حالا دیدید روشنفکر مذهبی چقدر عوام است؟

بسیاری از شما دهه ۶۰ یا ۷۰ را ندیده اید. زمانی که همین عبدالکریم سروش چه برو و بیایی داشت. دانشجویان از نقاط دور و نزدیک هجوم می آوردند پای سخنرانی هایش. کلامش شده بود آیه قرآن و ملاک حق و باطل. بسیاری از همین اصلاح طلبان امروزی در واقع سروش را مراد و استاد خود می دانستند.

آنروزها کسی جرات نداشت از خیانت و جنایتی که سروش در تعطیلی دانشگاهها و اخراج اساتید غیرحزب اللهی کرد سخنی بگوید زیرا همه می گفتند سروش فیلسوف است، استاد است، روشنفکر است، اندیشمند است. دیگر کسی دنبال نقد عملکرد او نبود.

اما گذر زمان خیلی چیزها را عوض کرد و چشم مردم باز شد و پرده ها کنار رفت و چهره زشت عبدالکریم سروش و میزان بلاهت و حماقتش بر همگان آشکار شد. گویی او دیگر نه فیلسوف است و نه روشنفکر و صاحب اندیشه، او در واقع یک آخوند مرتجع بدون عمامه است. آخر چه فعل و انفعالی در کله پوک سروش رخ داده که شرکت در انتخابات مفتضحانه رژیم را اینگونه ستایش می کند؟

آیا غیر از جهالت و بلاهت دلیل دیگری دارد؟

مثلا اگر سروش زبان در کام میگرفت و برای رای دادن به همتی شر و ور نمی بافت، چیزی از دست میداد؟

وضعیت طوری شده که یک آدم بیسواد در دورافتاده ترین روستاهای ایران که انتخابات مسخره رژیم را تحریم کرده، فهم و شعورش از این عبدالکریم سروش ابله بالاتر است.

شاید سروش خودش این را نداند ولی از نظر من همه آثار کتبی و شفاهی سروش اندازه یک فرغون پهن برای سعادت و پیشرفت مردم فایده ای نداشته و ندارد.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
2 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها