روایت قتل کسروی

نصرت الله امینی در خاطراتش روایتی از قتل کسروی بدست میدهد. قتل کسروی بی شک یکی از مهمترین وقایع تاریخ معاصر ایران و نقطه ای بود که  روحانیت اقتدار و بی رحمی خویش، و حکومت ایران مسخرگی و بی عرضگی خویش را به نمایش گذاشت و جریان روشنگری متوقف شد.

در این روایت (دقیقه 1:54 تا 2:01)  امینی که خود بلافاصله به محل جنایت رفته نقل میکند که منشی کسروی، حداد پور که مسلح بود در قسمت عقب دادگاه نشسته بود و برادران امامی وارد میشوند و یکی از آنها میرود به سوی کسروی و با کارد به گلوی او میزند و حدادپور هم بلند میشود که به سوی او شلیک کند و برادر دیگر امامی با چاقو به بازوی حدادپور میزند و تیر خطا میرود و به شکم کسروی میخورد. بازپرس هم به جای صدا زدن نگهبانان همان لحظه غش میکند. بنا بر روایت او فقط همین یک گلوله شلیک شده است. بعد هم در دادگاه برادران امامی حکم میشود که آنچه موجب قتل کسروی شده گلوله حدادپور بوده و برادران امامی با سلام و صلوات آزاد میشوند.  پس از آن هم چنان که میدانیم برایشان گوسفند سر میبرند و دل مومنین شاد میشود.

نصرت الله امینی مرد صادقی به نظر می آید و اما مردی مذهبی نیز هست که به مصدق و خمینی بسیار نزدیک بوده است.  معلوم نیست که او در پذیرش و بیان این روایت پر از تناقض، که روایت رسمی دادگاه ایران نیز هست، صداقت را بکنار گذاشته و یا خصلت مذهبی او باعث باور نمودن داستانی شده که سپس باعث تبرئه قاتلین کسروی که همانا سربازان اسلام بودند شده است. بی شک خود او نیز در ته دل از این قتل ناخرسند نبوده است و شاید این حقوقدان به عنوان شاهد نیز در آن دادگاه شرکت کرده باشد.

در این روایت معلوم نیست که چرا کسروی که یک بار همین برادران امامی به او سوء قصد کرده بودند اجازه میدهد که امامی به اونزدیک شود؟ چرا حدادپور صبر میکند تا امامی به کسروی رسیده و ضربه ای با چاقو به او بزند پیش از آن که برخیزد که از آن فاصله دور نشانه گیری کند که با گلاویز شدن آن دو تقریبا محال بود. چرا به سمت کسروی ندوید و از اسلحه به موقع استفاده نکرد؟ اگر میشد اسلحه به درون دادگاه برد چرا کسروی اسلحه اش را بهمراه نداشت؟ اگر فقط یک گلوله شلیک شد، گلوله  های دیگری که به کسروی و حدادپور خورده بود از کجا آمده بود؟ اگر همه این روایت هم بپذیریم و مرگ کسروی را ناشی از گلوله حدادپور بدانیم که باز جرم امامی ها را کاهش نمیدهد آن وقت قتل حدادپور چه میشود؟  گویا برای دادگاه مضحک ایران و افرادی چون نصرت الله امینی، حدادپور مترسک سر جالیز بوده.

ناصر پاکدامن روایت بهتری از قتل کسروی میدهد که بنا بر آن کسروی نیز مسلح بوده و او نیز پشت میز بازپرس رفته و به امامی ها که آنها نیز قمه و تفنگ داشتند شلیک میکند اما این روایت نیز ضعیف است و معلوم نیست که چگونه گلاویز شدن برادران امامی در ورودی دادگاه باعث عکس العمل از سوی کسروی و بازپرس نشد.

نصرت الله امینی دو نکته قابل توجه دیگر در خاطراتش در مورد حاج علی رزم آرا و مصدق دارد.

در مورد رزم آرا او میگوید که رزم آرا هم به ارتش تسلط داشت و هم با بسیاری از عشایر ایران نزدیک بود و میخواست با کمک این دو کودتا کند. قرار بود کودتا کند و گروهی از عشایر کرد به مجلس ریخته و مجلس را تسخیر کنند و نمایندگان را دستگیر نموده و برخی از نمایندگان را نیز بکشند. باور این ادعا به دلایل گوناگون بسیار سخت است.

در مورد مصدق او نقل میکند که مصدق در وصیت نامه اش مبلغی را برای روزه و حج قضا شده اش تعیین میکند که آن مبلغ را گویا به آیت الله حائری میدهند که حج مصدق را بجا آورد. او میگوید این پاسخ به کسانی است که میگویند مصدق مذهبی نبود. در این که مصدق فردی مذهبی بود شکی نیست اما معلوم نیست که این وصیت را از شدت مذهبی بودن نموده و یا مردی که مهمترین چیز برایش محبوبیت و اشتهارش نزد مردم بود نمیخواست پس از مرگش بگویند مصدق به حج نرفت و قضای آن را هم بجا نیاورد. در هر دوصورت موجب بدنامی است.

https://youtu.be/ZZz9gH7GmQs?t=6840

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
4 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها