دلواپسان گویی شعبه برون مرزی خویش را هم افتتاح کرده اند؛از برجام تا «اهرام ثلاثه بیق» و مدافعان مجازی جان مردم!


تا دیروز لقب «دلواپسان» فقط به شاگردان مصباح یزدی تعلق داشت اما هر چه ما به پایان «بازی تخت و عمامه» نزدیکتر میشویم، دلواپس های دیگری هم به دلواپس های قبلی اضافه میشوند و وسط این بازی ها و کج فهمی ها و نفهمی ها، بیچاره ملت ایران که چو طفلی صغیر و یتیم، هزار کفیل خودخوانده دارند.
فکر میکنم  ریشه دلواپس بازی در دهه ۹۰ به سال ۱۳۹۳ تازی خورشیدی بازگردد که مخالفان توافق نامه برجام در محل سفارت اشغالی آمریکا همایشی برگزار کردند با این عنوان :


دلواپسیم؛ همایش مخالفان توافق با آمریکا 


پس از پیدا شدن واژه دلواپس در همایش چماق کشهای اصولگرا یا همان برادران قاچاقچی سپاه که به قول حسن بنفش کاسبان تحریم هستند، ما هر چند وقت یکبار شاهد زایش این جریان و دلواپسی های تازه هستیم.


پس از ورود اینترنت به ایران و شکسته شدن سد انحصار خبری صدا و سیما، این روزها دلواپسان پس از نابودی برجام به سراغ خر دجال یا همان اینترنت جهانی آمده اند و با اسم رمز «صیانت» از حریم خصوصی کاربران، برای قطع کردن مردم ایران از همین ارتباط ذغالی با جهان آزاد لحظه شماری میکنند و‌ خلاصه اوضاع بدجور دلواپس در دلواپس شده است.


در کنار این دلواپسی های داخلی، این روزها ایرانیان خارج از کشور هم دلواپسی های خاص خودشان را دارند. مثلا این رفیق سمیعی( اسم کوچکش را نمیدانم غلام است یا مخ لص یا چاکر؟) که خود از قضا ساکن آمریکا هم است،  مدام نگران تحریم های امریکاست که چرا جیب سرداران سپاه و بنیادهای اقتصادی رهبر را نشانه رفته است؛ و صد البته تعجب نکنید که او‌ هم با خرج کردن از نام ملت ایران، خواهان رفع تحریم از سپاه و خامنه ای است، گر نه اگر او‌ هم نقاب خیرخواهی و دلواپس مردم ایران بودن را کنار بگذارد، هیچ فرقی با حسین شریعتمداری ندارد!


چند روز پیش هم در یکی از فیلم های بزرگداشت مرحوم بنی صدر اشاره شده است که آن آخرین ضلع مثلث بیق در نهایت توهم و خودشیفتگی دلواپس انحصار وراثت جسد اسلام زده خویش بوده اند و وصیت کرده اند :


هر وقت ایران مستقل و آزاد شد، این جنازه متعلق به آن ملت و به آن سرزمین است!


یعنی رضا شاه کبیر و‌نادرشاه افشار هم چنین اوهامی در مورد جنازه خویش نداشتند که این بزرگوار داشت! واقعا آدمی نمیداند با مرده و زنده این ترمیناتورهای ۵۷ T  چگونه سخن بگوید؟

آخر مرحومی که سالها پیش از مرگ جسد اسلام زده ات تاریخ مصرفت تمام شد، تو فکر کرده ای که بوده ای و چه خدماتی به مردم کرده ای که اکنون مردم به فکر این باشند که با جنازه ات چه کنند!؟
خودشیفته ای که آرزویش رییس جمهور شدن بوده است و برای رسیدن به آرزویش دست اهریمنی چو‌خمینی را بوسه داده است و همراه با قطب زاده و یزدی ملعون خمینی را با لوبریکنت برند «گاندی» به مردم ایران شیاف کرد، براستی که باید هم «دلواپس» لاشه بویناک خویش باشد که پس از رفتن از «هیچ» به «نیستی»، تکلیفش چه میشود!

در رژیم بعدی اگر واواکی در کار نباشد، باید یکی از جوابهای چهارگزینه ای در مبحث دلایل به فنا رفتن ایران در زمان پیروزی انقلاب صد در صد اسلامی، آرزوی رییس جمهور شدن بنی صدر باشد. ای کاش آن همیشه رییس جمهور منتخب میدانست که او هیچوقت به آرزویش نرسید چرا که او فقط رییس جمهور خمینی شد و تا حمایت خمینی را از دست داد، همانطور که زنده یاد جاوید نام، شاپور بختیار گفته بود، او بدون خمینی یک «هیچ» شد.


اصلا خوب است به خاطر دلواپسی های مرحوم پس از ساقط شدن جمهوری اسلامی، یک رفراندوم بگذاریم و ببینیم جسد مرحوم را در مرقد امام، پدر معنوی ایشان دفن کنیم یا اصلا یک بارگاه مثلثی شکل جدید به سبک اهرام مصر بسازیم و با انتقال استخوانهای پوسیده قطب زاده و یزدی ملعون و بنی صدر خود شیفته، «اهرام بیق» را در روستای « احمد اباد» بنا کنیم! بالاخره حیف است ….


به زودی به عنوان یک شهروند ساده میخواهم در مورد «دلواپسان» برون مرزی و نگران جان مردم بنویسم. همانها که مردم را با دست خالی به مسلخگاه یا همان قتلگاه اعتراضات بی برنامه و بی هدف و بی رهبردعوت میکنند تا بیماران جنسی و عقده ای سپاهی و بسیجی با خیالی آسوده و بی نگرانی از عقوبت، مشغول به «جنایت بی مکافات» شوند!
همانها که به بهانه دفاع از جان مردم ، سالهاست مردم را قربانی مشتی متجاوز و بیمار جنسی در کهریزک ها کرده اند!


همانها که هنوز دوزاریشان نیفتاده است با غول اسلام و سیاستی که النصر بالرعب است جز با خلق وحشتی بزرگتر نمیتوان بر آن ها غلبه کرد.
همانهای که به ظاهر عاقل اند اما نمیدانند فقط ما در جاده های جمهوری اسلامی با قاتلی به نام پراید و پرشیا سالی نزدیک به ۱۵۰۰۰ نفر بیشتر را فدای  ولایت علی و رهبری داهیانه اش میکنیم!

جمهوری اسلامی مثل آب خوردن آدم میکشد چون هیچکدام از جنایت هایش تا کنون عقوبتی برایشان نداشته است!
در سال ۶۷ این همه آدم کشتند، چه شد؟در ابان ۹۸ این همه مردم بیگناه را به گلوله بستند، چه شد!؟
آری ، جان مردم دقیقا چون «عزیز» است و «مهم»، نباید در تظاهراتهایی که فقط نتیجه اش بالابردن آدرنالین خون خاله زنک های تلویزیونهای لس آنجلسی است، قربانی شوند!

وقتی میگوییم مردم دست خالی نباشند، منظورمان این نیست که مردم دنبال توپ و تانک و بابا صدام و چهارتا خشتک پاره بی وطن بگردند، نه! وقتی میگوییم مردم دست خالی نباشند، منظورمان این نیست که مثلا منتظر باشند حقیرانی چو اسلیپی جو و یا ترامپک  برایشان در خواب های امیر عباس فخرآور اسلحه ارسال کنند، وقتی میگوییم مردم دست خالی نباشند، منظورمان این نیست اسراییل برایمان با پست تی پکس اسلحه بفرستد، وقتی میگوییم مردم دست خالی نباشند، منظورمان این نیست که هر ایرانی غیور آریایی همچو رمبو با اسلحه هایی که وجود خارجی ندارد و تنها در خیال شاسکول هایی چو فخرآور به دست مردم رسیده است، جنگ های خیابانی به راه بیاندازند، نه! وقتی میگوییم مردم دست خالی نباشند یعنی با هر وسیله ای از خود دفاع کنند و به دشمن «حمله» کنند و به نقاط ضعفش ضربه وارد کنند! فلسفه مبارزه پارتیزانی با گروهک بازی کاملا با هم فرق دارد. لطفا این ها را با هم مخلوط نکنید!

عالیجنابان و سروران دلواپس برون مرزی،


 کسانی که بر قبر کورش آب میبندند و دختر ایرانی را در فجیره و مالزی و ترکیه خرید و فروش میکنند و به عمد مواد مخدر صنعتی را ارزان در جامعه پخش میکنند و‌ در تظاهراتها به مردم بی دفاع  نه یک بار یا دوبار، بلکه از آغاز تا کنون با اسلحه  گرم شلیک میکنند و اگر پا بدهد به مرد و زن تجاوز میکنند و خلاصه جنایتی نیست که مرتکب نشوند را ، با این مبنا که چون زبان فارسی میدانند پس «خارجی» نیستندو‌ پس لابد «دشمن» هم نیستند، پس نباید از بین ببریم _ اگر نگوییم این تفکر بسیار ساده لوحانه است_  در بهترین حالت یک سوء تفاهم حیرت برانگیز در برخورد با پدیده ای غیر طبیعی به نام جمهوری اسلامی است.

کارنامه جمهوری اسلامی نشان میدهد هیچ بیگانه ای که فارسی نمیدانست به اندازه اینها که فارسی صحبت میکنند، به ایران ضربه نزده است. گجستکی که به فرمان «خامنه ای» نوید افکاری ها را بر دار میکند و به قلب نداها و‌ مغز پویاها شلیک میکند، نامش هموطن نیست، بلکه بیگانه ای است که در جغرافیای ایران به دنیا آمده است. میزان سنجش ایرانی بودن، علاقه و خدمت به فرهنگ این مرز و بوم است، نه یک حادثه تولد در یک مکان جغرافیایی خاص به نام ایران!


در برخورد با جمهوری جنایت و فرقه تبهکار باید به قول خود خامنه ای آتش به اختیار به سیستم و نگهبانانش ضربه وارد کرد. برای این کار احتیاج به هیچ تشکیلات و لباس و روسری خاک بر سری و شلوار پلنگی و امام زمان اول و «دوم» نیست؛ فقط کافی است تمام این هموطنانی که «خودکشی» میکنند، توجه بفرمایید روی سخنمان با آنهایی است که این روزها در اخبار میخوانیم یا خود را آتش میزنند یا از روی پل ها پرت میکنند یا قرص میخورند، به جای خودکشی بیهوده، پیش از رفتن از این دنیایی که از آن سیر شده اند، مثلا قاتل دکتر بختیار یا همین حسین شریعتمداری یا امثال لاجوردی ها را که دارند راست راست در خیابان های تهران میچرخند را با خود همسفر کنند!


اگر فقط همین افرادی که در ایران خودکشی میکنند، به جای خودکشی تصمیم بگیرند جنایتکاران را تنبیه کنند، باور بفرمایید آنکسی که به مردم بی دفاع شلیک میکند، درقیام های آینده پیش از شلیک به بچه های مردم دوبار فکر خواهد کرد!


حالا اگر به این کسانی که خودکشی میکنند آمار کسانی را که بیماری های لاعلاج دارند و در انتظار مرگ قطعی هستند را هم اضافه کنید؛ باور کنید دیگر لازم نیست جان های نازنینی چو پویاها و‌نداها وسط خیابان ها قربانی شوند! 


در بهترین حالت فقط سالی ۱۵۰۰۰ هزارنفر از مردم ما در جاده ها و‌ماشین های ساخت جمهوری اسلامی از بین میروند! همین آمار ۱۰ سال گذشته را اگر فقط معیاری برای هزینه سنجی قرار دهیم، خواهیم دید که تقریبا به اندازه یک جنگ خونین چند ساله با دشمن خارجی قربانی داده ایم! اگر این افرادی که بر اثر بی لیاقتی نظام در جاده ها تلف شدند برای حقشان جنگیده بودند، ما سالها بود که رها شده بودیم!


کلمات را میتوان تغییر داد، اما اعداد چیز دیگرند و‌منطق ریاضی دنیای دیگری دارد.

به آنچه که دعوت شد، مخاطبش کسانی است که هر روز خودکشی میکنند، پس این حربه که مردم را به مرگ دعوت میکنند، کاربردی ندارد و‌مزدوران نظام و به خواب رفتگان عمدی و «دلواپسان» ناخواسته !!!باید پاسخ دیگری جز کولیگری و دلواپسی انتخاب کنند!

یکی از نکات حیرت انگیز رندان دلواپس برون مرزی این است که فقط قربانیان جمهوری اسلامی و جان های از میان رفته را در تعداد کشته شدگان تظاهرات ها جستجو میکنند و مثلا با ماشین حساب می گویند بله، در آبان ۱۵۰۰ نفر را کشتند، در جنبش سبز کمتر از دویست نفر را، در دی ماه ۹۶ فلان نفر و در کشتار شصت و هفت هم چند هزار نفر دیگر را!

نخیر دلواپس گرامی، اگر نگران جان مردم هستید، لطفا تعداد کسانی که به خاطر این نظام اهریمنی خودکشی میکنند را هم به آمارتان اضافه کنید. لطفا تعداد پناهجویانی که از ترس اهریمن جمهوری اسلامی در دریای مدیترانه غرق میشوند را هم حساب کنید! لطفا تعداد روانی های افسرده که در کشورهای اروپایی در دخمه های خویش خود را حلق آویز میکنند را هم حساب کنید! لطفا تعداد جانباختگان تصادفات جاده ای را که اکثریتشان به خاطر سوء مدیریت و جاده های نا امن و ماشین های بی کیفیت ساخت جمهوری اسلامی جان باخته اند را هم به تعداد جان های نازنینی که این نظام از بین برده است، اضافه کنید!

لطفا تعداد دختران فقیری را که همچو عروسک های لولیتا به کشورهای حاشیه خلیج فارس صادر میشوند و از سرنوشتشان اطلاعی در دسترس نیست را هم به قربانیان این رژیم اضافه کنید.

لطفا تعداد جنین هایی را که از سر ناچاری و فقر، خوشبختانه پیش از به دنیا آمدن در ایران اسلامی توسط پدر و مادرهایشان در نطفه خفه میشوند را هم به قربانیان این رژیم اضافه کنید!

آری، آنهایی را که رژیم به قتل میرساند، فقط در کف خیابان ها و قیام ها جستجو نکنید! اگر خود را به خواب زده اید، که هیچ! اما اگر واقعا خواب هستید، امیدوارم بیدار شوید.

اگر تعداد میانگین جانباختگان تصادفات در یک کشور عادی را از ۲۰۲ هزار نفر کم کنید، به تعداد جانباختگان ایرانی که توسط جاده های نا امن و پرایدهای داغون به قتل میرسند، خواهید رسید! عددی که چیزی کم از تعداد جانباختگان جنگ ۶+۲ ایران و عراق ندارد!

و حرف آخر هم مربوط به تجزیه هراسی است. ایران را همان روزی که ۵۷ تیون تحویل خمینی دادند، تجزیه کردید و حماسه های جنگ ایران و عراق را هم بگذارید به پای ارتش شاهنشاهی و نسلی که پهلوی ها با هزاران مشکل تربیتش کردند و شما نامردمان با بی خردی و ناجوانمردی، آنها را یا به خلخالی ها سپردید و یا در میدان های جنگ و یا در در گوشه زندانها به قتل رساندید. اینکه در نقشه ها ایران وجود دارد اما آن همدلی و همزیستی مسالمت آمیز چند هزارساله را در طول ۴۳ سال از بین بردید، خود نشان میدهد که ایران را موریانه حماقت و جهالت شما از درون جویده است و آنچه که در آذربایجان و سیستان و بلوچستان و کردستان در جریان است، نشان از اتفاقی دارد که آمدنش نزدیک است اما همه با گفتن انشاء الله گربه است، میخواهند به این ماجرا کسی نپردازد!

آنهایی که ایران را تحویل خمینی دادند و مردم ساده دل دوران پهلوی را که تازه از «خزینه قاجار» بیرون آمده بودند، فریفتند و جمهوری اسلامی را بنا کردند، امروز پاسخ بدهند که بهایی ها کجا هستند؟ یهودی ها کجایند؟ ارمنی ها کجایند؟ در قیام های اخیر، آذربایجان کجا بوده است!؟

به قول شاعر همدلی از همزبانی «خوشتر» است یا بهتر است بگوییم، بود!

آری، دلواپسان، دلواپس تجزیه ایران نباشید که ایران را همان ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ شماها تجزیه کردید. اگر این انقلاب اسلامی _ کمونیستی ننگین وجود نداشت، چه بسا بسیاری از ایالت های ایران که در زمان فروپاشی شوروی حیران بودند که چه باید کرد، امروز در آغوش ایران شاهنشاهی بودند و هیچکس امروز از خطری به نام ترکیه و جمهوری باکو ( برای دلخوشی به سبک ایرانی) صحبت نمیکرد٫

داستان انقلاب ۵۷ و راه خمینی ، داستان همان غولی است که از چراغ بیرون آوردید و حالا هیچکس توان دوباره داخل چراغ کردن آقا غوله را ندارد!

امضاء: یک شهروند ساده ایرانی

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
6 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها