دکان مذهب و جاعلان حدیث- بخش چهارم

روال نقل احادیث در کتب شیعه مخصوصا در اصول کافی بدینگونه است که یک سخنی را از شخصی نقل می کنند که او هم آنرا از شخصی دیگری و او نیز از نفر بعدی شنیده و غالبا ختم میشود به اینکه آن سخن را امام صادق گفته.

خب، حالا اگر حدیث مزخرفی در این کتاب اصول کافی دیدید دو حالت ممکن است وجود داشته باشد:

1- آن حرف بی پایه و مزخرف را امام صادق گفته

2- اصولا امام صادق چنین چیزی نگفته بلکه برخی افراد و از جمله خود شیخ کلینی و علامه مجلسی و امثالهم مزخرف بافی کرده اند ولی نه تنها آنها در طول تاریخ هیچگاه مورد مواخذه قرار نگرفته اند بلکه تکریم و تقدیس هم شده اند.

الان شما از یک آخوند معمولی و یا حتی مرجع تقلید درمورد شیخ کلینی یا مجلسی یا محدث تبریزی و محدث قمی نظر خواهی کنید. خواهید دیدید آنچنان با آب و تاب از آنها تعریف و تمجید می کنند که گویی اینها نبودند که همین احادیث مزخرف را جمع آوری و ترویج کرده اند.

جالب است بدانید درمورد عظمت و تقدس شیخ کلینی داستانهای عجیبی نقل می کنند. مثلا آیت الله دستغیب نوشته است که صد سال پس از مرگ شیخ کلینی قبر او را به مناسبتی شکافتند. و دیدند پیکر مقدس ایشان هنوز تازه است و یک بچه شیر هم در کنار ایشان خوابیده!!

یا در مورد شیخ طبرسی و یا ابن بابویه همین داستانهای مزخرف و دروغ را در کتابهای مختلف نوشته اند.

نتیجه ای که میخواهیم بگیریم این است که جاعلان احادیث نه تنها مسئولیت کارهای خلاف خود را نپذیرفته اند بلکه در طول تاریخ چند قرن اخیر همواره مورد تمجید دیگر آخوندهای شیعه قرار گرفته اند و این خود یکی از تضادهایی است که دستگاه فقاهت تشیع عاجز از پاسخگویی است.

به اشتراک بگذارید:
1 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها