در ستایش قیام آبان ماه و در نکوهش دلیل؛ براندازی یا استمرار نظام، مسئله این است!

این ده روز به اندازه یک قرن برای ملت ایران درس داشت. اولین حسرت من این است که ای کاش این جمعیت عظیم، ای کاش این موج های بلند و بی توقف، وقتی رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی «خزر» را بخشید، به خیابان ها میآمدند و برای بازپس گیری «وطن» ، آنچه گذشت، اتفاق می افتاد.

ای کاش آن زمان که عراقی های زوار به بهانه زیارت گور بی معجزه رضای تازی، امام هشتم شیعیان، به مشهد برای «کامجویی» هجوم آورده بودند و ویدئو کلیپ های تحقیرآمیز و سکسی را در اینترنت پخش میکردند، خون ملت به جوش می آمد و این خروش بی همتا را آن روز در تاریخ به ثبت می رساندیم.

ای کاش اعتراض های دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ برای «گرانی» نبود و وقتی قرار شد جان خویش را ببازیم، نه به بهانه گران شدن بنزین و یا تخم مرغ، بلکه با اعلام رسمی هدف خویش که همان پس گرفتن ایران از این قوم اهریمنی است، قمار جان میکردیم.

ای کاش به جای رضا شاه بزرگ، این ابرمرد بی تکرار تاریخ معاصر، نوه زنده اش را که با توجه به داشته هایمان، بهترین «انتخاب موجود» است، بیش از این _ توجه بفرمایید، بیش از این _ فریاد بزنیم و قدرت خویش را در خیابان ها، پشتوانه فعالیت های کسی کنیم که در میهن پرستی و ایران دوستی اش هیچ شکی نیست و با فاصله بسیار، از دیگر مدعیان رهبری اپوزیسیون، در قلب مردم «پادشاه» گشته است.

جنگ امروز ما جنگ برای «بقا» و «زنده» ماندن است، گر نه این ۴۰ سال کثیف را نمیتوان نامش را «زندگی» کردن گذاشت!

۴۰ سال است یک روز و شب خوش نداشته ایم! یا میدان های اعدام و سنگسار بوده است و یا موشک و بمب صدام، یا رحلت فلان امام زنباز و بی شرف بوده است، یا عزاداری ۱۵ خرداد کثیف و ۱۴ خرداد کثیف تر!

یا اعدام های ۶۰ بوده است یا کشتار ۶۷، یا سرکوب قزوین و اسلامشهر بوده است، یا به خون کشیدن کوی دانشگاه، یا کهریزک و سرکوب جنبش سبز بوده است، یا کشتار حماسه سازان دی ماه ۹۶ و آبان ماه۹۸، یا گروگانگیری بوده است، یا برجام بی فرجام! بس است! ۴۰ سال کشتار و ویرانی و جنگ و غارت و تحریم و تهدید بس است!

از دی ماه ۹۶ تا آبان ۹۸ پر حماسه، جریان براندازی روز به روز دارد قوی تر میشود. هر چه اصلاح طلب های شارلاتان در افکار عمومی نزول درجه داشته باشند، موج براندازی سدهای بیشتری را میشکند و روز به روز به اهدافش نزدیک تر میشود.

امروز تنها ۲ صف برای ملت ایران باقی مانده است؛ یا با این حکومت موافق هستید و تحت نام مخفی « اصلاح طلب» برای «برقرار» ماندن این نظام تلاش میکنید، و یا «برانداز» هستید و خواهان نابودی کامل جمهوری اسلامی، دیگر حد وسطی وجود ندارد. نمیشود دیگر پشت نام ها یی چو «تحول خواه» و «توده ای» دموکراسی خواه نما و «میانه رو» و «اعتدالی» و … پنهان شد.

ملت بزرگ و بی پناه و تنهای ایران، در دی ماه ۹۶، با شعار های «اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا» و «رضا شاه، روحت شاد»، نقطه پایانی گذاشت بر ۲۰ سال فریب اصلاحات و ۴۰ سال انتظار بیهوده_ به امید «تغییر» در ماهیت نظام جنایت پیشه_ دیگر نمیشود با «تکرار» میکنم ها، این ملت را به بازی گرفت.

خون های ریخته شده فرزندان ملت، دیر یا زود دامن جنایتکاران را خواهد گرفت. تا قذافی شدن خامنه ای، زمان زیادی نمانده است. این خشم عریان جانیان جمهوری اسلامی در برخورد با معترضین بی دفاع، نشان از پایان رسمی نظام دارد.

این نظام شاید روی کاغذ بر ایران حکمرانی کند، اما دیگر در دل اکثریت مردم _ حتی همان «مذهبی» ها _ جایی ندارد و مردم به درستی فهمیده اند که «عبور» از جهنم جمهوری اسلامی، تنها راه نجات ایران است.

آنچه که در تاریخ از ظلم های اسکندر و چنگیز و اعراب در برخورد با ایران و ایرانیان روایت شده است را، جمهوری اسلامی «یکجا» دارد. جمهوری اسلامی پدیده ای ایرانی نیست! نه رهبر گجسته و هندی زاده این انقلاب کثیف، ایرانی بود؛ و نه اهداف این نظام سنخیتی با ایران دارد. ایران برای جمهوری اسلامی یک مکان جفرافیایی پر گوهر است که باید شیره جانش را کشید و با پولش «لبنان» و «عراق» و «یمن» و «فلسطین» را آباد کرد!

کسی که خانه شما را اشغال کرده است و به ناموس و مال و جان شما تجاوز میکند را باید تنها «کشت»، همین!

خامنه ای راه قذافی را انتخاب کرده است و فرزندان شجاع ملت هم دیگر نمیخواهند فقط «قربانی» باشند. آتش به اختیارهای خامنه ای که برای «پول» و «اسلام» جنایت میکنند، بدانند :

فرزندان ایران، بدون هیچ پشتوانه داخلی و خارجی، سرانجام «وطن» خویش را از فرقه تبهکار پس خواهند گرفت. بازپس گیری ایران از «کاروان اسلام» دیگر رویا نیست…

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
7 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها