باید به شناخت کامل از آن دشمن برسیم. شاید ساده ترین راه برای سرنگونی این حکومت، گوش کردن به حرفهای خامنه ای است؛ تعجب کردید؟ فکر میکنم پس از اعتراضات سال ۹۶ بود که دیکتاتورکوتوله قرن بر روی صفحه تلویزیون ظاهر شد و با مخاطب قرار دادن بسیجیان آدمکشش به آنها اعلام کرد که هر جا ارتباط شما با «مرکز» قطع شد ( البته منظور خامنه ای این بود هر جا نظرات شما با نظرات دولت فرق داشت) آتش به اختیار عمل کنید.

خامنه ای هم بازی را میشناسد و هم شناخت کاملی از دشمنان خود دارد. او ملت ایران را دشمن خود میداند اما با خریدن اقلیتی بی شرف از همین ملت و استخدام لشگر اراذل و اوباش لجنی پوش، تا کنون توانسته است تخت و منبر «خلافت» خویش را حفظ کند.

با هم بخوانیم که وبسایت خامنه ای درباره آتش به اختیار چه نوشته است :

 معنای «آتش به اختیار»


«آتش به اختیار»، اصالتاً تعبیری نظامی است و البته می‌دانیم که استفاده از تعابیر نظامی در زبان طبیعی، گاه بسیار پرکاربرد است (مثل واژه‌ی راهبرد، جبهه و…). وقتی این تعبیر در فضای فرهنگی و عمومی جامعه طرح می‌شود، معنایی استعاری می‌یابد و نشانگرِ وضعیتی است که در نظام هماهنگی و کنشِ فرهنگی جامعه (از لایه‌ی مسئولین تا فعالان فرهنگی در سطح جامعه) اختلال به وجود آمده است. اگر بخواهیم بر اساس همان فضای معنایی مبدأ در این استعاره -که فضایی نظامی است- سخنی دقیق‌تر بگوییم، در ادبیات نظامی، فرایند تدبیر و هماهنگی و فرماندهی در سه سطح راهبردی (استراتژیک)، عملیاتی و تاکتیکی طرح می‌شود و اختلال در قرارگاه عملیاتی، زمینه‌ای برای اعلام شرایط آتش به اختیار برای نیروهای تاکتیکی خواهد بود.

نکته‌ی مهم این است که در این شرایط (یعنی آتش به اختیار)، ارتباط میان سطح راهبردی و تاکتیکی قطع نیست؛ یعنی نیروهای انقلابی و افسران جوان جنگ نرم می‌دانند که دشمن کیست، مسیر مقابله با آن چگونه است، اصلی‌ترین روش‌های دشمنی چیست، مهم‌ترین ابزارها و محمل‌های دشمن کدامند، برای انسجام درونی چه باید کرد، مهم‌ترین معارف، باورها و توصیه‌ها (منظومه‌ی فکری اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌وآله و مکتب امام خمینی رحمه‌الله) که نیروها باید می‌دانسته‌اند، به آن‌ها گفته شده است و به‌طور خلاصه، نیروهای انقلابی در شرایط حرکت در دالان تاریک نیستند و با وجود غبارهای فتنه، می‌دانند که جهت عَلَم‌های مقتدایشان در کدام سمت‌وسو است.

 مهم‌ترین اولویتِ اقدام
وقتی افسر جوان جنگ بخواهد در عرصه‌های مختلف به‌صورت «آتش به اختیار» عمل کند، برای انتخاب تاکتیک مناسب باید اولویت عملیات خود را بشناسد و مسائل اصلی و فرعی محور خود را به‌درستی شناسایی کند؛ زیرا از زمینه‌های صدور فرمان «آتش به اختیار» اساساً همین جابه‌جایی اصلی‌ها و فرعی‌ها است. در شرایط تهاجم و نفوذ نرم دشمن، غفلت مسئولان و «اصلی – فرعی نکردن امور» و عدم شناخت درست از اولویت‌ها برای اقدام، مایه‌ی آسیب‌های گسترده در ابعاد ملی است. این عدم تشخیص صحیح در شرایطی که «دستگاه محاسباتی مسئولان نظام اسلامی» دچار اختلال می‌شود، ابعاد و عمق گسترده‌تری می‌یابد و هزینه‌های فراوانی را بر انقلاب و کشور تحمیل می‌کند.

این صحبت های خامنه ای تنها حرف او نیست. لشگری از مزدوران اربابان خامنه ای یعنی روسیه و‌ چین از صبح تا شب برای حفظ منافع روسیه و چین در ایران به خامنه ای مشورت میرسانند. این عروسک خیمه شب بازی ارباب پوتین هر چه را بلد نباشد، حفظ نظام را که به قول خمینی «اوجب واجبات» است را خوب بلد است. خامنه ای و نظام با توجه به این راهبرد خمینی که میشود حتی نماز و روزه را هم برای حفظ نظام تعطیل کرد، فرمان آتش به اختیار را هم به این مانفیست جنایتکارانه و مقدس خویش افزوده اند که مثلا اگر فردا در تظاهرات های ضد رژیم ارتباط بسیجیان آدمکش _ حالا به هردلیلی از جمله قطع اینترنت یا افتادن مراکز فرماندهی به دست مردم_ قطع شد، خودشان «آتش به اختیار» دست به جنایت بزنند و از آنجا که حفظ نظام اوجب واجبات است؛ پس اجرشان، هم در این نظام محفوظ خواهد بود و هم در آن دنیای هیچکس ندیده و نیامده و نرفته!

خامنه ای فرزند اسلام است. او به خوبی میداند تنها راه حفظ حکومتی تا به این حد فاسد و غارتگر، پیاده کردن سیستم النصر بالرعب است. برای دادن انگیزه به لشگر اراذل و اوباش بی مغز هم چه فرمانی بالاتر از فرمان امام خمینی!؟ پس حفظ نظام با هر روش و هرگونه جنایت، چه در هماهنگی با دیگر ارکان نظام و چه در شرایط آتش به اختیار، اوجب واجبات است؛ پس حالا سوال اساسی این است که با چنین حکومتی چگونه میشود درگیر شد!؟

۲۰ سال وقتمان در بازی «بد» و «بدتر» پای صندوق های رای به امید «اصلاحات» با کمترین هزینه هدر رفت، خروجی چه شد؟ جابجایی قدرت از کوسه به بزدل از بزدل به دیوانه از دیوانه به شیاد بنفش؛ و وطن هم که حال و روزش مشخص است….

حالا هم که شوربختانه گرفتار توفان های هشتگی شده ایم و با تقلید از مردمان غربی که در فضایی آزاد و به کلی متفاوت، مشغول به لذت بردن از زندگی هستند، میخواهیم در جهنم جمهوری اسلامی که یک نظام فاشیستی و اشغالگر است، با هشتگ و فحش و ناسزا و بیانیه و اعلامیه، «براندازی» کنیم!

صندوق رای و مطرح کردن مطالبات سیاسی و اجتماعی در توییتر برای غربی ها است نه ما؛ آنها به دموکراسی رسیده اند و از دوران قرون وسطی عبور کرده اند و انقلاب مفید انجام داده اند و امروز هم آن افرادی که بر آنها حکومت میکنند، از خودشان است و حرفشان را گوش میدهند، حالا چه آن خواسته ها و‌حرف ها در «روزنامه ها» مطرح شود، و چه در کف خیابان ها و میادین، و چه در توییتر و فیسبوک؛ اما حکومت و نوع مشکلات ما به کل با آنها فرق دارد. ما وطنمان _ حالا فارغ از خوب و بد بودن و انگیزه ها و دلایل انقلاب ۵۷_ به معنای کلمه اشغال شده است و اشغالگران هم برای حفظ این اشغال از هیچ جنایتی ابا ندارند.

این جنایتکاران برایشان فرق نمیکند که برای حفظ نظام هزاران نفر را همانند سال ۶۷ به صورت دسته جمعی قتل عام کنند و یا همانند شورش اسلامشهر و قزوین با تانک از روی مردم رد شوند. برای اینها فرقی ندارد دانشجو را از روی بالکن یا زهرا گویان به کف خیابان پرت کنند و یا همانند «سعید زینالی» زیر شکنجه به قتل برسانند و حتی محل دفنش را هم اعلام نکنند.

برای اینها فرقی ندارد که ایرانی را همانند ندا آقا سلطان در وسط خیابان به قتل برسانند و یا همانند امیرها در کهریزک به ایشان شیشه نوشابه فرو کنند!

برای اوباش سپاهی و بسیجی فرقی ندارد که همانند سال مهم ۹۶ در کازرون و خرم آباد و ایذه و … مردم را به گلوله ببندند و یا همانند آبان ۹۸ مردم را با پهپاد و دوشکا در نیزارهای ماهشهر قتل عام کنند؛ مهم حفظ نظام است و «هدف» وسیله را توجیه میکند.

این حکومت همان حکومتی است که برای حفظ «بشار اسد» نزدیک به ۳۰۰ هزار نفر از مردمان سوریه را به قتل رساند و میلیون ها نفر را آواره کرد. این حکومت برای داشتن قدرت چانه زنی با غرب و اعراب، یمن را دو پاره کرده است و میلیون ها نفر یمنی را در قحطی و گرسنگی، زیر باران موشک ها و بمب ها دارد قتل عام میکند؛ آری، بازی، به کل بازی دیگری است. با این رژیم فاشیستی نمیشود از طریق صندوق رای و هشتگ بازی و دیگر سوسول بازی های طنازانه طرف شد. برای براندازی این حکومت باید از جان دست شست و با کمترین تلفات بیشترین ضربه ها را به آنها وارد کرد، آن هم بدون رهبر و آتش به اختیار!

روزی که مادر یک بسیجی و سپاهی جنایتکار و متجاوز ببیند فرزندش به دلیل عضویت در بسیج به دست مردم شکار شده است، مادران دیگر هم «عبرت» خواهند گرفت و برای یک تکه زمین و مقداری سهمیه و چندر غاز پول، جوانشان را تحویل «سعید طوسی» ها نخواهند داد.

ما در میدان جنگ هستیم و جز نبرد پارتیزانی ، هیچ چاره دیگری باقی نمانده است. فقط کافی است مردم آتش به اختیار ۱۰۰ تا از این اوباش را به «بهشت» روانه کنند، آنوقت خواهید دید که این دژ پوشالی و به ظاهر «مستحکم» ، چقدر آسان فرو خواهد ریخت. برای رسیدن به پیروزی در این نبرد، باید بازی را شناخت و سیستم و مهره چینی مناسب داشت. در برابر خشونت لشگر اوباش بسیجی و سپاهی، تنها باید وحشتی بزرگتر از آنچه خودشان خلق کرده اند، خلق کرد. وقتی داروی خودشان را به خودشان بنوشانی، آنگاه پیروزی نزدیک است، چرا که ما بر خلاف آنها بیشماریم!

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
5 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها