روایتی خنده دار از اصول کافی-3

{سابقاً رسم بود که برای کم کردن فشار خون یا صاف نمودن آن، رگی را سوراخ می نمودند، تا از آن مقداری خون بیرون بیاید، و به آن شخصی که این کار را می کند رگزن می گفتند.)
یک نفر رگزن مسیحی می گوید: امام حسن عسکری(ع) هنگام ظهر مرا طلبید و رگی از بدنش را به من نشان داد و فرمود: این رگ را بزن!.
من آن رگ را نمی شناختم، با خود گفتم: کاری عجیب تر از این ندیده ام، از یک سو به من دستور می دهد، رگی را که نمی شناسم، بشکافم، و از سوی دیگر هنگام ظهر که وقت رگ زدن نیست، این دستور را به من می دهد .
به هر حال، سخنش را اطاعت کردم و آن رگ مورد نظر امام را زدم، و محل آن را بستم، به من فرمود: در همین خانه در انتظار من باش.
وقتی که شب شد، مرا طلبید و فرمود: محل بسته را باز کن، باز کردم، سپس فرمود: ببند، بستم.
فرمود: در این خانه در انتظار من باش، وقتی که نصف شب شد مرا طلبید و فرمود: محل بسته را باز کن، من بیشتر از آغاز کار، تعجب کردم، در عین حال سکوت کردم، وقتی که محل بسته را گشودم خون سفیدی مانند نمک بیرون آمد، سپس به من فرمود: ببند، محل را بستم، باز فرمود: در خانه باش.
هنگامی که صبح شد به سرپرست مخارج خانه اش فرمود: سه دینار به من بدهد، او سه دینار به من داد و من از خانه آن حضرت بیرون آمدم.
این موضوع همچنان برایم مبهم بود تا اینکه نزد بختیشوع (طبیب معروف مسیحی) رفتم و ماجرا را به او گزارش دادم، او گفت: به خدا من درک نمی کنم که تو چه می گویی، و در علم طب چنین چیزی نیافته ام و در هیچ کتابی چنین چیزی ندیده ام، تو را به فلان مرد مسیحی ایرانی، که به کتابهای مسیحیان آگاهی دارد، معرفی می کنم نزد او برو، و ماجرا را بگو شاید به راز مطلب پی ببری.
رگزن مسیحی می گوید: قایقی در بصره کرایه کردم و به اهواز رفتم و از آنجا به شیراز سفر نمودم و در شیراز نزد آن عالم مسیحی ایرانی رفتم و ماجرا را به او گفتم، و بیان راز آن را از او خواستم.
او گفت: چند روز به من مهلت بده.
چند روز به او مهلت دادم، سپس برای دریافت پاسخ، به حضورش رفتم، به من گفت: این موضوعی که از این مرد (امام حسن عسکری – ع) نقل می کنی، حضرت مسیح(ع) یک بار آن را در تمام عمرش، انجام داده است!!!

منبع: اصول کافی- باب مایفصل به دعوی المحق و المبطل- حدیث 24، ص 512 و 513 – ج 1

واقعا به چنین مزخرفاتی  چه نامی باید گذاشت؟

بلاهت و مسخرگی از سرتا پای این کتب معتبر تشیع می بارد. زبان انسان قفل میشود از فرط پوچی و بی خردی این امامان شیعه.

به اشتراک بگذارید:
3 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها