در شناخت دیکتاتورها (۴)

مردم یک کشور دیکتاتور زده به زودی خواهند فهمید که کشورشان دیگر جای مناسبی برای زندگی کردن نیست. در کشوری که توسط یک دیکتاتور اداره می‌شود خیابان‌ها و جاده‌ها خراب و خطرناک و پر از دست انداز است. آب سالم و قابل نوشیدن برای درصد زیادی از مردم در دسترس نیست، وضع معابر، ترافیک سنگین، یک بارندگی فصلی، پدر مردم را درمی‌آورد. وضع اداره‌جات افتضاح است گرفتن یک امضا یا یک مجوز ساختمانی یا کسب و کار وقت زیادی تلف می‌کند. آنهایی که بتوانند به زودی کشور دیگری را برای سکونت اختیار می‌کنند البته با تحمل سختی و هزینه بسیار، چون ترجیح می‌دهند مشقت زندگی در کشور خودشان را نداشته باشند.
اما جناب دیکتاتور فارغ از رنج مردم تنها به فکر رفاه و آسایش خود و حامیانش است. بهترین مدرسه و تجهیزات بهداشتی و دانشگاه و ویلا و هزاران خدمات رایگان دیگر تنها شامل خانواده دیکتاتور و حامیان چاپلوس او خواهد بود چون قدرت را قبضه کرده‌اند پس این را حق مشروع خود به حساب می‌آورند.
یکی از عادت‌های رایج این گونه دم و دستگاه‌ها، جمع اموال نامشروع، زمین خواری، افتتاح حساب بانکی امن در یکی از کشورهای اروپایی است که با زد و بند و رانتخواری و قراردادهای صوری، تخصیص و تصویب بودجه‌های غیر ضروری برای یک یک زیر مجموعه‌های تحت فرمان و هزاران شارلاتان بازی دیگری به دست می‌آورند.
اولین نشانه‌ی یک دیکتاتور عدم تحمل توهین یا ملامت از طرف دیگران است چون دیکتاتور هیچگونه میل به پاسخگویی به پرسش‌های فراوان ندارد. ممکن است در بندهای قانون و روی کاغذ هیچ جرمی بابت توهین به فرد رهبر نوشته نشده باشد اما در عمل شدیدترین برخوردها با شخص توهین کننده خواهد شد.
نمونه‌ی مصداق‌ بالا که قدمتش به عمر چهل و یک ساله‌ی انقلاب اسلامی در کشور خودمان برمی‌گردد برخورد موحشانه‌ای ست که با یک جوان ورزشکار معترض (نوید افکاری) رخ داد.
شخص دیکتاتور از هر فرصتی برای به لجن کشیدن مخالفان و دشمنانش سود می‌برد، سخنرانی‌های مسخره و حوصله سربری که مانند یک جاده یکطرفه است و مخاطب آن تنها نقش شنونده دارد.
به اشتراک بگذارید: